21:41 - 2025/05/04

داستان خود را خوب بگویید: یادگیری کنترل روایت خود

[ad_1] “تمام ادبیات عالی را می توان به دو داستان کاهش داد: یک مرد به یک سفر می رود و یک غریبه به شهر می آید.” این بدیهیات ، که اغلب به لئو تولستوی نسبت داده می شود ، با قدرت داستانهایی که در کتاب با آنها روبرو می شویم صحبت می ...

داستان خود را خوب بگویید: یادگیری کنترل روایت خود

[ad_1]

“تمام ادبیات عالی را می توان به دو داستان کاهش داد: یک مرد به یک سفر می رود و یک غریبه به شهر می آید.”

این بدیهیات ، که اغلب به لئو تولستوی نسبت داده می شود ، با قدرت داستانهایی که در کتاب با آنها روبرو می شویم صحبت می کند.

اما داستانهایی که ما در مورد زندگی خود می گوییم – هم برای خودمان ، هم در گوشه های آرام عصر و دیگران ، همانطور که جهان را طی می کنیم – نیز قانع کننده هستند و بسیار مهمتر هستند. داستانهایی که افراد دیگر در مورد ما می گویند نیز بسیار چشمگیر است ، در بعضی مواقع تأثیر ناعادلانه بر زندگی ما دارد.

بنابراین ، ما باید یاد بگیریم که داستانهای خود را به خوبی بگوییم.

ما از داستانها استفاده می کنیم تا دنیای خود را حس کنیم

داستان ها دستگاه های روایی هستند که برای انتقال اطلاعات استفاده می شوند. آنها به احساسات تزریق می شوند و غالباً با استعاره ها پیچیده می شوند. در دنیایی که خیلی ناشناخته است ، داستانها به ما کمک می کنند تا شکاف ها را پر کنیم ، زیرا سعی می کنیم ابهامات زندگی را حس کنیم. به عنوان مثال ، بیایید بگوییم که شما یک همکار را در سالن می گذرانید ، و به جای اینکه سلام دوستانه خود را تلافی کنید ، چشمان و عجله های خود را از بین می برد. در آن لحظه ، شما داستانی را می سازید. شما ممکن است از بین بردن همکار خود به شرایط بیرونی نسبت دهید ، تصور کنید که او چیز دیگری در ذهنش دارد و سلام شما را نشنیده است. برعکس ، ممکن است شما شخصاً از این کار خودداری کنید ، تصمیم بگیرید که فکر می کند تبلیغات اخیر شما کشف نشده است و به طور هدفمند شانه سرد را به شما می دهد.

همانطور که هارتر و بوچنر (2009) بیان کردند ، “از طریق فعالیت روایی ، ما ادراک از وقایع را ساختار می دهیم ، شخصیت ها و قربانیان را شناسایی می کنیم ، جزئیات برجسته ، معضلات جبران خسارت و سفارشات اجتماعی قانونی و تخفیف را تخفیف می دهیم” (ص 115).

داستانهایی که در مورد زندگی خود می گوییم – و آنها با نتایج سلامت روان ارتباط دارند (آدلر ، 2012). به این روش فکر کنید: پنج سال آخر زندگی خود را به عنوان یک تکه کاغذ مربع که با 100 نقطه پوشیده شده است ، تجسم کنید که هر یک از آنها یک رویداد را نشان می دهد. نحوه مفهوم سازی چند سال گذشته خود ، خلاصه ای از همه وقایع نیست ، بلکه نقشه ای از نحوه اتصال نقاط خاص در صفحه است – انتخاب کسانی که به آنها اهمیت می دهید و از روی مواردی که می دانید ناچیز می دانید (مورگان ، 2000).

چگونه ما داستان های زندگی خود را می گوییم

هنگام در نظر گرفتن روایت های زندگی ما ، تحقیقات دو دسته از نمایش ها را برجسته می کند که با سلامت عاطفی ارتباط دارد: داستانهای بازخرید در مقابل آلودگی و آژانس در مقابل داستانهای انفعال.

مبارزات بخشی ذاتی از انسان بودن است. با این حال ، این ارزش پایان – یا نتیجه گیری داستان – جایی است که معنی آن ساکن است. هنگام بازگو کردن تجربه سختی ، اگر داستان مارپیچ شود و به ناامیدی ختم شود ، می گوییم روایت آلوده است. در مقابل ، وقتی داستان با عناصر امید به پایان می رسد ، ما آن را رستگاری توصیف می کنیم. این امید به تعظیم مرتب از مثبت بودن سمی متکی نیست. در عوض ، آن را در لنزهای مشاهده ما تعبیه شده است. به عنوان مثال ، خاتمه رستگاری به داستانی در مورد بیماری ترمینال در مورد بهبودی کامل پیش بینی نمی شود بلکه شاید در روابط عمیق و روشن شدن ارزش هایی که به دنبال بیماری بودند ، پیش بینی شود (مک آدامز و همکاران ، 1996). بعضی اوقات ، یک داستان را می توان از طریق آلوده به بازخرید به سادگی با حرکت فصل فصل تبدیل کرد. اگر پایان غم انگیز باشد ، شاید این فصل هنوز تمام نشده باشد …

اینکه چگونه خود را در یک داستان قرار می دهیم نیز مهم است. هنگامی که ما نقش یک ناظر منفعل را در روایت زندگی خود اتخاذ می کنیم – با اینكه ما قادر به ایجاد تغییر نیستیم – ما احساس ناراحتی و نزولی می كنیم ، كه منجر به عواقب فقیرتر سلامت روانی می شود. در مقابل ، اگر فیلمنامه را تلنگر بزنیم و عامل شویم ، حتی یک کنترل کنترل بر شرایط خود نیز کشتی می گیریم ، امید و تاب آوری می یابیم. در حقیقت ، تحقیقات نشان می دهد که مشتریان درمانی اغلب قبل از دیدن تغییرات مثبت سلامت روانی ، عناصر آژانس را به خودشان تزریق می کنند و تأثیر عمیق زبان بر احساسات را نشان می دهند (آدلر ، 2012 ؛ آدلر و همکاران ، 2016).

تأثیر داستانهایی که دیگران در مورد ما می گویند

تیغه ها تنها ابزاری نیستند که کاهش می یابد. داستانها را می توان سلاح کرد و سوراخ هایی را در هویت ما گذاشت. هنگامی که شخصی ترور شخصیت را راه اندازی کرد – اوج در تلاش برای خنثی کردن شهرت ما – این دروغ را به عنوان چاقو احساس می کند. جالب اینجاست که مغز ما بین درد جسمی و عاطفی تمایز قائل نیست. هر دو قشر سینگولات قدامی پشتی و انسولین قدامی را فعال می کنند. بنابراین ، ما وقتی می گوییم خیانت صدمه می زند ، ما به صورت استعاری صحبت نمی کنیم. زخم های قلب در واقع دردناک است (بروکس و همکاران ، 2025 ؛ آیزنبرگر و همکاران ، 2003).

قلدرها غالباً “داستانهای چسبنده” را تعریف می کنند ، که توسط Dzurec (2020) به عنوان “روایات قانع کننده اما اخلاقی از هم جدا شده” تعریف می شود تا به وضعیت و اعتبار هدف در یک گروه اجتماعی آسیب برساند (ص 647). این داستان های صلح آمیز شنوندگان را به خود جلب می کند و باعث می شود که آنها بخشی از یک باشگاه اختصاصی که می خواهند در مورد آنها شایعه کنند احساس کنند و آنها را وادار به اشتراک گذاری آنچه شنیده اند را به اشتراک می گذارد. داستانهای چسبنده با هر بازخوانی رشد می کنند و حقیقت را به هنگام سفر به جامعه خفه می کنند.

چنین داستانهایی غالباً به “ارتش نامرئی” یا گروهی بی نام از مردم اشاره می کردند که برای افزودن گرانش به روایت استفاده می کردند. این به نظر می رسد مانند این: “همه در مهمانی می گفتند …” یا “هیچ کس معتقد نیست که او برای این کار واجد شرایط است” ، شنونده را ترک می کند تا دقیقاً چه کسی “همه” و “هیچ کس” را در واقع تعمق کند (براون ، 2018). اهداف داستانهای چسبنده اغلب از جامعه خفه می شوند و باعث می شوند آنها احساس انزوا و ترس کنند. انسان حیوانات بسته بندی شده است ، به معنای سفر با هم. بنابراین ، محرومیت می تواند پیامدهای جدی سلامتی مانند اضطراب ، بی خوابی ، افسردگی و ایده خودکشی را القا کند (لور و همکاران ، 2019 ؛ سوسکیند ، 2023).

با این حال ، داستانهایی که دیگران در مورد ما می گویند نیز می توانند ارتقاء دهند – ما را به سمت بالا و ترسیم ترین نسخه تکامل یافته خود. این داستانها با احترام ، رضایت و فروتنی گفته می شود ، ایجاد پلی از ارتباط بین موضوع و گوینده. همانطور که Yaconelli (2022) به اشتراک می گذارد ، “اینگونه است که داستان ها می توانند ما را نجات دهند. ما به واقعیت وجود شخص دیگر و به جای قضاوت ، احساس خویشاوندی می کنیم. وقتی می گوییم ،” داستان خود را به من بگویید ، “ما واقعاً می پرسیم ، آیا می توانم تجربه شما را با شما زنده کنم؟” (ص 9).

خودکار نگاری: استفاده از قدرت داستانهای ما

داستان یک فعل است – یک تلاش فعال برای ایجاد نقشه های معنادار که به ما کمک می کند تا از وجود خود در متن یک جامعه استفاده کنیم (برونر ، 1996). همانطور که Didion (2009) به اشتراک می گذارد ، “ما برای زندگی خودمان به خودمان می گوییم” (ص 11). تعهد به نویسندگی داستان ما به خوبی می تواند درمانی باشد ، به خصوص با توجه به شرایط چالش برانگیز (وایت ، 2011).

AutoEthnography یک تلاش مهم برای خودآموزی است: خودرو به معنای خود ، و قوم نگاری با اشاره به مطالعه فرهنگ و جامعه. از آنجا که داستان پردازی شیوه معناداری و ارتباطات ما است ، ما باید توجه داشته باشیم که چگونه داستان خودمان را می گوییم-تعهد به تکرار ، یا ارزیابی مداوم نقشه های ما ، به طور فعال روایاتی را بازنویسی می کند که ما را باز می گرداند و ما را پایین می آورد (الیس ، 2020).

همانطور که Yaconelli (2022) به ما یادآوری می کند ،

“داستان پردازی در کنار هم انسان است. ما داستانهایی را می گوییم تا لذت های زندگی را ببخشیم. ما داستانهایی را برای کمک به یکدیگر به یاد می آوریم که به یاد می آوریم که چه کسی هستیم و چه چیزهایی را به یاد می آوریم. ما داستانهایی را برای بافته کردن زندگی خود می گوییم. ما داستانهایی را می گوییم تا روح خود را دست نخورده نگه دارد. این داستان به عنوان دارو است. این می تواند ما را نجات دهد” (صص 66-67).

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان