05:42 - 2025/05/02

دلسوزی مصنوعی: چرا همدلی نمی تواند برون سپاری شود

[ad_1] از آنجا که ماشین ها در شبیه سازی احساسات بهتر می شوند ، آیا ما با ارزش نقص و انسان ارتباط برقرار می کنیم؟ هوش مصنوعی با سرعت قابل توجهی در حال پیشرفت است – به ویژه در توانایی خود در شبیه سازی احساسات انسانی. اما هرچه خروجی ای...

دلسوزی مصنوعی: چرا همدلی نمی تواند برون سپاری شود

[ad_1]

از آنجا که ماشین ها در شبیه سازی احساسات بهتر می شوند ، آیا ما با ارزش نقص و انسان ارتباط برقرار می کنیم؟

هوش مصنوعی با سرعت قابل توجهی در حال پیشرفت است – به ویژه در توانایی خود در شبیه سازی احساسات انسانی. اما هرچه خروجی ایجاد شده توسط ماشین ها قانع کننده تر می شود ، ما با یک خطر عمیق تر روبرو می شویم: نه اینکه هوش مصنوعی انسانی تر شود ، بلکه این است ممکن است انسان کمتر شودبشر

راحتی دلسوزی مصنوعی

برخلاف انسان ، هوش مصنوعی احساس نمی کند. با این حال ، به طور فزاینده ای مانند آنچه انجام می شود عمل می کند ، و در پاسخ به مطالب با زبان همدلی ، تسکین دهنده و حتی اندوه نوشته شده است. این پاسخ ها تمیز ، قابل پیش بینی و از نظر عاطفی خوشحال کننده هستند. و این دقیقاً مشکل آنها است.

همدلی واقعی به ندرت راحت است. این کثیف ، ناقص و گاهی ناراحت کننده است. همانطور که در کتاب خود کاوش کردم فراتر شدن، همدلی یک صفت استاتیک نیست – این یک است عمل آسیب پذیری مشترکبشر و مانند هر ظرفیت عمیق انسانی ، باید ورزش شود ، نه مهندسی.

وقتی شروع به پذیرش تقلید عاطفی AI به عنوان “به اندازه کافی نزدیک” می کنیم ، تحمل خود را نسبت به پیچیدگی انسان کسل می کنیم. ما برای عملکرد عاطفی ، تجارت عاطفی را به خطر می اندازیم.

از برون سپاری عاطفی گرفته تا نوآوری عاطفی

درمانگران هوش مصنوعی هرگز قطع نمی شوند. دستیاران دیجیتال درخواست تلافی نمی کنند. رباتها هرگز خسته نمی شوند. این تعامل بدون اصطکاک از نظر عاطفی احساس امنیت می کند. و با این حال ممکن است آنها بدون آگاهی یا رضایت ما بی سر و صدا ما را تغییر دهند.

وقتی خیلی عادت کردیم که همدلی شبیه سازی شده داشته باشیم ، فراموش می کنیم که چگونه خودمان را ارائه دهیم. ما در دیگران انتظار کمال را شروع می کنیم و با خصوصیات بسیار انسانی ابهام ، خستگی یا تضاد صبر از دست می دهیم. این فقط یک تغییر رفتاری نیست – این همان چیزی است که من آن را اسلاید می نامم از نظر عاطفی پس از انسان: کارآمد ، واکنشی و جدا از کار عاطفی که همدلی به آن نیاز دارد.

همدلی مقیاس پذیر نیست – و این نکته است

در دنیای بهینه سازی ما ، همدلی به عنوان چیزی مقیاس پذیر مورد استفاده مجدد قرار می گیرد. اما هوش هیجانی ویژگی ای نیست که می تواند تکرار شود و از بین برود. این چیزی است که از روابط ناشی می شود. مقیاس نمی کند این ساده نیست. در تنش ، ناقص و حضور رونق می گیرد.

همانطور که من بحث می کنم همه چیز به هم متصل می شود، سیستم های تأثیرگذار – فناوری ، بیولوژیکی ، و انسان – به هم پیوسته و احیا کننده هستند و استخراج نیستند. همدلی فرقی ندارد. این امر باید به جای کاهش به اسکریپت های رفتاری یا تجزیه و تحلیل پیش بینی ، از طریق برخوردهای واقعی تجدید ، تجدید نظر شود و از طریق برخوردهای واقعی مجدداً مورد استفاده قرار گیرد.

هوش مصنوعی ممکن است بتواند همدلی را شبیه سازی کند. اما فقط انسان ها واقعاً می توانند با رنج شخص دیگری بنشینند.

همانطور که Thich Nhat Hanh ، راهب مشهور ویتنامی ذن بودایی ، نوشت: “همدلی ظرفیت درک رنج شخص دیگر است.”

این دیدگاه به ما یادآوری می کند که همدلی عملکردی نیست – این است حضوربشر و در حالی که ماشین ها ممکن است بیانات عاطفی ما را آینه دهند ، آنها نمی توانند آسیب پذیری متقابل را که از آن دلسوزی واقعی بوجود می آید ، تجربه کنند.

فراخوانی برای بازگرداندن زندگی عاطفی ما

ما نیازی به محافظت از همدلی به عنوان یک منبع شکننده نداریم. در عوض ، ما باید بیزار آن بگذارید بی دست و پا باشد. بگذارید کند باشد. بگذارید دردناک باشد. زیبایی همدلی این است که به فرمان کار نمی کند. این امر نیاز به تلاش ، اصطکاک و نوعی شجاعت عاطفی دارد که ماشین ها نمی توانند ارائه دهند و الگوریتم ها نمی توانند آموزش دهند.

ما می توانیم از طریق:

  • مقاومت در برابر بهینه سازی عاطفی. هر مکالمه نباید کارآمد یا آسان باشد.
  • ایجاد فضاهای غنی از اصطکاک. بعضی اوقات سکوت می گوید بیش از تجزیه و تحلیل احساسات.
  • آموزش همدلی به عنوان یک رشته آگاه. آن را در نحوه رهبری ، آموزش و ارتباط برقرار کنیم.
  • حفظ حاکمیت عاطفی. بدانید که وقتی AI کمک می کند – و چه موقع جایگزین می شود – توانایی اتصال شما.

این انتخاب ماست

در اساطیر قرون وسطایی ، سنگ فیلسوف قول تحول را داد. امروز ، هوش مصنوعی چیزی مشابه را ارائه می دهد: توانایی فراتر از محدودیت ها. اما بر خلاف کیمیاگران گذشته ، چالش ما فرار از مرزهای جسمی نیست – این بدان معناست که از قطع ارتباط عاطفی فراتر رود.

خطر واقعی این نیست که هوش مصنوعی انسانی تر شود. این است که انسانها ممکن است مانند ماشین مانند باشند: از نظر عاطفی صاف ، واکنش پذیر اجتماعی و از درخشش کثیف همدلی معتبر جدا شوند.

همدلی احساسی نیست که بتوانیم خودکار کنیم. این یک انتخاب است که ما باید ادامه دهیم. و در عصر هوش مصنوعی ، این انتخاب ممکن است انسانی ترین عمل از همه باشد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان