04:30 - 2025/03/09

دو نوع معلمان مالی ، و چرا باید هر دو را نادیده بگیرید

[ad_1] مشاوره مالی شخصی در همه جا است. این در کتاب های پرفروش ، پست های رسانه های اجتماعی ویروسی و سخنان انگیزشی است که نوید می بخشد راز ثروت و خوشبختی را باز کند. در تجربه من ، این معلمان به اصطلاح مالی تمایل دارند که در دو اردوگاه قرار ...

دو نوع معلمان مالی ، و چرا باید هر دو را نادیده بگیرید

[ad_1]

مشاوره مالی شخصی در همه جا است. این در کتاب های پرفروش ، پست های رسانه های اجتماعی ویروسی و سخنان انگیزشی است که نوید می بخشد راز ثروت و خوشبختی را باز کند. در تجربه من ، این معلمان به اصطلاح مالی تمایل دارند که در دو اردوگاه قرار بگیرند که هر کدام مسیری متفاوت برای موفقیت مالی و تحقق شخصی را موعظه می کنند. اما این حقیقت است: من به هر دو فلسفه نمی خریدم. نه تنها فکر می کنم آنها اشتباه هستند ، بلکه من معتقدم که آنها ما را از آنچه واقعاً مهم است ، منحرف می کنند.

اولین گورو: درآمد ، پس انداز و سرمایه گذاری خود را برای خوشبختی سرمایه گذاری کنید

نوع اول گورو مالی بر ایجاد ثروت متمرکز است. اینها گرانت کاردون ، انواع گری واینچوک ، کسانی هستند که به شما می آموزند که امنیت و موفقیت مالی ناشی از کسب درآمد بیشتر ، صرفه جویی در تهاجمی و سرمایه گذاری عاقلانه است. پیام آنها ساده است: پول زیادی کسب کنید ، کمتر از درآمد خود هزینه کنید و با احتیاط سرمایه گذاری کنید – زندگی خوب خواهد بود.

در نگاه اول ، این توصیه منطقی است. از این گذشته ، ثبات مالی مهم است و ثروت می تواند امنیت را فراهم کند. اما فرض اساسی ناقص است: این که دستیابی به یک ارزش خالص خاص باعث خوشبختی خواهد شد.

مطالعات ، مانند مطالعه هاروارد در مورد رشد بزرگسالان ، بارها نشان می دهد که خود پول کلید تحقق ماندگار نیست. این روابط ، هدف و تعامل معنی دار با زندگی است که واقعاً ما را خوشحال می کند. با این حال ، این معلمان مالی این ایده را تحت فشار قرار می دهند که جمع آوری ثروت هدف نهایی است. آنها موفقیت مالی را با موفقیت زندگی برابر می کنند و بسیاری از افراد را به جای تجربیات معنی دار در حساب های بانکی خود به تعقیب می دهند.

گورو دوم: راه خود را برای یک زندگی تحقق بخشید

نوع دوم گورو رویکرد متضاد را به خود می گیرد. آنها به جای تأکید بر کسب درآمد ، بر روی هزینه ها تمرکز می کنند – عمدتا و غیرقانونی. به بیل پرکینز ، نویسنده کتاب فکر کنید با صفر بمیر، یا رامیت ستی ، که طرفدار “زندگی ثروتمند خود” است. پیام اصلی آنها؟ به معنای لذت بردن از پول است ، بنابراین آن را صرف تجربیات ، احساسات و چیزهایی کنید که باعث خوشحالی شما می شود.

این به نظر می رسد آزاد کننده است ، اما مشکلات خاص خود را دارد. در حالی که درست است که تجربیات غالباً خوشبختی بیشتری نسبت به دارایی های مادی به وجود می آورند ، فرض اساسی هنوز مشکل ساز است. این معلمان نشان می دهد که نوع مناسب هزینه ها می تواند منجر به خوشبختی شود – دقیقاً همانطور که گروه اول معتقدند نوع مناسب درآمد می تواند.

اما این نکته جالب است: این که آیا شما ثروت را تعقیب می کنید و چه شیوه زندگی پر از خریدهای “معنی دار” را تعقیب می کنید ، شما هنوز تحت این عقیده کار می کنید که پول عامل سعادت است. هر دو دیدگاه ، تصمیمات مالی بیش از حد را به عنوان وسیله اصلی برای تحقق زندگی می گذارند.

مشکل واقعی: پول ابزاری است ، نه مقصد

هر دوی این فلسفه های مالی دارای یک نقص اساسی هستند: آنها فرض می کنند که پول نقش اساسی در تحقق شخصی دارد. اما خوشبختی واقعی در مورد انباشت ثروت یا خرج کردن آن به روش “درست” نیست – این در مورد تبدیل شدن به شخصی است که می خواهید باشید.

به عنوان مثال ، اگر می خواهید نویسنده باشید ، به این معنی نیست که به اندازه کافی درآمد داشته باشید تا شغل خود را ترک کنید یا هزینه های خود را برای عقب نشینی های گران قیمت هزینه کنید. این در مورد نوشتن است. اگر می خواهید یک ورزشکار باشید ، به این معنی نیست که آن را به NBA یا خرید بهترین تجهیزات آموزشی تبدیل کنید. این در مورد بازی کردن ، تمرین و فشار هر روز خود است.

پول می تواند ابزاری مفید باشد. این می تواند امنیت ، درهای باز را فراهم کند و به شما امکان می دهد احساسات خود را دنبال کنید. اما هرگز نباید برای خود هدف اشتباه شود. هیچ مقدار ثروت شما را تعریف نمی کند ، همانطور که هیچ مبلغ هزینه شما را تکمیل نمی کند.

گزینه دیگر: به شخصی تبدیل شوید که می خواهید باشید

بنابراین ، اگر پول جواب نمی دهد ، چیست؟

این امر به عمل می آید – بدون در نظر گرفتن وضعیت مالی شما ، قدم هایی برای تبدیل شدن به شخصی که می خواهید باشید. به جای تثبیت بیشتر یا بهتر کردن هزینه ، روی انجام کار تمرکز کنید.

کارهایی را انجام دهید که با ارزشهای شما هماهنگ باشد. درگیر فعالیتهایی شوید که هدف شما را به ارمغان می آورد. روابطی را که مهم هستند پرورش دهید. هیچ یک از اینها نیازی به ارزش خالص خاصی یا برنامه هزینه کاملاً بهینه ندارند. آنها به چیزی بسیار با ارزش تر نیاز دارند: انرژی ، شجاعت و تعهد شما.

شادی ضروری می خواند

در پایان روز ، معلمان مالی – خواه آنها موعظه می کنند یا هزینه می کنند – مسیر خوشبختی را نادیده می گیرند. آنها به ما می گویند که پول را تعقیب کنیم ، خواه آن را پس انداز کنیم یا آن را خرج کنیم ، هنگامی که در واقعیت ، تحقق ناشی از چیزی عمیق تر است.

بنابراین ، سوال واقعی نیست ، به چه مقدار پول نیاز دارم؟ یا چه چیزی را باید خرج کنم؟ این است آیا من این شجاعت را دارم که به فردی که می خواهم باشم تبدیل شوم؟ زیرا اینجاست که خوشبختی واقعی نهفته است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان