[ad_1]

ماه گذشته برای بسیاری از کار در سلامت زمان ترس بوده است: ترس از کاهش بودجه و چالش های مؤسسات بهداشت عمومی. ترس از آنچه در یک لحظه سیاسی نامشخص خواهد آمد. ترس از اعمال اعمال شده و از اختلال اساسی در مورد آنچه ما انجام می دهیم و نحوه انجام آن. چنین ترس قابل درک است. یک دولت جدید کاهش بودجه فدرال برای علم و بهداشت را دنبال کرده است ، ارتباطات خارجی را توسط آژانس های بهداشت فدرال ممنوع کرده و اقداماتی را انجام داده است که منجر به عزل یا استعفای هزاران کارگر فدرال ، از جمله بسیاری از کار در علم و بهداشت شده است. دولت همچنین روشن کرده است که اشکال خاصی از تحقیقات در حال حاضر مورد استقبال قرار نمی گیرد. این امر باعث شده است كه برخی از محققان نام خود را از انتشارات خارج كنند یا از ترس قصاص كار خود را متوقف كنند.
بگذارید لحظه ای دوباره بررسی کنم که چرا توانایی تفکر و صحبت آزادانه برای کار سلامت غیر قابل توصیف است و در نظر می گیرد که چگونه می توانیم این اصول اساسی را حتی در این لحظه چالش برانگیز حفظ کنیم.
چرا کار سلامت به توانایی ما برای فکر کردن آزادانه بستگی دارد؟ ما به آزادی اندیشه و آزادی بیان نیاز داریم تا فضای سالم ایده هایی را ایجاد کنیم که اصلی برای کار ایجاد یک دنیای سالم باشد. چالش های ایجاد محیطی که بتوانیم آزادانه فکر کنیم ، به ویژه در این لحظه چیست؟ من پیشنهاد می کنم که چالش های پیش روی فکر و بیان سه برابر است.
اول ، ما وارد یک اکوسیستم سیاسی و فرهنگی شده ایم که در آن تفاوت بین آنچه ما اعتقاد داریم و آنچه می دانیم درست است ، سخت تر شده است. حزب سازی ، تقسیم فرهنگی و ظهور فن آوری های جدید مانند رسانه های اجتماعی و هوش مصنوعی بحث عمومی را به خود جلب کرده است ، و به واقعیت حقیقت شک می کند ، وقتی که از خارج از “حباب های ما” می آیند ، واقعیت ها را مشکوک می کنیم و به ما اجازه می دهیم که خود را در فضاهایی که بیشتر صداهایی را که قبلاً با آنها می شنویم ، پیله کنیم. این امر باعث شده است تا آنچه را که با آنچه درست است صادق باشد و واقعیت هایی را که روایات مورد نظر ما را پیچیده می کند ، اشتباه از همیشه سردرگم کرد. در این زمینه ، ما دیگر نیازی به آزمایش نظریه ها نداریم تا مشخص شود که آنها قبل از خرید در دنیای گسترده تر ، سالم هستند. هنگامی که همه به یک مگافون آنلاین دسترسی دارند ، حقایق و نظریه های آزمایش شده را می توان به راحتی توسط هر کسی که صدای بلند فریاد می زند غرق شود ، و ایده های بد می تواند با رفتن به ویروسی بر روی موارد خوب غلبه کند. پیمایش در این اکوسیستم یک چالش مداوم است که از هر لحظه سیاسی یا فرهنگی بزرگتر است. این یک چالش بدون راه حل آسان است ، اما در صورت حفظ و بالا بردن آزادی اندیشه در دوران پیچیده خود ، باید با آن درگیر شویم.
دوم ، ما در زمانی هستیم که به جای فکر کردن برای خودمان ، این امکان پذیر شده است و به طور فزاینده ای متداول است که به دیگران اجازه دهیم تفکر خود را برای ما انجام دهند. چهره های سیاسی و فرهنگی ، میزبان تلویزیون و ستون نویس ها ، یوتیوبرها و پادکسترها در این لحظه مخاطبان گسترده ای پیدا کرده اند. با استفاده از اخبار و اطلاعاتی که توسط قطبش و رسانه های اجتماعی امکان پذیر است ، فکر می شود اکنون اغلب موضوع بررسی برای شنیدن آنچه “تأثیرگذار” مورد نظر ما در مورد یک موضوع خاص می گوید. ما همچنین می توانیم خودمان را پیدا کنیم که تفکر خود را به همکاران و دوستان خود برون سپاری می کند و وقتی آنها از تفکر گسترده این گروه دور می شوند ، افکار خود را ساکت می کنیم. این می تواند به زمینه ای از خود سانسور منجر شود که توانایی ما در صحبت کردن و تفکر را به روشهایی که واقعاً منعکس کننده نحوه احساس ما و آنچه می دانیم را تضعیف می کند.
این چالش ها ، از بسیاری جهات ، چالش سوم ، این را از جعل اولویت ها آگاه و تشدید می کند ، که در آن آنچه در ملاء عام می گوییم ، کمتر نشان می دهد که آنچه را که واقعاً فکر می کنیم و ایمان می آوریم ، منعکس می شود. Czesław Miłosz از این امر به عنوان “کتمن” یاد می کند ، یک کلمه فارسی میوزوس به معنای نوعی فریب لازم بود که وقتی مردم نمی توانند بگویند منظورشان چیست. در حالی که کتمن ممکن است به عنوان یک مفهوم جالب باشد ، باید به عنوان یک حالت مداوم ذهن و رفتار ، کاملاً ناخواسته باشد. به نظر می رسد که برخی از زمینه های اجتماعی و سیاسی ممکن است به نظر برسد که اهمیت انجام همه کارهایی را که می توانیم برای ورود به چنین زمینه هایی انجام دهیم و در صورت ظهور آنها ، تلاش برای حمایت از یکدیگر و حقیقت را به هر شکلی که می توانیم – در اقدامات بزرگ و کوچک نشان می دهد.
همچنین به نظر می رسد ارزشمند است که توجه داشته باشید که بسیاری از ما می توانیم با لحظه متفاوت از هم جدا شویم. همه ما فقط در تلاش هستیم تا در این زمان ها حرکت کنیم ، تا بتوانیم در موقعیتی برای انجام کارهایی که دنیای سالم تری ایجاد می کند ، ادامه دهیم. ما آنچه را که می توانیم انجام می دهیم ، حتی وقتی کاری که می توانیم انجام دهیم محدود است. اما دیدن یک تصویر بزرگتر مهم است ، جایی که فکر کردن در چنین زمانی ممکن است در چنین زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار باشد ، و در واقع ، به عنوان یک جمعی ، باید اطمینان حاصل کنیم که فضا را برای – و ترغیب – فکر دقیق و دقیق و باز ایجاد می کنیم که تجزیه و تحلیل می کند و در مورد آنچه اتفاق می افتد در اطراف ما ، به پایان می رسد تا اطمینان حاصل شود که ما از لحظه های تغییر بهتر می شویم.
این همچنین در Substack ظاهر می شود.
[ad_2]