منبع: مل رابینز / Hay House LLC
سال جدید لحظه مهمی برای تفکر در مورد چگونگی هدایت روابط دشوار است. اکنون در رسانه های اجتماعی ترند، عبارتی است که از مل رابینز، پادکست و نویسنده نظریه اجازه دهید. این ایده کسانی را که در روابط سمی دست و پنجه نرم میکنند تشویق میکند تا به دشمنان خود اجازه دهند هر طور که میخواهند رفتار کند.
در اینجا نمونه ای از چگونگی خلاصه کردن نظریه رابینز از یک پست وبلاگ در مورد این موضوع آورده شده است.
“بگذارید در مورد شما قضاوت کنند.
بگذارید آنها شما را اشتباه درک کنند.
بگذارید در مورد شما غیبت کنند.
بگذار “راست” باشند.
بگذار آنها تو را دوست نداشته باشند.
بگذار با تو حرف نزنند…
لطفاً کنار بروید و “اجازه دهید…”
بگذار بروند.”
آیا شما باید “اجازه دهید”؟
رابینز مطمئناً یک عبارت جذاب (اگر تقلیلدهنده) ارائه کرده است که چشماندازی از آرامش را برای آسیب دیده و طردشده ارائه میکند. منطبق بر روند فعلی دیگر است: بیگانگی خانوادگی.
آنا راسل گزارش می دهد، اگرچه «اطلاعات نسبتا کمی در مورد این موضوع وجود دارد». نیویورکر، شواهد حکایتی نشان می دهد که «تعداد فزاینده ای از جوانان والدین خود را قطع می کنند. دیگران فکر می کنند که ما به سادگی در مورد آن شفاف تر می شویم.» او میگوید که افزایش این بیگانگیها را میتوان به «تغییر تصورات مربوط به آنچه که رفتار مضر، توهینآمیز، آسیبزا یا نادیدهانگیز است» نسبت داد.
مسلماً، برخی از روابط ارزش حفظ کردن ندارند. اگر رابطه مزمن بی احترامی، آزاردهنده یا عذاب آور است، بهتر است «آنها را رها کنید». اما خطر در کنار گذاشتن قاطعانه یا کنار گذاشتن روابط در هنگام بروز مشکلات نهفته است.
یک حقیقت غیر شهودی و در عین حال اساسی و بالقوه دگرگون کننده در تعارض را در نظر بگیرید: ممکن است فرصتی برای رشد باشد. در هر رابطه ای، اختلاف نظر اجتناب ناپذیر است و ممکن است عمیقاً ناراحت کننده باشد.
اما این درگیری میتواند بینشی را نسبت به خودمان ارائه دهد و یک سوال اساسی را ایجاد کند: چرا من به شدت نسبت به این موضوع احساس میکنم؟ یک مشاجره ممکن است چیزی را نشان دهد که ما باید به آن توجه کنیم، نه فقط در رابطه. بحث بعدی می تواند راهی برای صمیمیت بیشتر باشد.
اگر در عوض آنها را بشنوید چه؟
دکتر دونا هیکس، یکی از همکاران مرکز ودرهد برای امور بینالملل در دانشگاه هاروارد، بهعنوان تسهیلکننده شخص ثالث در برخی از دشوارترین درگیریهای جهان کار کرده است. او از تجربیات خود در میانجیگری در مناقشات بین المللی استفاده کرده است تا الگویی برای ارتباط ایجاد کند که برای خانواده ها و همچنین ملت ها کاربرد داشته باشد.
در کتاب او کرامت: نقش اساسی آن در حل تعارض، او رویکرد خود را ترسیم می کند که هدف آن بازسازی روابط با نیاز به احترام متقابل به کرامت انسانی است.
او توضیح می دهد که کرامت برای هر یک از ما ارزش و ارزش ذاتی سرمایه گذاری می کند. وقتی افراد از حیثیت خود محروم می شوند، احساس بی اهمیتی و بی ربطی می کنند. آنها عصبانی می شوند، حتی عصبانی می شوند، زیرا احساس می کنند دیده نمی شوند یا شنیده نمی شوند. آنها سوالاتی از این قبیل می پرسند: چطوری میتونی با من اینجوری رفتار کنی؟ نمی بینی ما انسان هستیم؟ نمی بینی که ما داریم عذاب می کشیم؟
سپس دکتر هیکس چهار مرحله لازم برای شروع روند حل و فصل اختلافات را بیان می کند:
- کنار هم بنشینید
- بدون قطع یا به چالش کشیدن داستان های یکدیگر گوش دهید. گوش کن تا بفهمی (همه کارشناسان موافقند که گوش دادن واقعی – جایی که یک نفر واقعاً آنچه را که شخص دیگر میگوید میپذیرد – برای آشتی بسیار مهم است.)
- آنچه را که دیگری از سر گذرانده است را بپذیرید و تشخیص دهید. (زمانی که هر یک از طرفین تجربیات طرف مقابل را می شنوند، هیچ یک از طرفین نمی توانند طرف دیگر را از جامعه اخلاقی غیر انسانی یا حذف کنند.)
- به یکپارچگی یکدیگر احترام بگذارید و به آنها اذعان کنید و با انجام این کار، یک پیوند متقابل ایجاد کنید.
دکتر هیکس میگوید برای موفقیت این فرآیند، ده عنصر اساسی کرامت باید مورد احترام قرار گیرد. او این موارد را به عنوان عناصر ضروری فهرست می کند:
- پذیرش هویت: بدون توجه به نژاد، مذهب، قومیت، جنسیت، طبقه، گرایش جنسی، سن یا ناتوانی، دیگران را به عنوان خود واقعی خود بدون ترس از قضاوت بپذیرید. هر یک یا همه این ویژگی ها ممکن است هسته اصلی هویت یک فرد باشد.
- شمول: کاری کنید که دیگران احساس کنند به یک خانواده، جامعه، سازمان یا ملت تعلق دارند.
- ایمنی: کاری کنید که مردم از آسیب بدنی، تحقیر و مجازات احساس امنیت کنند.
- تصدیق: گوش دهید، بشنوید و احساسات و تجربیات دیگران را تأیید کنید.
- شناخت: دیگران را برای مشارکت، استعدادها، سخت کوشی و شفقتشان تأیید کنید.
- انصاف: با مردم عادلانه و منصفانه رفتار کنید.
- فایده شک: افراد قابل اعتمادی را با انگیزه های خوب فرض کنید.
- درک: به دیگران اجازه دهید برای توضیح و بیان خود در حالی که فعالانه به آنچه می گویند گوش می دهند.
- استقلال: با تشویق افراد به اقدام از جانب خود، امید و حس کنترل را به آنها بدهید.
- مسئولیت پذیری: مسئولیت اعمال خود را بپذیرید و در صورت لزوم عذرخواهی کنید و رفتار خود را تغییر دهید.
روابط ضروری خوانده می شود
توجه به این نکته مهم است که پیروی از مدل کرامت هیکس احتمالاً مستلزم تأیید و صحبت در مورد شرم است. به طور کلی، دکتر هیکس توضیح می دهد، مردم تمایل دارند شرم را انکار کنند تا اینکه در مورد آن بحث کنند.
در تجربه دکتر هیکس، مدل کرامت نشان میدهد که حقیقت بزرگتر از داستانهای جداگانه آن است: فریاد زدن برای تغییر، هر دو طرف بخشی از یک اختلال بزرگتر هستند. دکتر هیکس می نویسد: “بزرگترین درسی که از این برخوردها آموختم این است که آسیب پذیری جایی است که قدرت نهفته است.” «جادو زمانی اتفاق میافتد که ما حقیقت را در معرض دید خود و دیگران قرار دهیم و در نهایت توسط آن آزاد شویم… وقتی آبروی دیگران را گرامی میداریم، خودمان را تقویت میکنیم.»
من معتقدم “اجازه دهید” هیچ یک از این جادو را ارائه نمی دهد. نادیده گرفتن کلمات یا اقدامات توهین آمیز دیگران – بدون پاسخگویی، کاوش یا حل و فصل – به سادگی مشکلات را زیر فرش می کشد. «آرامش» حاصل ممکن است موقتاً راحت باشد، اما ممکن است غیرواقعی و در نهایت رضایتبخش باشد.
درست است، برخی از موقعیت ها را نمی توان اصلاح کرد. با این حال، «اجازه دهید» تصمیم میگیرد حتی تلاش نکند.