03:28 - 2025/05/25

داستان پردازی و جستجوی معنی

[ad_1] سالها پیش ، من به یاد می آورم که گوش دادن به والدینم از تغییراتی که در جامعه اتفاق می افتد ، ابراز تاسف می کنند. “دنیا به چه چیزی می آید؟” کلماتی بودند که در حال بزرگ شدن در ذهنم بودند. در آن زمان ، به خصوص در سالهای نو...

داستان پردازی و جستجوی معنی

[ad_1]

سالها پیش ، من به یاد می آورم که گوش دادن به والدینم از تغییراتی که در جامعه اتفاق می افتد ، ابراز تاسف می کنند. “دنیا به چه چیزی می آید؟” کلماتی بودند که در حال بزرگ شدن در ذهنم بودند. در آن زمان ، به خصوص در سالهای نوجوانی ، من واقعاً نگرانی آنها را درک نکردم یا قدردانی نکردم. از نظر من ، پدر و مادرم پیرمرد بودند و آن را دریافت نکردند. من حدس می زنم که من هم اکنون پیرمرد هستم زیرا مدام از خودم می پرسم ، “دنیا به چه چیزی رسیده است؟”

برای نشان دادن آنچه من در اینجا به آن اشاره می کنم ، بیایید جنبه های اجتماعی تلویزیون را در نظر بگیریم. در جوانی من ، تماشای تلویزیون با چیزهای منفی زیادی همراه بود ، و کمترین آن هشدار مادرم مبنی بر اینکه من از تماشای بیش از حد تلویزیون یا نزدیک شدن به مجموعه تلویزیونی بینایی خود را از دست می دهم. من همچنین بسیاری از اصطلاحات دلپذیر را برای تلویزیون به یاد می آورم ، از جمله مراجعه به آن به عنوان لوله مشاعرهبشر اگر تا به حال زمانی وجود داشته باشد که تلویزیون را با دقت می توان لوله سینه نامید ، پس این باید این باشد. برنامه نویسی تلویزیونی در قرن بیست و یکم با گذشت زمان به تخیل ، فراتر از هر چیزی است که می توانم به یاد داشته باشم که در سالهای سازنده و شخصیت سازی خود تماشا می کنم.

در حالی که من به “لوله” چسبانده شدم (به معنای واقعی کلمه در آن زمان یک لوله بود!) تماشای نمایش های تحریک آمیز مانند آن را به بیور واگذار کنیدبا سه پسر من، و مورد علاقه من ، ساقهبا1 جوانان امروز با برنامه نویسی دائماً بمباران می شوند که به نظر من ، چیزهای زیادی را برای مطلوب باقی می گذارد. این نه تنها بینندگان را در هر سنی از استفاده از تصورات خود به روش هایی که باعث افزایش هوش فردی و جمعی جامعه می شود ، سرقت می کند ، بلکه به معنای آن است که به معنای آن است انسانیو پتانسیل موجود در آن.

آیا نمایش های به اصطلاح “واقعیت” واقعاً ارزش توجه و زمان ما را دارند؟ آیا آنها نسبت به هزینه های خود مزایای بیشتری دارند یا شاید از نظر تأثیر نهایی آنها بر جامعه و بشریت ، خسارت وثیقه ای ایجاد کنند؟ تا کجا حاضریم برویم و در تلاش برای جذب سهم بازار مخاطبان تا چه حد کافی است؟ و معنای و هدف عمیق تر از چنین تلاشهایی چیست؟ آیا می دانیم؟ آیا ما اهمیت می دهیم؟ آیا حتی می پرسیم؟

آیا این نوع برنامه نویسی منعکس کننده آنچه روانپزشک مشهور جهان ویکتور ای. فرانکل به عنوان آن نامیده می شود اراده به معنی، یعنی ، تعهد معتبر به ارزش ها و اهداف معنی دار ، یا این بیشتر بازتاب یک اراده سطحی و زودگذر برای لذت یا جستجوی پول است؟ آیا پیام ها و داستانهای اساسی منتقل شده توسط چنین نمایش هایی به ایجاد شکاف نسلی ، ایجاد تغییر معنی دار و ایجاد یک جامعه سالم تر کمک می کنند؟

پشت دوربین ، اگر در مقابل آن نباشد ، من معتقدم که جستجو برای معنا به عنوان یک “مگاترند” از روزگار ما ادامه خواهیم داد. و احساس می کنم که برای جامعه-در تمام سطوح-بسیار مهم است تا قبل از اینکه هر یک از آنها خارج شویم ، از جستجوی روح جدی استفاده کنیم. ما کی هستیم؟ چه چیزی شده ایم؟ ما چه می شویم؟ چه کسی و چه کسی دوست داریم تبدیل شویم؟ اساساً ، این سؤالات وجودی است که هزاره ها از آنها خواسته شده است ، سؤالاتی که هنوز هم پاسخ های معنی دار را القا می کنند.

من همچنین آموخته ام که در قصه گویی قدرت فوق العاده و همچنین معنای عمیق وجود دارد. در واقع ، داستانهایی که مردم به آنها می گویند به عنوان ظرفی که به زندگی آنها معنا می بخشد و دنیای خود را در کنار هم نگه می دارد ، خدمت می کنند. داستان پردازی ، از این نظر ، زندگی ما را با معنای بیشتری سرمایه گذاری می کند و ما را از نظر حیاتی تر به دیگران متصل می کند.

داستانها همچنین زندگی ما را به یاد ماندنی تر می کنند و بنابراین راهی مؤثر برای تغییر قانون “منحنی فراموشی” ، یک اصل کشف شده توسط هرمان اوبینگهاوس ، یک روانشناس آلمانی قرن نوزدهم که پیشگام مطالعه تجربی حافظه بود ، فراهم می کند.2 با توجه به تمایل طبیعی ما برای فراموش کردن چیزها با گذشت زمان ، داستان پردازی یک بستر و رسانه ای را برای حفظ اطلاعاتی که باید و باید حفظ شود فراهم می کند.

به این ترتیب ، یکی از قدرت های قصه گویی این است که هر دو یک زندگی را فراهم می کند وت یک داستان به همین ترتیب ، این پل را برای اتصال وقایع ، نقاط عطف و غیره در بین نسل ها به ما ارائه می دهد ، هم تاریخ زنده و هم یک اساطیر را فراهم می کند که برای حفظ هویت فرهنگی ، تحریک یادگیری مداوم و توسعه و برنامه ریزی برای آینده لازم است. حتی به نظر می رسد که قصه گویی دارای قدرتهای شفابخش و همچنین مسیرهایی برای روشنگری معنوی است.3 تصور کنید اگر ما داستان هایی برای گفتن نداریم ، دنیای ما چگونه خواهد بود ، داستان هایی برای به اشتراک گذاشتن با دیگران؟ در واقع ، اگر او نتوانسته است داستانهای خود را بسازد ، هر داستان متناسب با اخلاقی مشخص ، آسوپ ، داستان نویس یونان باستان ، کجا خواهد بود؟

داستانها ، البته در همه شکل ها و اندازه ها آمده اند. در این رابطه ، من یک داستان نویس را سالها پیش به یاد می آورم که داستان ها را با True تقسیم می کند معنی به چهار دسته: “هه هه! “ (داستانهایی که خنده دار هستند) ؛ “آه! “ (داستانهایی که ذهن را غافلگیر می کنند یا لذت می برند) ؛ “آه … “ (داستانهایی که احساسات عمیق را لمس می کنند) ؛ و “امن“(داستانهایی که روح را به حرکت در می آورند). به عنوان یک تمرین عملی ، سعی کنید برنامه های تلویزیونی سالهای گذشته و امروز را در یک یا چند مورد از این دسته ها قرار دهید. آیا شما هیچ الگوی یا تفاوت را تشخیص می دهید؟

از طرف دیگر ، اکثر خوانندگان مطمئناً می توانند با معنای عمیق تر داستانهایی که مربوط به خانواده ، گروه قومی یا فرهنگی یا دین هستند ، طنین انداز شوند. مطمئناً بدون آنها گم می شویم. در حقیقت ، بیشتر فرهنگهای بومی ، به عنوان راهی برای حفظ سنت ها و شیوه زندگی آنها در سنین مختلف ، به قصه گویی متکی هستند ، و همچنین از پل زدن آنچه که اکنون با ناراحتی از آن به عنوان شکاف نسلی یا “شکاف نسل” یاد می کنیم. من همچنین بسیاری از سازمان های نوآورانه تجارت ، دولت و غیرانتفاعی را می شناسم که از داستان پردازی برای استخدام استخدام های جدید استفاده می کنند و روحیه خلاق را با اتصال معنادار به تاریخ ، فرهنگ و سنت های سازمان ایجاد می کنند.4

قصه گویی برای طبیعت انسان مهم است – به وجود ما و بشریتبشر این همدلی و درک را پرورش می دهد ، و همچنین ظرفیت انسانی را برای ارتباط معنادار با دیگران ایجاد می کند.5 مهمتر از همه ، داستانها پتانسیل بودن هر دو را ارائه می دهند خط حیات (بین گذشته و حال) و الف مسیر (به آینده) در تلاش انسان برای معنا.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان