وقتی می فهمیم که کودکان چگونه از نظر عاطفی رشد می کنند ، می توانیم از آنها به طور مؤثرتری حمایت کنیم. نقاط عطف می توانند راهنماهای مفیدی باشند ، اما به یاد داشته باشید که بسیاری از کودکان با تنظیم احساسات مبارزه می کنند ، به خصوص وقتی خسته و یا گرسنه هستند. از نقاط عطف توسعه به عنوان یک راهنما استفاده کنید و نه خطوط سخت که در یک نقطه خاص از زندگی فرزند شما عبور می کند.
نقاط عطف رشد عاطفی در اوایل کودکی
نوزادان (0-12 ماه)
حتی قبل از اینکه نوزادان بتوانند صحبت کنند ، آنها احساسات را از طریق گریه ، بیان صورت و زبان بدن ارتباط برقرار می کنند. حدود 6 ماه ، نوزادان شروع به شناخت عبارات عاطفی می کنند ، که به ارجاع اجتماعی کمک می کند – نگاه کردن به چهره والدین برای درک موقعیت های نامشخص.
وقتی کودک گریه می کنید یا در حین بازی لبخند می زنید ، احساسات آنها را به آنها نشان می دهید و دیگران پاسخ خواهند داد. این امر دلبستگی ایمن را ایجاد می کند ، که با رشد عاطفی سالم مرتبط است.
کودکان نوپا (1-3 سال)
با رشد زبان ، کودکان نوپا شروع به نامگذاری احساسات می کنند. “خوشحال” ، “غمگین” و “دیوانه” معمولاً در حدود 2 سالگی ظاهر می شوند. در این مرحله ، آنها همچنین شروع به تقلید از محیط اطراف خود می کنند و شروع به نمایش علائم اولیه همدلی و احساسات خودآگاه می کنند. آنها ممکن است وقتی دیگران گریه می کنند یا واکنش های خودآگاه را هنگام دریافت بازخورد بزرگسالان در مورد رفتار خود نشان می دهند ، ناراحت به نظر برسند.
کودکان نوپا مستقل تر می شوند و شخصیت های منحصر به فردی را نشان می دهند. آنها شروع به یادگیری کنترل عاطفی در موقعیت های اجتماعی می کنند ، اما توانایی آنها بسته به اینکه چه احساسی دارند ، بسیار متفاوت است. فقط به این دلیل که فرزند شما خود را از ضربه زدن به دیروز باز دارد ، به این معنی نیست که امروز می توانند این کار را بعد از یک روز دشوار انجام دهند.
پیش دبستانی ها (3-5 سال)
پیش دبستانی ها در مورد احساسات پیچیده مانند “خجالت زده” یا “افتخار” صحبت می کنند و می فهمند که مردم می توانند احساسات متفاوتی را احساس کنند. آنها ممکن است گناه را نشان دهند ، اگرچه کاملاً درک نمی کنند که چرا شخص دیگری احساس گناه می کند.
با افزایش آگاهی عاطفی ، کودکان با مدیریت احساسات آزمایش می کنند ، اما این روند به دور از هموار است. ممکن است آنها را ببینید که ناامیدی را پنهان می کنند ، وقتی عصبی می شوند ، می خندند یا ادعا می کنند که هنگام گریه “غمگین نیستند”. این علائم نشان می دهد که آنها حتی بدون مهارت های تنظیم ، در حال توجه به تجربیات داخلی هستند. اینجاست که راهنمایی بزرگسالان بسیار مهم می شود.
هر کودک با سرعت خود در این مراحل حرکت می کند. کاری که کودک باید بتواند انجام دهد همان کاری است که کودک در مقابل شما انجام می دهد. آنها در حال حاضر با ابزارهایی که دارند ، تمام تلاش خود را می کنند.
چگونه عصبی بر رشد عاطفی تأثیر می گذارد؟
کودکان عصبی ، از جمله مبتلایان به ADHD ، اوتیسم ، تفاوت های پردازش حسی یا تفاوت های یادگیری ، تجربه و بیان احساسات متفاوت از کودکان عصبی را تجربه می کنند.
پردازش و احساسات حسی
بسیاری از کودکان عصبی حساسیت به ورودی حسی را افزایش داده یا کاهش داده اند که مستقیماً بر احساسات آنها تأثیر می گذارد. کودک ممکن است از بافت لباس غرق شود و منجر به آنچه به نظر می رسد مانند یک تنش است اما در واقع پریشانی حسی است.
چالش های عملکرد اجرایی
کودکان مبتلا به ADHD یا اوتیسم اغلب با مهارت های عملکرد اجرایی مبارزه می کنند و شناسایی ، پردازش و تنظیم احساسات را سخت تر می کنند. آنها ممکن است واکنش های شدیدی داشته باشند که نامتناسب به نظر می رسد زیرا سیستم تنظیم عاطفی مغز آنها متفاوت است.
تفاوت های ارتباطی
برخی از کودکان عصبی برای لفظی کردن احساسات یا بیان آنها از طریق رفتار تلاش می کنند. یک کودک به ظاهر متناقض ممکن است در واقع برقراری اضطراب باشد. ایجاد روش های جایگزین برای بیان احساسات از طریق تصاویر ، حرکت یا ابزارهای حسی می تواند کمک کند (تا زمانی که کودک در صورت تمایل گزینه ای برای شرکت در آن نداشته باشد).
نحوه کمک به کودکان در شناسایی احساسات
1. شروع به تشخیص احساسات از طریق بیان صورت
شناخت احساسات اغلب اولین قدم در آگاهی عاطفی است. این شامل توجه به اینکه یک واکنش عاطفی در حال وقوع است ، است.
کار دکتر لیزا فلدمن بارت به ما می گوید که تشخیص احساسات از ترتیب ویژگی های صورت ما دشوار است. چهره افراد مختلف هنگام ابراز احساسات متفاوت به نظر می رسد و هر یک از ما نیز از عبارات دیگری استفاده می کنیم. بعضی اوقات وقتی لب هایم را کیف می کنم ، احساس ناامیدی می کنم و بعضی اوقات احساس عصبانیت می کنم: چگونه ممکن است شخص دیگری بداند که اگر به آنها نگویم ، کدام یک را احساس می کنم؟!
ما همچنین می بینیم که تکیه بر چهره صورت ما را دچار مشکل می کند که فرزندانمان بعد از برخورد به ما می خندند. ما این خنده را “سرگرم کننده/لذت” تعبیر می کنیم ، اما در واقع اغلب می تواند به معنای “شرمنده” باشد.
به جای آموزش این بیان های خاص صورت به احساسات خاص ، به کودکان یاد دهید که وقتی کسی احساسات را تجربه می کند متوجه شوند و تعجب کنند که چه اتفاقی می افتد:
- عبارات موجود در کتاب ها را بیان کنید: “نگاه کنید ، آن شخصیت لبخند می زند! فکر می کنید اکنون که کیک آنها به پایان رسیده است احساس می کنند؟”
- عبارات مردم را رعایت کنید: “لیام گریه می کند. من نمی دانم چه اتفاقی برای او می افتد. آیا باید بررسی کنیم؟”
- بازی های بازیگری احساسات را انجام دهید.
2. اتصال احساسات به احساسات بدن
احساسات در بدن ما نیز زندگی می کنند. به کودکان یاد دهید که توجه کنند:
- قلب های مسابقه وقتی هیجان زده یا ترسیده است
- شانه های تنش هنگام عصبانیت
- معده های سنگین هنگام نگرانی
- سینه های سبک هنگام خوشبختی
با مشاهده: “من متوجه می شوم که شانه های شما زیاد است و مشت های شما چسبیده است. من نمی دانم که آیا احساس عصبانیت می کنید؟”
3. یک واژگان احساسی بسازید
بسیاری از کودکان از اصطلاحات ساده مانند “خوب” یا “بد” استفاده می کنند. واژگان خود را توسط:
- معرفی کلمات عاطفی جدید در مکالمات روزانه
- با برچسب زدن احساسات خود دقیقاً: “من احساس ناامیدی می کنم زیرا کامپیوتر کار نمی کند.”
- با استفاده از لیست احساسات که به شناسایی احساسات در صورت برآورده شدن یا برآورده شدن کمک می کند
- با توجه به احساسات در هر داستانی که می خوانید: “من تعجب می کنم که اکنون این شخصیت در حال حاضر چه حسی دارد؟”
- بازی های احساسی مانند Charades
- چک های روزانه در هنگام انتقال
افکار نهایی
حمایت از رشد عاطفی کودکان به معنای عجله کردن آنها از طریق نقاط عطف نیست. این در مورد ملاقات با آنها در جایی است که هستند. هنگامی که ما به کودکان کمک می کنیم تا احساسات خود را متوجه شوند ، احساسات را به احساسات بدن متصل کنند و واژگان عاطفی خود را بسازند ، ما به آنها ابزاری می دهیم که به آنها کمک می کند تا هوش هیجانی خود را بسازند.