آیا تا به حال از مدتها پیش در مورد استدلال فکر کرده اید ، و تمام جزئیات موجود در ذهن خود را طی کرده اید؟ شاید شما به مکانی برای احساس عصبانیت یا ناراحتی و شخص دیگر رسیده باشید حتی آنجا نبودبشر
من شرکت کنندگان در کارگاه های آموزشی را نه تنها با درگیری های گذشته بلکه حتی با آینده های تصور شده انجام می دهند. افراد گاهی اوقات وارد جلسه می شوند و درباره آنچه شخص دیگری می گوید منفجر می شوند و چرا این امر آنها را تحریک می کند.
اتفاقات زیادی در اینجا ادامه دارد. فرضیات ، پیش بینی ها و البته مایل به حفظ یک تصویر مثبت و ارتباطات اجتماعی (برای بقا و بهزیستی بسیار مهم است) وجود دارد.
این همه به چه معنی است؟ وقتی درگیری هستیم ، ممکن است فقط در برابر یک شخص یا وضعیت واقعی نباشیم. ما ممکن است مخالف تصورات خودمان باشیم. ما ممکن است بیشتر کارها را انجام دهیم تا خودمان احساس بدی داشته باشیم.
هنگامی که موقعیت ها پرتنش می شوند ، بسیاری از ما خصوصیات منفی را به “طرف دیگر” نسبت می دهیم. هنگامی که این بخش حتی شدیدتر می شود ، می تواند به dehumanization تبدیل شود ، جایی که ما طرف دیگر را می بینیم که از افراد کمتر از افراد کامل تشکیل شده است. سپس فرضیاتی مانند این را انجام می دهیم: “بسیاری از آنها به دلیل لذت سادیستی محور رانده می شوند. “
بسیاری از ما در بعضی از نقاط یا موارد دیگر اینگونه احساس کرده ایم. طرف دیگر ممکن است اقدامات خود را به دلایل خود رعایت کند ، اما در واقع “آن افراد” فقط به ما آسیب می رسانند زیرا آنها شر هستند.
این یک “تصویر دشمن” معمولی است. همانطور که هایدی بورگس ، جامعه شناس و کارشناس درگیری ، توضیح می دهد: “وقتی آنها درگیر یک درگیری جدی می شوند ، مردم معمولاً صفات منفی خود را بر روی آن طرف می کنند ، و ضمن اینکه در طرف دیگر تأکید می کنند. طرف دیگر فقط است متفاوت از ما
برای به دست آوردن این احساس که تا چه اندازه این کار را طی می کند ، آزمایشات شرکت کنندگان را که در سرما ایستاده بودند ، برای ارزیابی اینکه شخص دیگری در همان شرایط احساس سرما می کند ، ارزیابی کرد. مردم فکر می کردند کسی که دیدگاه های سیاسی خود را به اشتراک می گذارد ، احساس سردتر از کسی با دیدگاه های مختلف سیاسی می کند.
همین اتفاق در هنگام خوردن غذای شور بدون آب برای نوشیدن اتفاق افتاد. مردم تصور می کردند که کسانی که دیدگاه های سیاسی مختلفی دارند ، تشنگی تر خواهند بود. حتی در سطح احساسات بدنی بسیار اساسی ، می توانیم چقدر مخالفان سیاسی مشابه با ما دست کم بگیریم.
مطالعات نشان می دهد که با کاهش پیچیدگی یکپارچه ، ایده های ساده تر ، شدیدتر و منفی تر در مورد کسانی که با آنها مخالف هستیم – حمایت ما برای آسیب رساندن به آنها افزایش می یابد.
اگر متوجه شده اید که در چنین احساسات منفی شدید یا آرزو می کنید به افرادی که با شما مخالف هستند آسیب برساند ، سعی کنید به یاد داشته باشید که تفکر شما خیلی ساده است.
بسیاری اوقات ساده سازی بسیار عالی است. اما وقتی فکر می کنم انسان، تصاویر منفی ساده شما را از قدرت خود برای ارتباط با آنها سرقت می کند.
این بدان معناست که شما در حل مسئله خلاقیت کمتری خواهید داشت. اگر این کاری باشد که می خواهید انجام دهید ، در تغییر درگیری ها موفق نخواهید بود.
برای به دست آوردن قدرت خود ، پیچیدگی را امتحان کنید.
فرض کنید که این شخص زندگی درونی غنی تری از آنچه فکر می کنید دارد. فرض کنید که آنها احساس و نیاز دارند ، درست مثل شما. فرض کنید که آنها دلایلی برای دیدگاه خود دارند و کاملاً از برخی از این دلایل بی خبر هستید. شواهد و مدارکی نشان می دهد که اینها فرضیات واقع بینانه تر و توانمند تر هستند.
شبکه روزنامه نگار راه حل ها سؤالات عالی را توصیه می کند که روزنامه نگاران می توانند از آنها بخواهند داستانی جالب تر و پیچیده تر کنند. اینها ممکن است شما را نیز القا کند. شروع به پرسیدن سؤالاتی مانند:
- چه چیزی در مورد این موضوع بسیار ساده است؟
- از کجا احساس پاره شدن می کنم؟
- آیا بخشی از موقعیت طرف مقابل وجود دارد که برای من معنی دارد؟
قابل ارزیابی مجدد شناختی قابل خواندن است
در کارگاه های آموزشی من تسهیل می کنم که ما تمرینی را انجام می دهیم که هر شخص در هنگام درگیری عمیق آنچه را که به نظر می رسد و احساس می کند ، به اشتراک می گذارد. مردم معمولاً از مبارزه کلاسیک ، پرواز یا پاسخ های یخ زده گزارش می کنند: مسابقه قلب ، گرما در صورت ، معده محکم ، عدم توانایی در صحبت کردن یا متوقف کردن صحبت کردن. برخی از افراد گزارش می دهند که چرت زدن ، احساس می کنند که هیچ کنترلی بر آنچه می گویند یا در آینده انجام می دهند ندارند.
اگر هر یک از این موارد را در یک درگیری تجربه می کنید – یا حتی هنگام تماشای خبرهای بد یا پیمایش در رسانه های اجتماعی – شما از تنهایی دور هستید.
می توانید مکث و بررسی کنید. چه احساسی دارید و به چه چیزی نیاز دارید؟ اینها می توانید ساده نگه دارید (“من احساس ترس می کنم زیرا در اطرافم به هماهنگی بیشتری نیاز دارم”). آگاهی از احساسات و نیازهای شما بدون مبارزه با آنها می تواند گامی قدرتمند در کاهش پریشانی شما باشد.
مراقبان ماهر که برای تحمل درد در آزمایشگاه های روانشناسی ساخته شده اند ، این موضوع را به روشی شگفت آور نشان می دهند. آنها گزارش می دهند که احساس پریشانی و شدت درد کمتری دارند. با این حال ، گزارش های خودشان و همچنین اسکن مغز نشان می دهد که آنها از احساسات درد بسیار آگاه هستند.
پس چه خبر است؟
به نظر می رسد که مراقبه ها درد را احساس می کنند اما به همان اندازه پیش بینی درد آینده ، شایعه شدن بر درد گذشته یا در غیر این صورت باعث افزایش احساس درد از طریق گفتن داستان می شوند. درد فعلی وجود دارد و این همه چیز است.
به نظر می رسد در اینجا یک درس وجود دارد که بسیاری از ما می توانیم در طی درگیری ها از آن بهره مند شویم: تخیل شما ممکن است خوب ترین تجربیات را به دنبال داشته باشد. بسته به داستانهایی که در مورد آنها می گوییم می توانیم درگیری ها را برای خودمان بدتر کنیم.