[ad_1]

رهبری یک عمل است ، نه یک عنوان یا یک موقعیت. این یک تمرین است که نیاز به همکاری و تعامل دارد. برای تمرین رهبری ، باید تحمل ابهام را ایجاد کرد. به عبارت ساده ، رهبری نیاز به تعادل دقیق اعتماد به نفس و فروتنی دارد. این برای ضعیف نیست. این عملی است که احساسات را برانگیخته و خواستار پاسخ هایی است که بعضی اوقات یافتن آن آسان نیست. به همین دلیل رهبری روان است.
عمل رهبری یک مرز فکری است. این بدان معنی است که در حال تحول و پویا است. هیچ تعریفی از رهبری وجود ندارد. بر خلاف مهندسی ، پزشکی ، روانشناسی یا حسابداری ، رهبری یک زمینه در حال توسعه است.
با استفاده از رهبری نزدیک به سه دهه ، من دیدم که رهبری را می توان به عنوان “کاری که باید انجام شود” تعریف کرد. این نوع کارهایی است که باید انجام شود که سبک رهبری را برای تمرین تعیین می کند. به عنوان مثال ، عمل رهبری در عرصه پزشکی با عمل رهبری در زمینه روانشناسی متفاوت است. تصمیمات مرتبط با پزشکی تحت تأثیر راه حل های فنی قرار می گیرد ، در حالی که تصمیمات مربوط به روانشناسی از نظر ماهیت سازگار هستند (یعنی مداخلات رفتاری بدون پاسخ آسان). به همین دلیل پزشکان برای تشخیص و تجویز درمانها و داروها آموزش دیده اند.
از طرف دیگر ، روانشناسان آموزش دیده اند تا از مداخلات رفتاری در پرداختن به مسائل رفتاری بیماران خود استفاده کنند. در نتیجه ، چه عملی رهبری به عنوان یک اصلاح فنی یا تطبیقی در طبیعت ، عمل رهبری مردم است. این توانایی فرد در بسیج افراد برای یک کار خاص است که اثربخشی رهبری را تعریف می کند.
من پس از 26 سال خدمت از یک شرکت Fortune 100 بازنشسته شدم. در طی آن سالها ، من به عنوان یک استراتژیست مربیگری رهبری و سخنران عمومی در سطح جهانی سفر کردم ، چندین کتاب و مقاله پرفروش را در مورد رهبری و روانشناسی تألیف کردم و هم اکنون در حال تدریس دانش آموزان مدرک تحصیلات تکمیلی و فارغ التحصیلان برنامه در مربیگری تجارت و سازمان هستم. این تجربیات پنج درس در مورد نحوه تمرین رهبری به من آموخته است.
- مردم گرا باشید. توانایی ارتباط با افراد مناسب یک ابرقدرت است. رهبری بیشتر از تلاش با انگیزه استراتژی است. فرد می تواند تمام استراتژی های جهان را داشته باشد ، اما بدون اینکه افراد مناسب برای اجرای برنامه ها ، این پروژه به جایی نرود. بنابراین ، بسیج افراد مناسب برای انجام کار به طور خودکار بهترین استراتژیست ها را برای کار جذب می کند. هنگامی که افراد مناسب در جای خود قرار بگیرند ، توجه به نیازهای آنها در اولویت قرار دارد.
- شنونده فعال باشید. چهره های اقتدار موفق توانایی گوش دادن به اعضای تیم خود را توسعه می دهند. گوش دادن به انرژی است. گوش دادن به شخص دیگری بدون قطع کردن آنها ، نظم و انضباط لازم است. برای اینکه یک رهبر مؤثر باشد ، باید یک شنونده فعال و منضبط باشد. زیرا فقط وقتی به طور فعال گوش می دهید که می توانید سؤالات متفکر و برانگیخته را تدوین کنید.
- سوالات باز بپرسید. سؤالات باز بیش از پاسخ صرف بله یا خیر. یک رهبر مؤثر باید اعضای تیم را با پرسیدن سؤالات باز ، در بحث های برانگیز فکر کند. به عنوان مثال ، به جای گفتن ، “آیا فکر می کنید ایده شما عملی است؟” بگویید ، “به من بگویید که چرا فکر می کنید ایده شما عملی است.” با تغییر یک سؤال و درگیر کردن اعضای تیم خود در یک فرایند تصمیم گیری ، اعتماد در بین همه اعضا ساخته شده است.
- قابل اعتماد باشید داده های اخیر جمع آوری شده از مدیران عمومی معتبر ایالتی و ایالت در ایالات متحده ، و رهبران جوان آفریقا 25 تا 63 ساله ، نشان داد که اعتماد رتبه بالاترین در تنظیمات تجاری و روابط را کسب کرده است ، در حالی که احترام بالاترین در تنظیمات اجتماعی را کسب می کند. تحقیقات من نشان داد که اعتماد جدی به تجارت و روابط شخصی چقدر است. بنابراین ، رهبران باید از اهمیت اعتماد به رهبری و تصمیم گیری آگاه باشند.
- هیچ چیزی به عنوان یک تصمیم عالی وجود ندارد. با تعداد تصمیمات گرفته شده روزانه ، احتمال تجربه خستگی تصمیم گیری زیاد است. به همین دلیل است که ، هنگامی که موضوعات با افراد مناسب در موقعیت های اقتدار مشورت می شود ، زمان اجرای آن است ، زیرا هیچ چیز به عنوان یک تصمیم کامل وجود ندارد. تنها تصمیم خوب ، تصویب شده است. یک رهبر برای جلوگیری از خستگی تصمیم گیری باید اهمیت اجرای تصمیمات را درک کند.
رهبری مؤثر از نظر ماهیت همکاری دارد و افراد را درگیر می کند. یک رهبر مؤثر با گوش دادن به نیازهای خود ، افراد خود را درگیر می کند ، از سؤالات باز برای به دست آوردن بینش ، ایجاد اعتماد در بین اعضای تیم ، تصمیم گیری در مورد بهترین ایده های پیشنهادی و اجرای تصمیم استفاده می کند. با این حال شما به رهبری به عنوان یک عمل نگاه می کنید ، توجه به این عناصر اصلی می تواند اثربخشی شما را تقویت کند.
[ad_2]