در انتظار هالووین، من تازه مجموعه کاملی از مجموعه کتاب «داستان های ترسناک برای گفتن در تاریکی» (آلوین شوارتز، 1981؛ 1984؛ 1991) را انتخاب کردم، که در کودکی آن را دوست داشتم (علیرغم چند داستان که باعث ایجاد آن شد. کابوس های مهم). با ورق زدن صفحات، به یاد آوردم که بسیاری از داستانهای این مجموعه بر اساس فولکلور نوشته شدهاند، که مرا به روانشناسی این گونه داستانها، تاریخ و هدف آنها واداشت. با توجه به زمان سال، فکر کردم که خوانندگان این وبلاگ ممکن است چنین بحثی را جالب بدانند.
وضعیت فعلی داستان گویی ترسناک را در نظر بگیرید. ما از نظر نحوه مصرف چنین داستانهایی (برای مثال، رسانههای مبتنی بر متن مانند کتابها و منابع آنلاین، و فیلم (به 6 فیلم ترسناک بزرگ که نیاز به تفکر انعکاسی دارند مراجعه کنید) از انتخاب خود رنجیدهایم. اما، ما نباید بدهی را فراموش کنیم. وحشت مدرن مدیون تأثیر داستان ارواح فروتن است.
وقتی به داستان های سنتی ارواح فکر می کنیم، بسیاری از ما به پو، ایروینگ، لاوکرافت، شلی، استوکر و بسیاری دیگر از نویسندگان داستان گوتیک اواخر دهه 19 برمی گردیم.هفتم و اوایل 20هفتم قرن پیش از این نیز، روایتهای مربوط به شبح کوک لین در انگلستان دهه 1760 است. گزارشهایی از تالار لوفتوس در اوایل دهه 1700 (تسخیر شدهترین خانه در ایرلند که من با لذت فراوان از آن بازدید کردهام). و قلعه اوترانتو (1764)، اثر هوراس والپول. البته، داستانهای ماوراء طبیعی فراتر از ارواح به سایر موجودات «پس از زندگی» گسترش مییابند. برای مثال، خونآشامها (یعنی بر اساس افسانههای چند صد ساله در مورد مردههای احیا شده که عملکرد بدن خود را با تغذیه از خون زنده حفظ میکنند؛ به ویژه دراکولا، بر اساس 15هفتم قرن ولاد شمشیرباز)؛ هیولاهای مرده (به عنوان مثال، هیولای فرانکشتاین)؛ انواع زامبی های مختلف که از فرهنگ عامه آفریقایی-کارائیب سرچشمه می گیرند. لیست ادامه دارد.
البته، با توجه به افزایش چاپ و فروش گسترده روزنامه ها و نشریات، در چند صد سال گذشته، مجموعه بزرگی از نمونه ها را در اینجا می بینیم. با این حال، مفهوم «ارواح» اساساً در سنتهای شفاهی و دستنویس پیش از این نمونهها است (در یونان باستان، حدود 500-100 م. هیپولیتوسبه عنوان مثال).
ماهیت سنتی از روح روح یک فرد متوفی بودن، جوهر فردی است که پس از مرگ زمینی خود زندگی می کند. از برخی جهات، مفهوم ارواح چیز امیدوارکننده و خوشحال کننده ای است. شاید بتوان گفت که این مفهوم به قدمت خود دین است. در واقع، این ژانر در آمیزه ای از سنت های مذهبی و فولکلور ریشه دارد.
خارج از باور دینی، این نیز نشان می دهد که مرگ پایان کار نیست. و اینکه چیز دیگری برای ما وجود دارد. با این حال، همانطور که چنین وجودی میتواند مثبت باشد و به آن نگاه شود، در را برای چیزهایی باز میکند که ممکن است همگی خوشبختی و مثبت نباشند (در غیاب اعتراف به «بد» چیزی به نام «خوب» وجود ندارد). جایگزینی که ارائه میکند منعکسکنندههای بدی است که چیزی جز رنج برای همه کسانی که با آن مواجه میشود به ارمغان نمیآورد. یا، به میزان کمتری از «بد»، الف روح انتقام جو که صرفاً خواهان تلافی برای اشتباه قبلی است که در حق آنها انجام شده است.
نکته جالب دیگری که باید در نظر گرفت این است که بسیاری از فرهنگهای گسترده دارای سنت روایی مشابهی از داستانهای ارواح هستند (چیندی از سنت مذهبی ناواهو، لمورهای روم باستان، و اونریو از 8).هفتم قرن ژاپن)، از جمله نسخه های مختلف از همان داستان های عمومی (مارک تواین بازوی طلایی یک برداشت «مدرن» از یک مثال خاص). به ویژه آنهایی که در مورد ارواح زنان مظلوم (Churel از جنوب آسیا، Dama Branca از برزیل و Madam Koi Koi از آفریقا) هستند. چنین همپوشانی، تا حدی نشان میدهد که چنین داستانهایی در خدمت یک هدف(ها) هستند.
هدف این داستان ها چیست؟ یکی دیگر از موضوعات مشترک در این داستان های ارواح ممکن است به خوبی به این سوال پاسخ دهد. که یکی از ترویج اعتقاد اخلاقی، انجام کار درست و احترام است. در واقع، داستانهای ارواح معمولاً در مورد اطمینان از عدم بدرفتاری با همنوعان خود هستند، مبادا آنها یا نمایندهای شما را در زندگی پس از مرگ تعقیب کنند (Banquo's Ghost in مک بث) و احترام گذاشتن به اموات (احترام به یاد و مراسم تدفین آن مرحوم، مانند پولترگیست و حتی جمعه 13هفتم قسمت ششم). چنین انتقامی اغلب از طریق “شبح انتقام جو” فوق الذکر انجام می شود، که تا زمانی که شکایت آنها برطرف نشود، نمی تواند در آرامش باشد.آب نبات و کلاغ).
اما، داستان گویان نمی توانند پیام های خود را کمتر منتقل کنند منحرف یعنی؟ مطمئناً می توانستند، و دارند و به این کار ادامه می دهند. به عنوان مثال، پیام های مثبت را در نظر بگیرید: با دیگران چنان کن که دوست داری با تو بکنند، معمولاً در متون و آموزه های دینی دیده می شود. البته، مردم همیشه، چه از دین و چه حتی نجابت مشترک، پیروی نمی کنند (نه اینکه این دو لزوماً مرتبط یا منحصر به یکدیگر باشند). گاهی اوقات، انگیزه اضافی مورد نیاز است.
داستانهای ارواح با بهرهبرداری از ترس مردم از مرگ و ناشناختهها به این انگیزه اضافه میرسند. به این معنا که بر این منطق کار میکند که مردم میتوانند از انجام کارهای خوب بترسند (به دیدگاههای مذهبی بازگردیم، دیدگاههای کالوینیسم را در مورد آتش و گوگرد در روزهای اولیه زندگی آمریکایی استعماری در نظر بگیرید). به همین ترتیب، آیا اسکروج در طول یک شب به این سرعت رو به رو می شد، اگر سه روح از او دیدن نمی کردند؟
علاوه بر این، استفاده از داستان های ارواح و ترسناک همچنان به عنوان اشکال نمایشنامه های اخلاقی مورد استفاده قرار می گیرد. آنها اغلب بسیار بیشتر از خشونت بیمعنی به خاطر آن هستند (جرج رومرو شب مردگان زنده به عنوان تفسیر اجتماعی در مورد روابط نژادی در دهه 1960 و طلوع مردگان در اولویت دادن به مصرف گرایی و مادی گرایی بر مردم). حتی کوبریک درخشان به عنوان تمثیلی برای اهمیت دوست داشتن و خدمت به خانواده (از طریق برخی اشارات مبهم به دانته دوزخ) و شرارت های مرتبط با نسل کشی امپراتوری. در واقع، فیلم های ترسناک نیز هنوز برای بیان اینکه فقط «خوب» زنده خواهد ماند («دختر پایانی» باکره در مقابل شیطان جنس مصرف کننده مواد مخدر) استفاده کنید.
اما، بچه ها چطور؟ سکس، خون، و گور برای آنها صحنه نیست! در واقع، به یاد میآورم که در سن 4 سالگی پس از دیدن صحنهای از الف کابوس در خیابان الم وقتی یک شب از رختخواب پایین آمدم – در حالی که نباید می کردم، از تلویزیون فیلم بگیرید. خوب، درجات مختلفی از ترس وجود دارد، برخی از آنها برای کودکان مناسب تر از دیگران هستند، بسته به سن. اگرچه بچهها ممکن است درسهای اخلاقی انتزاعیتر را درک نکنند، میتوانند برخی از آنها و همچنین درسهای ایمنی را که اغلب در پیامشان مشخصتر است، مانند «مراقب خواستههایت باش» و «با غریبهها صحبت نکن» را درک کنند. .
با آن، مردم دوست دارند که بترسند. شاید این هدفی برای خودش باشد، در دوران مدرن تر. وحشت یک تجارت عظیم و پرسود است. به دلیل پیشرفت تکنولوژی (افزایش رسانه ها) و آموزش (توانایی نوشتن)، سیل قابل بحثی در بازار وجود دارد. فرمول داستان ارواح و ترسناک برای جا دادن تغییر می کند. هیچ کس یک داستان را بارها و بارها نمی خواهد. نویسندگان مدرن اغلب انتظارات را زیر سوال می برند. اکنون، ما برداشتهای سنتی کمتری از ارواح و وحشت داریم (که چیز بدی نیست، زیرا تلاشهای خلاقانه را آزاد میکند و پتانسیل پیامهای جدید و انواع زیر ژانرهای جالب را گسترش میدهد؛ داستانهای عجیب و غریب مانند باتلر. سال وجود ندارد، ادبیات ارگودیک در دانیلوسکی خانه برگ و متا ترسناک مانند فیلم «Cabin the Woods» در سال 2012). نکته این است که داستانهای ارواح هزاران سال است که وجود داشته و همچنان در حال تکامل است. آنها برای بسیاری سرگرم کننده هستند. ممکن است لذت روانی ذاتی را برآورده کند. و می تواند آموزه های ارزشمندی را نه تنها در مورد ماهیت روانشناسی، بلکه درس های اخلاق و زندگی ارائه دهد.