11:06 - 2025/02/28

در مواجهه با ترس وجودی با رندی Blythe

[ad_1] ترس وجودی را می توان به عنوان احساس شدید اضطراب ، افسردگی یا تنهایی که ناشی از فکر مرگ و میر فرد است ، درک کرد. یکی از دلایلی که بسیاری از ما این احساسات منفی را تجربه می کنیم این است که فرض می کنیم اگر مرگ اجتناب ناپذیر باشد ، زند...

در مواجهه با ترس وجودی با رندی Blythe

[ad_1]

ترس وجودی را می توان به عنوان احساس شدید اضطراب ، افسردگی یا تنهایی که ناشی از فکر مرگ و میر فرد است ، درک کرد. یکی از دلایلی که بسیاری از ما این احساسات منفی را تجربه می کنیم این است که فرض می کنیم اگر مرگ اجتناب ناپذیر باشد ، زندگی در نهایت معنایی ندارد. و غالباً ، به جای مقابله با این احساسات ، احساس غرق شدن و فلج می کنیم و منجر به جلوگیری از ترس وجودی ما می شود. متأسفانه ، این اجتناب به جای بهبود احساسات منفی ما ، بدتر می شود.

یکی از راه های بالقوه برای مقابله با وحشت وجودی ، ایجاد یک حس قوی از هدف است. حس هدف را می توان به عنوان عمدی و پیشرو درگیر در اعمال معنادار دانست که بر زندگی ما و زندگی دیگران تأثیر بگذارد. اگر بتوانیم یک هدف قوی از هدف ایجاد کنیم ، ممکن است بتوانیم درک کنیم که زندگی ما حتی در مواجهه با مرگ و میر خاص چگونه معنی دارد. برای کشف این ایده ها ، من با دیوید “رندی” Blythe-پیشکسوت گروه فلزی سنگین گرمی Lamb of God صحبت کردم. در کتاب جدید خود ، درست فراتر از نور: برقراری صلح با جنگهای درون سر ما، Blythe بحث می کند که چگونه او هنگام مقابله با ترس وجودی ، احساس هدف خود را توسعه داده است. و در گفتگوی ما ، او مسیر خود را برای مقابله با ترس وجودی از طریق زندگی هدفمند توضیح داد.

اولین قدم که Blythe در مقابله با ترس وجودی مشخص می کند پذیرش مرگ و میر خودمانبشر Blythe به من گفت: “من فکر می کنم با مرگ و میر خودمان روبرو هستیم … و درک اینکه ما می میریم در واقع با این ترس که کاری که انجام داده ایم کافی نیست.” “من فکر می کنم اگر ما با مرگ و میر خود به شرایط مشخصی برسیم ، می خواهیم درک بسیار محکم تری نسبت به آنچه در طول زمانی که در اینجا داریم انجام دهیم.”

هنگامی که ما مرگ و میر خود را پذیرفتیم ، مرحله دوم که Blythe برای مقابله با ترس وجودی روشن شد ، قادر به تعیین ما است حس هدفبشر یکی از جنبه های اصلی احساس هدف Blythe ، هویت او به عنوان یک هنرمند است-که شامل خواننده ترانه ، عکاس و نویسنده است. “من یک هنرمند هستم … این هدف من است. این کارکرد من است … این است که من با حداکثر میزان کارآیی به کارها – چیزهای بی نقص – می رسم. “

Blythe توضیح داد که یکی از کلید های تعیین کننده هدف ما این است که چیزی را کشف کنیم که به موجب آن نه تنها از نتیجه (به عنوان مثال ، یک آهنگ یا کتاب نوشته شده) لذت می بریم ، بلکه این روند را نیز دوست داریم. به عنوان نمونه ، او عشق خود را فرایند ساخت موسیقی با سایر اعضای بره خدا توضیح داد. “برای ما ساخت این موسیقی ، این یک موضوع عشق بود. مثل این بود ، “من عاشق انجام این کار هستم. من عاشق ساخت این موسیقی هستم. من عاشق روند ایجاد هستم. ” “من عاشق روند یادگیری نحوه حضور در یک گروه هستم. از آنجا که اینگونه نیست که ما تشکیل دادیم … این واحد کاملاً منسجم … و مانند یک دستگاه صاف اجرا می شود. نه ، بعضی اوقات کمی کابوس بود. اما سرگرم کننده بود زیرا این عشق به یادگیری و عشق به این بیان خلاق بود. “

متأسفانه ، حتی اگر ما یک هدف قوی از هدف ایجاد کنیم ، اغلب باید مبارزه با فشارهای اجتماعی این ممکن است این هدف را به چالش بکشد. به عنوان مثال ، اغلب به ما گفته می شود که هدف ما معتبر نیست. Blythe بر مبارزه با هدف خود به عنوان یک هنرمند بر خلاف یک مسیر شغلی “سنتی تر” تأمل کرد. “در بعضی مواقع من بسیار انتقادی هستم ، و فکر می کنم …” شما فقط یک خواننده در یک گروه فلزی سنگین ، نویسنده ، یک عکاس یا هر چیز دیگری هستید. شما در جهان تغییری ایجاد نمی کنید. شما به مردم کمک نمی کنید. شما به خوبی از هر ارزش مشخصی در این وجود استفاده نمی کنید. “” Blythe توضیح داد. وی گفت: “من به آرامی قبول کرده ام که لازم نیست پزشک یا روانپزشک یا فیزیکدان یا جراح باشم. من قصد درمان سرطان را ندارم. این چیزی نیست که من مناسب آن هستم. و برای من ، این یک روند آهسته بوده است که متوجه می شوم که در همه چیز عالی نیستم. من لازم نیست که تمام پاسخ های درست داشته باشم. من فقط باید بهترین کاری را که می توانم انجام دهم تا آنچه را که برای دیدن آن دیده ام ، انجام دهم ، عملکرد من است که این هنرمند است. “

علاوه بر این ، Blythe در کتاب خود تأکید می کند که داشتن یک حس هدف باید باشد عمل گرابشر این امر به ویژه با عدم حمایت اجتماعی می تواند دشوار باشد. “من فکر می کنم شما باید به خودتان نگاه کنید و بگویید ،” خوب ، مردم فکر نمی کنند این یک تعقیب شایسته است ، اما من آن را دوست دارم. آیا من حاضر هستم با این کار در مواجهه با روزها ادامه دهم؟ “” Blythe توضیح داد. وی گفت: “من فکر می کنم این یکی از اصلی ترین الزامات برای یک هنرمند بودن است ، که یا اعتماد به نفس ، شجاعت یا احمقانه بودن را داشته اند که فقط جلو بروید و خود را دوباره و دوباره و دوباره و دوباره و دوباره و در مقابل افراد دیگر بیان کنید و با قضاوت روبرو شوید. و خواه مثبت باشد یا منفی ، به وصل شوید. “

سرانجام ، احساس هدف ما در صورتی تقویت می شود ایجاد یک جامعه برای حمایت از تلاشهای ما برای Blythe ، علاوه بر همبازی ها و همسالان ، این به معنای ایجاد پیوند با مخاطبان خود است. او پیاده روی با یک دوست و ملاقات با طرفداران روز نمایش خود را توصیف کرد: “راه برای تأیید این ارتباط … که شما به عنوان یک هنرمند با مخاطبان خود دارید … ملاقات با آنها است.” وی یادآوری کرد: “ما با این دو هوادار آشنا شدیم ، و آنها آمدند و مانند آنها بودند ،” مقدس مقدس*P ، این شما هستید. ما امشب می خواهیم ببینیم شما را می بینم. و من مثل “درست” هستم. و آنها مانند ، “آیا می توانیم عکس بگیریم؟” … و ، می دانید ، دوست من عکس گرفت زیرا دست بچه با تلفن خود خیلی تکان می خورد … و هرچه ما در حال راه رفتن بودیم ، این آقا بزرگتر که من با من قدم می زدم به من نگاه می کرد ، و او گفت ، “مرد ، شما واقعاً روز آنها را درست کردید.”

Blythe تأکید می کند که به منظور به حداکثر رساندن تأثیراتی که احساس هدف بر زندگی ما دارد ، از جمله به عنوان یک استراتژی مقابله برای وحشت وجودی ، بسیار مهم است که ما به هدف خود متعهد شویم در طول زندگی مابشر وی توضیح داد: “مگر اینکه من آنقدر دچار اختلال شناختی شوم که نمی توانم به عنوان نویسنده یا نوازنده یا به عنوان یک عکاس یا به عنوان بازیگر عمل کنم … من قصد دارم تا روزی که بمیرم ، این کارها را ادامه دهم. من هرگز بازنشسته نخواهم شد.” “و من فکر می کنم که … امیدوارم ، وقتی من برای مردن آماده می شوم ، با مقداری لطف و عزت با آن روبرو می شوم. می توانم به آنچه انجام داده ام نگاه کنم و بگویم ،” شما بهترین مرد خود را انجام دادید ، همه کارهایی را انجام دادید که می توانید انجام دهید. “

در نهایت ، Blythe تشخیص داد که او نمی تواند تضمین کند که پذیرش احساس هدف خود قطعاً احساس ترس وجودی را به وجود می آورد. اما او اطمینان دارد که بهتر است او را امتحان کنید. “شاید من به بستر مرگ خود برسم و خواهم رفت ، خوب ، این اتلاف وقت بود … اما فکر می کنم اگر دوست داشتم در بستر مرگم خیلی بدتر می شدم ، می دانید ،” من همیشه می خواستم در یک گروه باشم و سعی می کردم یک روز CBGBS بازی کنم و این رویای من بود … آرزو می کنم این کار را انجام داده ام ، “” Blythe توضیح داد. ” “این برای من اتفاق نمی افتد. من می خواهم در بستر مرگ خود باشم و مثل” من در یک گروه بودم و CBGBS بازی کردم. “

“زیرا این همان اتفاقی است که افتاد.”

تور کتاب و کتاب رندی را بررسی کنید در اینجابشر

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان