11:55 - 2025/06/05

دلیل غیر منتظره ای که ممکن است بزرگسالان جوان باشند

[ad_1] در اواخر ماه آوریل ، محققان دانشگاه هاروارد و دانشگاه بیلور اولین موج داده های مطالعه شکوفایی جهانی را منتشر کردند ، یک بررسی 5 ساله از بیش از 200000 نفر در 22 کشور جهان. این تیتر نگران کننده است: بزرگسالان جوان فقط با سلامت روانی ...

دلیل غیر منتظره ای که ممکن است بزرگسالان جوان باشند

[ad_1]

در اواخر ماه آوریل ، محققان دانشگاه هاروارد و دانشگاه بیلور اولین موج داده های مطالعه شکوفایی جهانی را منتشر کردند ، یک بررسی 5 ساله از بیش از 200000 نفر در 22 کشور جهان. این تیتر نگران کننده است: بزرگسالان جوان فقط با سلامت روانی دست و پنجه نرم نمی کنند – تقریباً در هر بعد از زندگی تحقق بخشیده اند.

در سطح جهانی ، افراد 18 تا 29 ساله در اقدامات کامپوزیت شادی ، سلامتی ، معنا ، شخصیت ، روابط و امنیت مالی کمترین امتیاز را کسب کردند.

تفکر متعارف به چند مقصر اشاره می کند: تله های پیمایشی و مقایسه عذاب در رسانه های اجتماعی ، کاهش توجه توجه به توجه ، شبکه های تأمین شده اجتماعی و اضطراب در مورد آب و هوا و هوش مصنوعی. همه اینها موضوعات جدی است.

اما داده ها چیزی را حتی عمیق تر نشان می دهد: بزرگسالان امروز به شخصیت خود شک دارند ، با پیدا کردن یک حس هدف و گرسنگی برای روابط معنی دار و با کیفیت.

این چالش ها به عامل دیگری که کمتر شناخته شده است که زندگی در بین نسل های جوان امروزه – کاهش سریع دین سازمان یافته را نشان می دهد.

از سال 1990 ، طبق تحقیقات پیو ، درصد آمریکایی هایی که بدون وابستگی مذهبی شناسایی می شوند از 8 ٪ به 21 ٪ افزایش یافته است – تعداد قابل توجهی در بین نسل های جوان. تقریباً نیمی از نسل Z و هزاره های جوان اکنون به عنوان غیرقانونی مذهبی شناخته می شوند ، روند آینه ای در بسیاری از جهان.

قابل درک است که چرا بسیاری از مردم با توجه به رسوایی های اخیر ، گاه آموزه های محروم و سیاسی شدن گسترده ، از دین دور شده اند. اما در رد دین نهادی ، ما همچنین چارچوب های قدرتمندی را که در طی قرن ها طراحی شده اند از دست داده ایم تا متعلق به آنها باشد.

در حالی که چالش ها و بحث و گفتگوها واقعی است ، واقعیت این است که سنت های مذهبی ، در بهترین حالت ، آزمایشگاه هایی هستند که در طول نسل ها بهینه شده اند تا آنچه را که من به عنوان 4 P تعلق فکر می کنم – مردم ، مکان ، قدرت و هدف را تسهیل کنند.

اول ، از نظر افراد ارتباط وجود دارد. سازمان های مذهبی می توانند در طول بحران های زندگی ، جامعه چند نسلی ، آیین چهره به چهره و پشتیبانی متقابل را ارائه دهند. دوم ، از نظر مکان ارتباط وجود دارد. این مؤسسات می توانند فضاهای مقدس یا مدنی را فراهم کنند که هویت مردم را لنگر می زند و حافظه جمعی را پرورش می دهد. از نظر قدرت نیز ارتباط وجود دارد. آنها می توانند هنجارهای مشترک و تصمیم گیری جمعی را تشویق کنند و در برخی موارد از طریق آراء جماعت و فرصت هایی برای انواع مختلف رهبری ، به اعضای عادی صدا و سیما می دهند. سرانجام ، از نظر هدف ارتباط وجود دارد. مذاهب می توانند روایات معنا ، راهنمایی اخلاقی و راه های خدمات جمعی را ارائه دهند.

این داربست را بردارید و یک خلاء جدی وجود دارد. اپیدمیولوژیست هاروارد دریافتند که حضور هفتگی مذهبی با کاهش 33 درصدی مرگ و میر زودرس ارتباط دارد ، تا حدودی به این دلیل که جماعت پشتیبانی اجتماعی مداوم ، فرصت های داوطلبانه و چارچوب های اخلاقی را ارائه می دهند که رفتارهای خطرناک را دلسرد می کند. تحقیقات پیوسته ، به طور جدی ، تحقیقات پیو ، گزارش رضایت از زندگی ، قدردانی و ارتباط با بشریت نسبت به افراد غیرمجاز را به طور قابل توجهی بالاتر می دانند.

این مزایا فقط به نیروهای ماوراء طبیعی مربوط نمی شود. آنها محصولات طراحی اجتماعی عمدی هستند – گردهمایی های آیینی منظم ، داستان های مشترک ، آواز جمعی و احساس وابستگی متقابل در مواقع نیاز.

در مصاحبه اخیر با نیویورک تایمز ، زیست شناس تکاملی و فیلسوف برجسته آتئیست ریچارد داوکینز اظهار داشت که جایگزینی برای دین در زندگی مردم آسان است. وی گفت ، برای جایگزینی حس جامعه ای که ادیان فراهم می کنند ، مردم باید “گلف بازی کنند.” او فقط مبهم نبود. او استدلال می كرد كه هر فعالیت جمعی باید كافی باشد.

بزرگسالان جوان امروز – با توجه به عوامل اقتصادی و اجتماعی – به طور کلی فرصت های بیشتری برای حضور با دوستان ، درمان ، کلاس های آمادگی جسمانی بوتیک و حتی غوطه وری در طبیعت دارند. اما اینها به طور قابل اعتماد جامعه ای را ارائه نمی دهند که باعث عزاداری شود ، به پرورش بچه ها کمک کند یا زمینه های مشترکی را ارائه دهد که چرا انتخاب های ما در قوس طولانی زمان اهمیت دارند.

بسیاری از افراد ممکن است هرگز به دین سازمان یافته نپیوندند یا برنگردند. و این قابل درک است. اما ما باید به دنبال قرض گرفتن عناصر سنت های دینی باشیم که ثابت شده است که تعلق دارد.

یک قرن و نیم پیش ، جوامع فرهنگ اخلاقی در ایالات متحده و اروپا برای حمایت از افراد غیر مذهبی در ایجاد جامعه عمیق و افتخار و زندگی مطابق با یک قانون اخلاق ظاهر شدند. با هم ، این ابتکارات به شرکت کنندگان کمک کرد تا معنا و هدف را پیدا کنند و به ایجاد دنیای بهتری کمک کنند. ما باید آنالوگهای مدرن را با این رویکرد در نظر بگیریم.

یک کلید می تواند یافتن راه هایی برای آیین نامه خدمات باشد. جوامع مذهبی تمایل دارند خدمات خود را در تقویم های خود جاسازی کنند. مشاغل ، مدارس و دولت های محلی می توانند به همین ترتیب رویدادهایی را که مردم را در اطراف اهداف مشترک جمع می کنند ، نهادینه کنند – از پخت و پز وعده های غذایی برای افراد نیازمند به اجتماعات جامعه برای راه حل های عمدی برای چالش هایی مانند اعتیاد. برای کل جامعه ، این می تواند مستلزم تأمین بودجه برنامه های جامعه ، مانند سپاه آب و هوا یا تیم های سالخورده ، برای ارائه خدمات به بزرگسالان جوان ، روابط بین نسلی و توسعه شخصیت عملی باشد. از نظر مهم ، چنین برنامه هایی می تواند مناسبی از گذرگاه را برای جوانان فراهم کند تا ورود به بزرگسالی را نشان دهند.

کلید دیگر می تواند توسعه “فضاهای سوم” فراگیر باشد. کلیساها یا سایر نهادهای مذهبی اغلب از املاک و مستغلات استفاده نمی کنند. شهرداری ها باید تکرار این زیرساخت ها را با کتابخانه ها یا بانکهای غذایی که به عنوان مراکز جامعه ، مراکز برای اتصال به خدمات اجتماعی ، فضاهای سازنده قطره ای یا حتی کافه هایی که مردم را برای گذراندن وقت در کنار هم بدون تعهد برای خرید هر چیزی دعوت می کنند ، در نظر بگیرند.

سرانجام ، ما باید در نظر بگیریم که چگونه انجمن های منظم و اختصاصی برای توسعه شخصیت ایجاد کنیم. سنت های یهودیت تا اسلام تا مسیحیت شیوه هایی از خودآزمایی دارد و احکام اخلاقی بودایی مسیرهایی را برای بازتاب ساختار یافته ارائه می دهد. رشد شیوه های ذهن آگاهی سکولار بستر مهمی را برای این نوع کار فراتر از کلیساها و معابد ارائه می دهد. اما این برای افراد ارزشمند است که فراتر از تمرین همبستگی باشند تا راه هایی برای ورود به کارهای درون نگرانه با هم پیدا کنند – مانند جلسه به طور مرتب برای مراقبه یا بحث در مورد فضایل ، اشکالات و آرزوهای موجود در زندگی.

در حالی که مذاهب گاهی اوقات می توانند مردم را محروم کنند یا از بالاترین آرمان های خود پیروی کنند ، با این وجود باید به آنچه این مؤسسات از لحاظ تاریخی درست انجام داده اند ، نگاه کنیم ، زیرا ما به دنبال تجدید حیات و هدف مشترک هستیم. پایه های ساختمان متعلق به مشترک فقط یک ضرورت بهداشت عمومی نیست. این یک مسیر ضروری برای کمک به نسل های بعدی برای شکوفایی است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان