20:26 - 2025/04/16

در ذهن آدولف هیتلر

[ad_1] برای درک بهتر هیتلر ، بازی شکسپیر اوتللو می تواند کمک کند نمایشنامه نویس انگلیسی و شاعر انگلیسی در راه های ناکامی انسان عاقل بود و به طور خاص با شخصیت شرور خود ، پرچمدار ایگو ، در نمایشنامه اوتللوبشر در گذشته از عمل دوم این درام که...

در ذهن آدولف هیتلر

[ad_1]

برای درک بهتر هیتلر ، بازی شکسپیر اوتللو می تواند کمک کند نمایشنامه نویس انگلیسی و شاعر انگلیسی در راه های ناکامی انسان عاقل بود و به طور خاص با شخصیت شرور خود ، پرچمدار ایگو ، در نمایشنامه اوتللوبشر در گذشته از عمل دوم این درام که در ونیز تنظیم شده است ، ایگو برنامه خود را برای مسموم کردن ذهن (“برای ریختن این آفت” به گوش) فرمانده بی نظیر خود ، اتللو اعتراف می کند.

بدترین دروغ های مخرب ایگو ، فضیلت همسر اتللو ، زیبایی وفادار ونیزی ، دسمدونا را تحریک می کند. “به او نگاه کن ، مور ، اگر چشمانش را دیدی!” زمزمه ایگو. اتللو به نظر می رسد. و در عمل نهایی ، کور با عصبانیت ، اتللو به دلیل خیانت گفته شده خود ، دزدونا را خفه می کند.

گرچه این تراژدی چهار و چهارم قرن است و واژگان غالباً مبهم و باستانی ، علاقه مندان به تئاتر مدرن به نشانه های این شرور توجه دارند. او صبور و وابسته است. او بر ضعف طعمه می زند. او به دلیل خیانت گرسنه است. او بی توجه است. او برای قدرت حریص است. مهمتر از همه ، او با حسادت و کینه ای رانده می شود.

شرور ایگو برای دیدن ساده است ، اما پاسخگویی به آن سخت تر است. آیا او به حسادت رمانتیک وسواس تسلیم شده است؟ نفرت نژادی؟ آیا خیانت ایگو ناشی از حسادت حرفه ای است؟ همه موارد فوق ، مطمئناً. ناامیدی؟ ناراضی؟ سلب مالکیت؟ توسط یک انگیزه خود مخرب جابجا شده است؟ بله اما آیا اینها می توانند قتل را به خود اختصاص دهند؟

منتقدان ادبی مدرن برای یک پاسخ آماده به روانپزشکی متوسل می شوند: ایگو ، شخصیت داستانی ، یک روانپزشکی است.

روانکاوی به جنگ می رود

داستان با واقعیت با عواقب وحشتناک و شکننده در جهان در شخصیت آدولف هیتلر ، هیولا دیگری که می تواند جذابیت را روشن کند ، روبرو شد. هیتلر یک هنرمند ناکام ، نظریه پرداز توطئه توهم ، و یک شورشگر ناکام ، احساس زخمی شدن یک ملت شکست خورده را برای فتح و نابودی تقریباً اتر سوار کرد.

در گذشته نگر و در این فاصله ، سقوط آلمان هیتلر مانند یک داستان اخلاقی در مورد محدودیت های مجازات نفرت و سرگرمی خوانده می شود. با این حال ، در طول جنگ جهانی دوم ، جنون یک رهبر سؤالات فوری و سرنوشت ساز از انتظار و استراتژی را به عهده گرفت.

در یک حرکت جسورانه زیرا روانکاوی در آن زمان در Armamentarium معمول تحلیلگر سیاست نبود ، خیلی کمتر از اسپیماستر ، “بیل وحشی” دونووان ، رئیس دفتر خدمات استراتژیک ، اجداد سیا ، روانی والتر سی لانگر را برای ارزیابی شخصیت دیکتاتور مأمور کرد. بعداً از بین رفت و آزاد شد ذهن آدولف هیتلر: گزارش مخفی جنگ ، در حساب لانگر به بررسی تصویر خود و خودآگاهی دیکتاتور ، دیدگاه خودی از او ، جذابیت قانع کننده او به 67 میلیون آلمانی با اشتیاق و اعتقاد وی به شکست ناپذیری خودش پرداخت.

اگر بخش عمده گزارش اکنون به عنوان تحلیل تاریخی استاندارد به نظر می رسد ، فصل آخر شگفت انگیز ، “هیتلر: رفتار احتمالی او در آینده” ، به طور غیرقانونی ثابت کرد که چیزی جز آن است.

لانگر به درستی پیش بینی می کند که هیتلر به دلیل انباشت فاجعه از نظر عاطفی تر می شود. لانگر پیش بینی می کند که طغیان های او بدتر می شود و مکرر می شود و این تانترها با شکست های تجمع یافته همزمان می شوند. یکی دیگر از موارد خاص: لانگر فکر می کرد که با توجه به بی کفایتی Fuhrer و اعتماد به نفس توهم ، افسران ، احتمالاً از اشراف آلمانی ، سعی در ترور وی دارند. (نقشه شکست خورده برای کشتن هیتلر به طرز شگفت انگیزی نزدیک به سناریوی لانگر آشکار شد.)

به عنوان یک روانی با شکست روبرو می شود

سرنوشت تر ، لانگر با دقت پیش بینی می کند که هیتلر ، خودشیفتگی و روانپزشکی که با بسته شدن متفقین با شکست روبرو می شوند ، قادر به کاپیتولاسیون نیستند. حتی برای پس انداز نابودی ملتش. به نقل از هیتلر: “ما ممکن است نابود شویم ، اما اگر باشیم ، جهان را با خود می کشیم … دنیایی در شعله های آتش.” این فانتزی اپراتیک Gotterdammerung نیز به وجود آمد. لانگر اظهار داشت ، این “بزرگترین انتقام از جهان او را تحقیر می کند” آدولف هیتلر خواهد بود.

تخمین زده می شود که به بالا 58 میلیون نفر در هنگام ویرانی جنگ جهانی دوم از بین رفتند.

پیش بینی خودکشی هیتلر

پیش بینی نهایی لانگر ، در مورد نحوه مرگ هیتلر ، هم غیرقانونی و هم قانع کننده ترین است. روانکاوی در اواخر سال 1943 (دو سال قبل از پایان دیکتاتور) نوشت: “از آنچه ما از روانشناسی او می دانیم” ، خودکشی “محتمل ترین احتمال است.” این یک لانگر “خودکشی ساده” نخواهد بود. و به طرز مناسبی که به طرز چشمگیری و مناسبی و مناسبی ، روانپزشکی سگ مورد علاقه خود را مسموم می کند ، سپس خود را به عنوان معشوقه و عروس خود از یک روز ، اوا براون ، شلیک می کند ، روی یک کپسول پر از سیانید کمی پایین می آید.

عقلانی در مورد غیر منطقی تحقیق می کند

مورخ رابرت گل وایت یک کلمه بعد از مطالعه Langer نوشت. وایت معتقد بود که اگر به تنهایی عمل کند ، نه روانپزشکی و نه تاریخ نمی توانند افزایش و سقوط هیتلر را به خود اختصاص دهند. از این گذشته ، نوشتن تاریخ ، توالی وقایع تاریخی و توضیح آنها خواستار مراقبت دقیق در چسبیدن به حقایق است.

روانکاوی ضروری می خواند

در نهایت ، مورخان به دانش بستگی دارند. مورخان برای اثبات اضافه کردن حفر می شوند. وقایع تاریخی ، حتی اگر عوامل آنها کاملاً پیچیده و در هم تنیده با اقتصاد سخت ، جغرافیا و سیاست آگاهانه در هم تنیده باشند ، با اطمینان به تجزیه و تحلیل منطقی می پردازند.

با این حال ، هنگامی که سرنوشت ملل به اقدامات شفابخشی جهانی جهانی بستگی دارد ، عقلانیت کوتاه می آید ، وایت نتیجه گرفت. و این به ویژه هنگامی است که وقایع و فرآیندی که تاریخ شامل خودشان است غیر منطقیبشر سپس توضیح نیاز به نوع دیگری از حفاری در تجربیاتی دارد که به شخصیت آسیب می رساند و سپس نیاز به حدس و گمان آگاهانه از چگونگی توقیف یک شخصیت آسیب دیده از وقایع دارد.

ظهور هیتلر بر ترسهای غیر منطقی استوک کرد. هیتلر استراتژی های فاجعه آمیز خود را برای متناسب با فرضیات غیر منطقی خود خم کرد. پیگیری نسل کشی هیتلر از “راه حل نهایی” بر ترس غیرمنطقی و بی اساس او از یهودیان قرار گرفت. دید هیتلر در مورد موضع نهایی وی مستلزم نابودی داوطلبانه آلمان بود ، جایی که طبق سرمقاله ای که به دستور هیتلر نوشته شده است ، دشمنان آلمان فقط یک منظره بی ثمر پیدا می کنند – “چیزی جز مرگ ، نابودی و نفرت”.

انگیزه ها و رفتارهای هیتلر خیلی عجیب و بیمار بود و ضد تولید بود تا از نظر عقلانی حساب شود. و برای وایت ، مورخ ، جایی که روانکاوی ، معاینه منطقی از غیر منطقی ، وارد داستان می شود.

***

تاریخ با رهبران عالی ، رهبران عزیز ، رهبران و راهنماهای برادرانه ، روسای حزب ، دبیران کل ، سزارهابا ژنرالبا دوکبا EL Supremosبا غوغا، و روسای جمهور برای زندگی. آنها ما را در روانشناسی غیر طبیعی برای درک گذشته ، حال و آینده مفید می دانند.

گرچه در زمان و مکان جداگانه ، این “Strongmen” از ویژگی های آسیب شناختی ، ضعف هایی مانند مشکوک و بی اعتمادی ، فریبکاری ، بی رحمانه بودن و بی رحمانه بودن ، ترس و وحشت ، گرسنگی برای اعتراض ، همدلی بی پروا ، بی دوست بودن ، حریص برای قدرت و سرزمین و مانند آنها برخوردار هستند. اتللوS Iago ، اشتها برای انتقام.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان