کالیفرنیا سرزمین پارادوکس، زیبایی طبیعی بیسابقه و طیف وسیعی از زمینها و محیطها، بهشتی واقعی است – در حالی که در عین حال در معرض زلزله، سیل، رانش گل و آتشسوزی است. افرادی که در بخشهای آسیبپذیرتر ایالت زندگی میکنند، یاد میگیرند که در این برهمنهی ضعیف از لطف و شکنندگی زندگی کنند. انسان در این فکر می ماند که آیا برخی از جایگاه اسطوره ای هالیوود به مادر طبیعت و قدرت توهم و داستان سرایی آن بستگی دارد، ضعیف و در عین حال پایدار، ترسناک ترسناک و شگفتی سرگیجه آور سرزمین.
مانند فیلم سلولوئیدی از روزهای طلایی هالیوود که با قطع شدن پروژکتور حباب میزد و میسوخت و داستان را قطع میکرد، ما از بلایای طبیعی میفهمیم که آنچه در زندگی روزمره ما بسیار محکم به نظر میرسد زودگذر است، و در عین حال از سر گرفته و تجدید میشود. ویرانی فوری ما را بیخانمان و بیخانمان میگذارد – اما درسهایی که از شکنندگی آموختهایم، ما را به تطبیق و توسعه خرد، و امیدواری یادگیری و آماده شدن به چالش میکشد.
من برای اولین بار رابرت ریچ را در سال اول در دانشگاه وسلیان ملاقات کردم – او یک کارآفرین درخشان و موفق و یک روح شجاع با داستان های بی شماری است که اگرچه واقعی هستند، اما گاهی اوقات زودباوری را به سختی می کشند. او پسر واقعی لس آنجلس، اهل هالیوود است که در محیطی پر از جادوی هالیوود بزرگ شد – پدرش یکی از معماران فرهنگ معاصر آمریکا، کارگردان مشهور برنامه های تلویزیونی کلاسیک از جمله دسته بردی و نمایش دیک ون دایک، کارگردانی و تولید شده است همه در خانوادهو تعدادی دیگر از آثار کلاسیک فرهنگی که یک نسل را تعریف کردند. اما لسآنجلس، مطمئناً، همهی زرق و برق و جذابیت نیست. شهر فرشتگان خانه میلیونها نفر از مردمی است که زندگی عادی دارند و تلفات انسانی آتشسوزیهای فعلی فاجعهای است که همه ما میتوانیم با آن ارتباط برقرار کنیم.
با پخش زنده این مصاحبه، آتشسوزیهای بیسابقهای دوباره در لسآنجلس و مناطق اطراف آن در حال وقوع است. در حالی که بیدار ایستاده بود، خانواده به نوبت در طول شب بیدار بودند، دوست دیرینه من، راب، چند دقیقه وقت صرف کرد تا یک مصاحبه قانع کننده در مورد اینکه در نزدیکی کوهپایه های لس آنجلس برای او روی زمین چگونه است. او خودش در سایه فاجعه زندگی کرده است، از جمله آتشسوزیهایی که در سال 2017 یک خانه اجدادی را به خود اختصاص داده است.
من از راب سپاسگزارم که برای چند لحظه وقت گذاشت و افکارش را در حالی که جهنم خشمگین می شود به اشتراک گذاشت.
گرانت هیلاری برنر: تجربه شخصی شما از آتشسوزیها چه بوده است؟
رابرت ریچ: من در بورلی هیلز، در ارتفاعات کوه های سانتا مونیکا، با آتش یک تهدید دائمی بزرگ شدم. یادم می آید که در دهه 70 آتش سوزی هایی را در چند دره دورتر دیده بودم. من هنوز هم زندگی در کالیفرنیا را انتخاب می کنم، زیرا می دانم که بادهای شیطانی، آتش سوزی، خشکسالی، سیل، رانش گل و زلزله رخ می دهد.
GHB: آتش سوزی های گذشته چگونه بر خانواده و همسایگان شما تأثیر گذاشته است؟ الان چی میبینی؟
RR: چند سال پس از به ارث بردن ملک مادرم در اوجای، شهری در 70 مایلی شمال غربی لس آنجلس، خانه اصلی در آتش سوزی توماس در سال 2017 ویران شد.
ما در حال حاضر در غرب لس آنجلس زندگی می کنیم. همانطور که من این را می نویسم، آتش سوزی Palisades به سمت ما می رود. ما در شیفت می خوابیم. همه ما می شناسیم خانواده و دوستانی دارند که خانه های خود را از دست داده اند و ما نیز از این قاعده مستثنی نیستیم. با بزرگ شدن در لس آنجلس، همیشه در مورد “بزرگ”، مادر تمام زلزله ها، شنیده اید که قرار است ما را از بین ببرد. Pacific Palisades و Altadena در حال حاضر بسیار بدتر از هر چیزی که من می توانستم تصور کنم Big One انجام می دهد به نظر می رسند.
GHB: در مورد تأثیر عاطفی آن زمان و نگاه کردن به گذشته چگونه فکر می کنید؟ به خصوص اکنون که آتش سوزی های جنگلی خشمگین است؟
RR: خانه ای که در آتش از دست دادیم، خانه اصلی ما نبود، بنابراین تجربه ما با آنچه همسایه هایم می گذرانند قابل مقایسه نیست. این هنوز هم آسیب زا بود، اگرچه من سعی کردم در عواقب آن فلسفی و رواقی باقی بمانم. خدا را شکر که مادرم زنده نبود که آن را ببیند. از قضا، قبل از مرگ مادرم به ما هشدار داد که در مورد خانه احساساتی نشویم و به ما گفت “وسایلش را بسوزانیم.” در حالی که مطمئناً خانوادهام از این فقدان غمگین بودند، من سعی کردهام حرفهای مادرم را به دل بگیرم.
GHB: شما چیزی را که نمی دانید نمی دانید. آیا چیزی هست که بخواهید به اشتراک بگذارید که یاد گرفته اید؟
RR: ما در اوجای نبودیم که آتش سوزی رخ داد. یکی از همسایه ها با ارسال عکسی تایید کرد که خانه اصلی ویران شده است. سه هفته در مقابل هر وسوسه ای برای رفتن به ملک مقاومت کردم. هیچ فایده ای وجود نداشت، و هفته ها بعد، هنوز یک ویرانه سمی در حال دود شدن بود. اگر می دانید خانه شما رفته است، توصیه من این است که دوری کنید. با کارگزار بیمه خود تماس بگیرید و درخواست خود را شروع کنید، اما نباید استرس داشته باشید که در چند هفته اول آنجا باشید.
روند ادعا می تواند خسته کننده باشد. برای قطعه آسیب سازه، شما شواهدی از هرگونه پیشرفت می خواهید، و باید به زودی تصمیماتی در مورد اینکه آیا می خواهید بازسازی کنید یا نه، بگیرید.
برای اموال شخصی، حاملان اسناد می خواهند. آنها قرار نیست فقط یک چک برای شما قطع کنند. حدود یک سال طول کشید، اما برای دریافت تمام مبلغ بیمه خود، عکسهایی از رویدادهای خانوادگی که محتویات خانه را نشان میداد، جمعآوری کردیم، رسیدهای آنلاین جمعآوری کردیم، فهرستی از همه چیزمان تهیه کردیم، تا چنگال و چاقو، و سپس به Amazon.com و دیگر فروشگاههای آنلاین رفت تا مقادیر را شناسایی کند، اسکرینشات بگیرد و آدرسهای اینترنتی را ثبت کند. همه اینها توسط حامل ما به عنوان اسناد قابل قبول پذیرفته شد. این فرآیند نه تنها به ما اجازه داد تا به معنای واقعی کلمه چیزهایی را که از دست رفته است بررسی کنیم، بلکه دانستن اینکه هر کالای مستند شده بازپرداخت می شود، هدفی را برای ما در نظر گرفت. مرور آن عکس ها تلخ بود اما به ما اجازه داد تا خاطرات را مرور کنیم.
GHB: آیا چیزی هست که بخواهید اضافه کنید؟
RR: در حال حاضر، احساسات بسیار خام هستند. خشم از مقامات، خشم از باد، و خشم زیادی متوجه شرکتهای بیمه است. به یاد میآورم که بعداً مشخص شد که ترس بیاساس از خراب شدن توسط شرکت بیمه ما بود. فکر میکنم این موضوع برخی از تعاملات اولیه من با آنها را مختل کرد. در گذشته، من یک ربوده با آمیگدال را تجربه می کردم و به صورت استراتژیک یا به نفع خودم عمل نمی کردم. توصیه من این است که به حامل خود به عنوان شریک زندگی خود فکر کنید. روند ادعاها برای دریافت حقوق شما است، نه فشار دادن شما. بله، آنها الزامات اسناد و محدودیت هایی در مسئولیت دارند، اما حامل ها می خواهند پرونده شما را حل کنند.