بسیاری از مردم به شما خواهند گفت: “برای مبارزه با سندرم تعهد بیش از حد، مردم باید یاد بگیرند که چگونه نه بگویند.” اما این را به خاطر داشته باشید: چیزی که منجر به پذیرش بیشتر و بیشتر افراد “نه” شما در ارزش واقعی می شود، زمانی است که شهرت داشته باشید و سابقه ای برای نه گفتن در زمان های مناسب و به دلایل درست ایجاد کنید.
“بله” جایی است که روابط ایجاد می شود، اما اغلب نادیده گرفته می شود.
منبع: کریستینا موریلو / Pexels
یک نه خوب، تصمیم درست در زمان مناسب، لطف بزرگی برای همه است. این باعث صرفه جویی در زمان و دردسر برای همه افراد می شود، در صورتی که بله، اشتباه بوده است. مردم به یاد خواهند آورد.
هیچ چیز کاملاً به اندازه یک نه در زمان مناسب اجرا نمی شود. خیر همه چیز در مورد هزینه فرصت است، آزاد کردن فرصت برای بله خوب: تعطیل کردن یا به تاخیر انداختن چیزی برای ایجاد فضا برای چیز دیگری.
نه جا را برای بله گفتن باز می کند
هر نه خوب جایی برای یک بله بهتر باز می کند.
بله باید شروع یک همکاری باشد—گام های بعدی در یک رابطه کاری. بله باید به این معنی باشد که یک سوال خوب شکل گرفته و به دقت بررسی شده است. بله به این معنی است که ما در شرف شروع یک ایده خوب با هم هستیم.
اما اغلب بله، درهم و برهم است. بهطور تصادفی انجام میشود، یا به روشی غیرمجاز ارائه میشود – «بله، البته!» – بدون درک کامل از آنچه که حتی از آن سؤال شده است. گاهی اوقات بله از طریق انفعال تلویحا می شود. شاید سوال واضح نباشد و بنابراین بله نمی تواند واضح باشد. یا بله برای خشنود کردن در کوتاه مدت یا تحت تاثیر قرار دادن یا اجتناب از تعارض ساخته شده است. یا بله بعد از یک سری نه های متوسط یا بد می آید، بنابراین بله در نهایت به نظر می رسد باید در صف باشد.
واکنش متقابل بله
وقتی مردم بله های شلخته می گویند، بیش از حد متعهد می شوند. وقتی بیش از حد متعهد هستید، بله های بهتر را از دست می دهید، بنابراین هزینه هر بله نامرتب در هزینه فرصت چند برابر می شود. بعلاوه، شما نه تنها زمان، بلکه منابع و اغلب وقت افراد دیگر را نیز متعهد می کنید.
احتمالاً کمی طول می کشد تا متوجه شوید که بله خوب نبوده است و ممکن است مقدار زیادی زمان، انرژی و پول را هدر داده باشید. و احتمالاً مشکلاتی ایجاد کرده اید که باید برطرف شوند.
بله درهم و برهم میتواند شما را مستعد خطاها و تاخیرها، هدر دادن منابع و دوباره کاری کند، نه اینکه به خزش دامنه و خزش نقش اشاره کنیم. اگر سوال ایده خوبی بود اما نامشخص و به طور کامل توسعه نیافته بود، ممکن است این اتفاق بیفتد. یا اگر بله با تمام اطلاعات موجود ساخته شده بود، اما پس از آن برنامه ریزی ضعیفی داشت. این مانند رانندگی در مسیر اشتباه است، با یک ماشین پر از مردم، تمام وقت، بنزین، و فرسودگی وسیله نقلیه را تلف میکنید. گاهی اوقات در طول مسیر لاستیک پنچر میشوید یا تصادف میکنید. سپس، نه تنها باید تمام راه را برگردید، بلکه باید به هر جایی که از ابتدا باید می رفتید، برسید.
علاوه بر این، بله های شلخته اغلب بسیار قابل مشاهده هستند، بنابراین برای شهرت شما عالی نیستند. می توانید با انگشت اشاره کنید و دیگران را سرزنش کنید، اما این برای روابط یا شهرت شما خوب نخواهد بود. مطمئناً راهی برای ایجاد نفوذ واقعی نیست.
هر بله را برای موفقیت تنظیم کنید
به یاد داشته باشید، هر نه خوب فقط برای تنظیم بله عالی شما وجود دارد – بله گفتن به همکاری، بله گفتن به فرصتی برای ارزش افزودن و ایجاد رابطه.
هر بله سزاوار یک برنامه برای اجرای متمرکز است. طرح اجرا کلید یک بله عالی است.
برخی از بله ها کوتاه و شیرین هستند، اما باز هم سزاوار یک برنامه هستند، هرچند کوتاه و شیرین. هر بله یک تعهد است و هر تعهدی شایسته است جدی گرفته شود و با یک برنامه خوب و اجرای متمرکز به آن احترام گذاشته شود.
اگر در تنظیم درخواست، انجام یادداشت دریافت، و قاب بندی درخواست از نظر عناصر اساسی یک پروپوزال، کار بسیار خوبی انجام داده اید، و به طور جدی به هیچ گیت، از جمله تجزیه و تحلیل ROI توجه کرده اید، پس باید یک وقتی بله میگویید، ایده بسیار خوبی از آنچه که به آن متعهد هستید. با این حال، اگر هنوز به همکاری با درخواست کننده عادت نکرده اید – اگر آنها یکی از مشتریان همیشگی شما نیستند – جزئیات زیادی برای روشن شدن نحوه انجام تجارت با یکدیگر وجود خواهد داشت. جزئیات را بدیهی نگیرید وگرنه احتمالاً یکی پس از دیگری شگفتی کوچک خواهید داشت.
بله زمان آن است که واقعاً تعهد را با یک برنامه عمل مشخص کنیم، به ویژه برای یک محصول با هر دامنه ای. چگونه مکالمه را از بله به یک طرح منتقل می کنید؟ با پرسیدن سوال پلاتینیوم: “چگونه می توانم به شما کمک کنم تا به شما کمک کنم؟” به عبارت دیگر، چه قوانین اساسی ممکن است برای کار کردن با یکدیگر لازم باشد؟ آهنگ ارتباط شما، کجا، کی و چگونه خواهد بود؟ از نظر کار: چه کسی قرار است چه کاری، کجا، چرا، کی و چگونه انجام دهد؟ شما باید در مورد ترتیب، زمان و مالکیت تمام مراحل به توافق برسید.
هر مکالمهای را با روشن کردن اینکه چه کسی مالک مراحل بعدی است و برنامهریزی مکالمه بعدی خود پایان دهید. خط پانچ همیشه مراحل بعدی است. برنامه ریزی کلید اجرای موفق است. کار را برنامه ریزی کنید تا بتوانید برنامه خود را اجرا کنید.