در سال 2023 یکی از شش نفر در سن 12 سال و بالاتر با یک اختلال در مصرف مواد (SUD) روبرو شد. این همان چیزی است که داده ها می گوید. اما من استدلال می کنم که بسیار شایع تر از این است.
این تعداد شامل یک نفر از ده کودک و نوجوان با والدینی که دارای اختلال در مصرف الکل هستند – یا شرکا ، خواهر و برادرها ، دوستان و همکاران در این راه تأثیر می گذارند. استفاده از مواد به ندرت خود را به شخصی که مشروبات الکلی یا استفاده می کند محدود می کند. این امر به بیرون می رسد ، بر روابط ، خانواده ها ، محل های کار و کل جوامع تأثیر می گذارد.
بنابراین در حالی که داده ها یک چیز را می گویند ، تجربه زندگی داستانی متفاوت را بیان می کند. احساس می کند خیلی بیشتر شبیه یک در یک است.
اما سیستم های مراقبت های بهداشتی ما ساخته نشده اند تا بتوانند میزان اعتیاد گسترده را کنترل کنند یا اینکه بهبودی پیچیده می تواند باشد. ما امروز با اعتیاد مانند یک بحران حاد رفتار می کنیم ، نه یک بیماری مزمن. مراقبت در مورد استفاده از شخصی از طریق سم زدایی – که به تنهایی می تواند یک مانع قابل توجه باشد ، طراحی شده است ، اما به ندرت ساختار یافته است تا آنها را به خوبی طولانی مدت حفظ کند. این شکاف جایی است که درب گردان شروع می شود.
پیدا کردن راهنما سخت است ، حتی در صورت آماده شدن
برای هرکسی که سعی کرده است به یک عزیز کمک کند تا معالجه را پیدا کند ، می دانید که چقدر سریع امید می تواند به اوج خود تبدیل شود. مراقبت از آن به سادگی برقراری تماس نیست. این یک سفر گیج کننده و پرخاشگر از تماس های تلفنی مکرر ، لیست ارائه دهنده های منسوخ ، موانع بیمه و برنامه های درمانی است که یا در ظرفیت هستند ، تحت پوشش قرار نمی گیرند ، یا مناسب نیستند. یا از این بدتر ، اولین تبلیغی که شخصی می بیند ، آنها را به سمت برنامه ای سوق می دهد که به نظر می رسد امیدوار کننده است ، اما در مراقبت های اثبات شده و مبتنی بر شواهد مبتنی نیست. همه اینها در حالی آشکار می شود که شخصی که به آن اهمیت می دهید در بحران است و زمان ناگهان احساس می کند با ارزش ترین و محدودترین منبع شما است.
درمان استفاده از مواد ، لایه دیگری از پیچیدگی ها را اضافه می کند ، جایی که گزینه های مراقبت در تنظیم و شدت متفاوت است ، از مدیریت برداشت و برنامه های مسکونی گرفته تا بستری جزئی ، مراقبت های شدید سرپایی و پشتیبانی از همسالان. با این حال ، به ندرت کسی که خانواده ها یا بیماران را از طریق این گزینه ها راهنمایی می کند ، چه رسد به اینکه به آنها کمک کنیم تا درک کنند که از نظر بالینی از نظر بالینی مناسب است. بسیاری از آنها مطمئن نیستند که از کجا شروع کنند. در گزارش اخیر سوء مصرف مواد و مدیریت خدمات بهداشت روان (SAMHSA) ، تقریبا 40 ٪ از افرادی که می دانستند به معالجه نیاز دارند اما دریافت نکرده اند گفتند که آنها نمی دانند چگونه یا از کجا می توانند آن را بدست آورند.
کمبود ارائه دهنده نیز یک مسئله رو به رشد است که بیش از یک سوم جمعیت ایالات متحده در مناطقی با کمبود حرفه ای بهداشت روان زندگی می کنند. ارائه دهندگان با آموزش تخصصی در مورد اختلالات مصرف مواد حتی سخت تر هستند. این بدان معناست که حتی وقتی کسی آماده کمک باشد ، شانس یافتن یک ارائه دهنده با تخصص مناسب ، در زمان مناسب ، باریک است. هنگامی که مراقبت به تأخیر می افتد یا ناسازگار می شود ، علائم می توانند تشدید شوند ، انگیزه محو می شوند و افراد بیشتر از این مراقبت می کنند.
ما بحران را درمان می کنیم ، سپس تخلیه می کنیم
ورود به معالجه باید نقطه عطف باشد ، اما برای بسیاری از افراد ، کوتاه می آید. بیشتر برنامه ها برای مدیریت خطرات فوری SUD ساخته شده اند: ترک ، مصرف بیش از حد یا علائم روانپزشکی مانند خودکشی یا روان پریشی. در حالی که اینها همه بخش های مهم مداخله اولیه هستند ، آنها فقط یک قطعه از معما هستند.
برای بسیاری ، استفاده از مواد یک مسئله مستقل نیست. این بیماری از نزدیک با شرایط سلامت روان همزمان مانند افسردگی ، اضطراب ، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا اختلال دو قطبی در هم تنیده است. براساس داده های اخیر ، تقریبا نیمی از کل بزرگسالان مبتلا به اختلال در مصرف مواد نیز در حال مدیریت یک وضعیت سلامت روان هستند. این شرایط چالش های موازی نیست. آنها از نظر بالینی مرتبط هستند و می توانند برای شروع ، پایداری و تشدید مصرف مواد اساسی باشند.
با این حال ، اکثر تنظیمات درمانی هنوز این دو را از هم جدا می کنند و مراقبت های خاموش را ارائه می دهند که تنها بخشی از آنچه شخصی را تجربه می کند ، می پردازد. ممکن است یک فرد در حالی که افسردگی یا تروما آنها تحت فشار قرار نمی گیرد ، در یک مرکز درمان اعتیاد را دریافت کند ، یا ممکن است به یک ارائه دهنده سلامت روان جداگانه و بدون هماهنگی ، ارتباطات یا برنامه درمانی مشترک بین این دو مراجعه شود. در بعضی موارد ، آنها به طور کلی از آنها محروم می شوند. این غیر معمول نیست که کلینیک های بهداشت روان خاص افراد مبتلا به SUD را از مراقبت از آنها محروم کنند.
این عدم ادغام پیامدهای جدی برای تداوم مراقبت و نتایج بلند مدت دارد. هنگامی که شرایط سلامت روانی بدون فشار روبرو می شود و هیچ برنامه سرپایی مناسب بالینی وجود ندارد ، پیشرفت در درمان به راحتی تضعیف می شود و افراد بدون حمایت مورد نیاز برای حفظ بهبودی به خانه باز می گردند.
آنها با مراجعه به آنها مرخص می شوند اما هیچ برنامه انتقال مشخصی ندارند. با توجه به تشخیص ، اما بدون یک مسیر سرپایی هماهنگ برای ادامه مراقبت از آنها باقی مانده است. بدون حمایت معنی دار ، مردم مجبور به حرکت در یک سیستم قطع شده می شوند و نقش هماهنگ کننده مراقبت را بازی می کنند ، زیرا درمانگران ، روانپزشکان ، پزشکان مراقبت های اولیه و متخصصان با راهنمایی کمی را بازی می کنند. هنگامی که چالش های اولیه مانند هوس ، استرس ، یا علائم سلامت روانی حل نشده ، خطر عود مجدد SUD افزایش می یابد ، که توضیح می دهد که چرا بیش از یک در سه نفر در 30 روز پس از ترک درمان مسکونی – به طور متوسط ، فقط 10 روز پس از ترشح ، از الکل یا مواد مخدر گزارش کرده اند.
این غیرقابل قبول است.
مراقبت SUD به یک رویکرد یکپارچه نیاز دارد
آمادگی درمانی یک پنجره مهم در اعتیاد فعال است. سیستم مراقبت باید برای هدایت افراد از آن نقطه طراحی شود.
اما خیلی اوقات ، ما آن را از دست می دهیم. همه لحظه ای که آماده هستند صحبت نخواهند کرد ، و اگر ما به طور مرتب مردم را غربالگری نکنیم ، ممکن است هرگز بدانیم. غربالگری راهی ایجاد می کند. برای رسیدن به افرادی که آماده هستند ، اما کلمات را با صدای بلند نگویید. این یک روش ساده و قدرتمند برای دیدار با افرادی است که در آن قرار دارند.
و هنگامی که شخصی آماده است ، سیستم مراقبت باید به همان اندازه آماده پاسخ باشد. بسیاری از افراد به تأخیر می اندازند یا از مراقبت خودداری می کنند زیرا معتقدند که درمان فقط به معنای اقامت در بستری یا مدیریت برداشت است. اما بهبودی لازم نیست با بالاترین سطح مراقبت شروع شود. برای برخی ، نقطه ورود صحیح ممکن است مدیریت دارو برای کاهش علائم ، درمان پر سر و صدا یا درمان آگاهانه تروما باشد. یک اندازه متناسب با همه نیست و هیچ کس نباید فقط به این دلیل نادیده گرفته شود زیرا نقطه شروع آنها در جایی که سیستم انتظار دارد مطابقت ندارد.
مهمتر از همه ، بازیابی نیاز به ادغام دارد. استفاده از مواد و شرایط سلامت روان باید با هم درمان شود ، زیرا هر مسئله دیگری را تشدید می کند و منجر به بدتر شدن استفاده و علائم می شود. بدون مراقبت هماهنگ ، افراد در تلاش برای پرداختن به علت اصلی ، با مشکلات مکرر و تأخیرهای بهبودی در داخل و خارج از درمان قرار می گیرند.
ما بیماری قلبی را با یک مراجعه به درمان درمان نمی کنیم. ما انتظار نداریم افراد مبتلا به دیابت بدون برنامه وضعیت خود را مدیریت کنند. درمان اعتیاد مستحق همان است: بهبودی نمی تواند در ترشحات متوقف شود.
ما باید مراقبت هایی را انجام دهیم که فراتر از مداخلات کوتاه مدت باشد-مراقبت های بالینی ، خاص و خاص و برای تکامل طراحی شده است. این بدان معناست که هماهنگی پیشگیرانه در تیم های یکپارچه و برنامه های درمانی شخصی با برنامه ریزی مؤثر قدم و قدم به پایین که با گذشت زمان با نیازهای شخص سازگار است.
تا زمانی که مراقبت مداوم ، یکپارچه و متناسب نباشد ، ما افراد را در شکاف بین بحران و بهبودی از دست خواهیم داد.