همه ما این شعار را شنیدهایم، «جوری برقص که هیچ کس تماشا نمیکند». این به معنای توانمندسازی است – فراخوانی برای رها کردن و ابراز وجود بدون ترس از قضاوت.
اما مشکل اینجاست: توصیه بدی است. چرا؟ از آنجایی که این ایده را تقویت می کند که دیده شدن چیزی برای ترسیدن است، شادی تنها زمانی می تواند وجود داشته باشد که وانمود کنیم از چشمان کنجکاو دیگران دور هستیم.
حقیقت این است که مردم ممکن است تماشا کنند. برخی ممکن است قضاوت کنند: “دوباره همان حرکت؟” یا “میدونی ضرب و شتم هست، درسته؟” دیگران ممکن است تحسین کنند، و بیشتر آنها حتی متوجه نمی شوند.
منبع: آردیان لومی / Unsplash
اما تلاش برای کنترل اینکه دیگران چگونه ما را می بینند – چه با رعایت استانداردهای آنها یا تظاهر به عدم وجود آنها – یک بازی بازنده است. رها کردن این نیاز بسیار رهایی بخش تر است. می تواند دری را به روی ارتباط و الهام باز کند و به ما یادآوری کند که ما بخشی از چیزی بزرگتر هستیم. به هر حال، ما برای رقصیدن تنها از خانههایمان بیرون نیامدهایم – پس بیایید چشمانمان را باز کنیم.
چگونه یاد گرفتم که واقعاً از رقصیدن لذت ببرم
وقتی برای اولین بار تصمیم گرفتم رقص تاب را به عنوان یک تصمیم سال نو بیاموزم، ترس از اشتباه کردن و پنهان کردن بی دست و پا بودنم را درگیر کرده بود. هر قدم با قضاوت سنگین بود – به پاهایم خیره شدم، به این فکر میکردم که آیا این کار را درست انجام میدهم، نگران کسلکردن شرکای خود بودم، و تصور میکردم همه مرا با رقصندگان بهتر مقایسه میکنند.
یک شب، در نیمهی راه یک روال بیهدف دیگر، به من گفت: «اوه، این قرار است سرگرم کننده باشد!» ترس من از قضاوت شدن فقط ربودن شادی من نبود – معلوم است که باعث شده بود رقصنده بدتری هم باشم.
نویسنده شما در حال سرگرمی ناقص گرفتار شد
منبع: نیو کلمبیا سوینگ
وقتی نیاز به اندازهگیری را کنار گذاشتم، ارتباط، الهامبخشی و سرگرمی را پیدا کردم که از دست داده بودم. به جای اینکه جلوی دنیا را بگیرم، متوجه آن شدم. من رقصنده های دیگری را دیدم – شریک هایی که به اشتباهاتشان می خندیدند، رقصندگان باتجربه ای که به حرکات ساده استعداد می بخشیدند، و مبتدیانی مانند من که همه چیزشان را می دهند. شادی آنها مسری بود و من را شعله ور می کرد.
به آنها اجازه دهید
ترس از قضاوت جهانی است – چه در حال رقصیدن، چه در محل کار، یا به اشتراک گذاشتن افکار خود در باشگاه کتاب. این ترس از یک مکان خوب می آید. ما موجوداتی اجتماعی هستیم و طبیعی است که به نظر دیگران اهمیت دهیم. اما موضوع اینجاست: مردم خواهد شد قضاوت کنید به جای تلاش برای متوقف کردن آنها، در عوض نیاز داریم به آنها اجازه دهید.
این طرز فکر که توسط مل رابینز رایج شد نظریه اجازه بدهید، به ما یادآوری می کند که در حالی که قضاوت اجتناب ناپذیر است، لازم نیست ما را تعریف کند. اغلب، قضاوتها بیشتر درباره منتقد نشان میدهند تا کسی که قضاوت میشود. و در نهایت، قضاوت فقط یک نظر است، نه یک واقعیت. اگر احساس غلتیدن چشم یا تمسخر کردید، این را امتحان کنید: در سکوت از منتقد – چه منتقد بیرونی یا درونیتان – به خاطر نظرشان تشکر کنید و سپس روی آنچه واقعاً برای شما اهمیت دارد تمرکز کنید: شاید در وهله اول ظاهر شدن، رشد یا رشد کردن. تلاش شما
لذت تماشای کسی
فراموش کردن این نکته آسان است که وقتی دیگران شما را می بینند، قضاوت تنها چیزی نیست که ممکن است. ممکن است کسی را تشویق کنید که چیز جدیدی را امتحان کند، او ممکن است شجاعت شما را تحسین کند، یا حتی ممکن است بازخورد مفیدی ارائه دهد. هرگز فراموش نمیکنم زمانی که یک مربی از من خواست از کلاس نوسانی متوسط به مبتدی بروم و گفت که باید روی اصول تمرکز کنم. آیا در آن زمان تحقیر آمیز بود؟ بله. آیا دقیقا همان چیزی بود که برای بهبود نیاز داشتم؟ کاملا
شل شدن خودآگاهی به ما این امکان را می دهد که دیگران را واضح تر ببینیم. آنها کمتر به رقابت یا یادآوری کمبودهای ما تبدیل می شوند و بیشتر بخشی از همان رقص مشترک می شوند. شاید اعتماد به نفس کسی را تحسین می کنید، متوجه حرکتی می شوید که می خواهید امتحان کنید، یا احساس می کنید از لذتی که برای حرکت او به ارمغان می آورد، الهام گرفته اید.
اخیراً، در حالی که به طرز ناخوشایندی رقص جدیدی به نام زوک را یاد میگرفتم، از رقصندگانی که در جریانشان گم شده بودند شگفت زده شدم – که با شادی و ارتباط حرکت میکردند. حتی بهتر از آن این بود که به آنها بگویم از انرژی آنها قدردانی می کنم و می بینم که چقدر برای آنها مهم است.
به هیچ وجه “ارائه ای ارائه نکنید که هیچ کس آن را تماشا نمی کند.”
این ایده به همان اندازه در محل کار اعمال می شود، جایی که قضاوت و انتقاد از خود اغلب زیاد است. ارائه، مانند رقص، در مورد ارتباط است – نه کمال. حتی اگر صدایتان بلرزد، اسلایدی را فراموش کنید، یا ممکن است شخص دیگری این کار را به گونهای دیگر انجام داده باشد، این به اشتراک گذاشتن ایدههایتان و رشد در این فرآیند است.
وقتی شروع به ارائه ارائه کردم، به فیلمنامه ها چسبیدم و اسلایدها را به سختی دنبال می کردم. تقریباً به اندازه تماشای پاهایم هنگام رقصیدن مؤثر بود. اکنون، روی مطالعه اتاق، تنظیم لحنم و درگیر شدن با مخاطب تمرکز می کنم. اعتماد به نفس من را ثابت نگه می دارد، اما باز بودن برای دیگران به من اجازه می دهد تا خود را با لحظه وفق دهم.
اعتدال کف رقص
اگر طوری نمی رقصیم که هیچ کس تماشا نمی کند، کجا ما را رها می کند؟ این ما را به یک راه میانه دعوت می کند: ایجاد تعادل بین لذت اعتماد به تلاش خود و باز بودن ارتباط با دیگران. این جوهره آرامش است – یافتن آرامش نه با تظاهر به اینکه کسی در حال تماشا یا تعقیب کمال نیست، بلکه با ثابت ماندن در آنچه واقعاً مهم است.
چنان برقص که اگر دیگران تماشا کنند، جالب است
جادوی رقص اجتماعی این نیست که خودتان را ثابت کنید یا، همانطور که گفته شد، وانمود کنید که کسی تماشا نمی کند. این در مورد پا گذاشتن روی زمین، تلو تلو خوردن و همه چیز، و همانطور که تدی روزولت به خوبی گفت، جسارت بسیار است. در نهایت، این شجاعت برای نشان دادن و رشد خودمان است – نه نظرات دیگران – که واقعاً مهم است.
بگذارید قضاوت کنند. بگذارید آنها را تحسین کنند. بگذارید الهام بگیرند. اما مهمتر از همه، به خودتان اجازه دهید از حرکت، موسیقی، ارتباط، لذت ببرید.
و فراموش نکنید که به دیگران نیز نگاه کنید. شجاعت آنها را جشن بگیرید، شور و شوق آنها را هدایت کنید و حرکات را انتخاب کنید. رقص و زندگی یک سفر مشترک است که در آن از یکدیگر یاد می گیریم و از یکدیگر حمایت می کنیم. و این، دوستان من، چیزی است که ارزش تماشا را دارد.