[ad_1]

در مورد اثرات درمانی خواندن مطالب زیادی نوشته شده است. به عنوان مثال، کارمن مارتین گیت در سال 1989 نظرات خود را در مورد این موضوع بیان کرد. او نوشت: “خواندن بینشی به دنیایی مخفی می دهد که فرد را از فشارهای خصمانه محیط، از روال و فریبکاری که رویارویی با واقعیت ایجاد می کند، آزاد می کند.” ، با تجربه آن احساس خاص در سنین پایین. گایت معتقد بود که تمرکز مورد نیاز برای مطالعه عمدی، در دنیایی که به طور فزاینده دیوانهوار میشود، احساس آرامش میکند و فرصت فرار از سر و صدا و هرج و مرج و در آغوش گرفتن تنهایی را «یک شاهکار معجزهآسا» میداند.
در سال 1988 خود گمشده در یک کتاب: روانشناسی خواندن برای لذتویکتور نل تقریباً همین را گفت. خواندن برای نل، همانطور که کتابش را شروع کرد، «به اندازه هر چیزی در دنیای واقعی مهیج، رنگارنگ و متحول کننده بود» و فرصتی نادر برای «به دست آوردن صلح، قدرتمندتر شدن، و احساس شجاع تر و عاقل تر شدن» بود.
در کنار چنین تفکراتی، نل آماری را ارائه کرد که از تحقیقات بالینی به دست آمده بود که شواهدی را برای استدلال او ارائه کرد مبنی بر اینکه خواندن برای کسانی که برای انجام آن زمان میگذارند، فواید روانی دارد. او اشاره کرد که خواندن فقط یک تجربه شادی آور نبود، بلکه تقریباً یک تجربه جهانی بود، و اشاره کرد که انگیزه اساسی انسانی برای تولید و مصرف روایت وجود دارد. این تحقیق نشان داد که از دست دادن خود در یک کتاب، همانطور که عنوان کتاب او نشان میدهد، هم برای مغز و هم برای بدن مفید است، چیزی که خوانندگان فداکار از قبل میدانستند.
اما چنین مشاهداتی اساساً در مورد خواندن داستان بود، زیرا رمانها به عنوان بهترین راه فرار از استرسهای زندگی روزمره دیده میشوند. در واقع، سفر ذهنی به مکانهای متفاوت و اغلب زمانهای متفاوت، وسیلهای قدرتمند برای دیدن جهان از منظری جایگزین است که به فرد اجازه میدهد تا مسائل خود را زمینهسازی کند.
در همین حال، ادبیات غیرداستانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است و اعتبار کمتری به عنوان راهی برای سلامت روان مثبت شده است. بیوگرافی و زندگینامهای که بهطور آشکار از بحث خواندن بهعنوان درمان کنار گذاشته شدهاند، با توجه به آنچه این ژانرها میتوانند به ما بیاموزند، حذفی تأسفآور است. داستانهای زندگی که در 200 یا 300 صفحه بستهبندی شدهاند، نه تنها خواندن جذاب را به همراه میآورند، بلکه درسهای ارزشمندی از این نظر ارائه میدهند که چگونه خوانندگان میتوانند چالشهای خود را در یک چشمانداز وسیعتر پیدا کنند.
در آن نقطه، ما اغلب تمایل داریم که فکر کنیم موقعیتهایمان منحصربهفرد هستند، در حالی که در واقع، بسیاری از افراد در زندگیشان از طریق وصلههای سخت مشابهی گذر کردهاند و غالب شدهاند. داستان افرادی که در طول زندگی خود به دستاوردهای برجسته و گاه بزرگی دست یافتهاند، امکان واقعی غلبه بر موانع شخصی و حرفهای را نشان میدهد و آنها را به یک رویکرد درمانی نادیدهگرفته تبدیل میکند. زندگی یک ترن هوایی پر از فراز و نشیب است، زندگینامهها و زندگینامهها به وضوح بیان میکنند، بدون اینکه هیچکس از شکستها، ناامیدیها و شکستهای واقعی مصون باشد.
به عنوان مثال، آگاتا کریستی را در نظر بگیرید، که زندگینامه او مجموعه ای از مبارزات را نشان می دهد که حول ازدواج اول و به طور شگفت انگیزی، مسائل مالی او می چرخد. (کریستی عادت بدی به خرید خانهها و پر کردن آنها با وسایل داشت؛ زمانی او صاحب هشت خانه نبود.) در سال 1926، ملکه اسرارآمیز تقریباً یک هفته پس از اینکه شوهرش او را برای یک جوانتر ترک کرد ناپدید شد. زن و فشارهای ناشی از یک نویسنده مشهور افزایش یافت. با این حال، کریستی در نهایت به سومین نویسنده محبوب تمام دوران تبدیل شد که تنها توسط شکسپیر و نویسندگان کتاب مقدس فروش بیشتری داشت.
داستان زندگی یکی دیگر از نویسندگان مشهور بریتانیایی، اولین واگ، به همین ترتیب با مشکل مواجه بود. واو همچنین به طور مداوم از مشکلات اولیه پولی و همچنین بیزاری کامل از دنیای مدرن رنج می برد. این مرد برای فرار از شیاطین عاطفی، تمایلات جنسی مبهم، و احساسات متضاد مذهبی اش به مقدار زیادی مشروب نوشید، اما میراثی از خود به جای گذاشت که مسلماً بهترین نویسنده بریتانیایی نیمه اول قرن بیستم است.
در نهایت، سفر مل بروکس را در نظر بگیرید که زندگی نامه او در سال 2021 است همه چیز درباره من زمان های نه چندان طنزآمیز را نشان می دهد. بروکس به عنوان یک نویسنده کمدی جوان برای سید سزار به دلیل فشار ناشی از تولید علوفه خنده دار هر هفته برای تلویزیون زنده، حملات اضطراب بزرگی را تجربه کرد. (بروکز بین برنامه ها پرت می شد و به مدت سه سال نزد روانکاو می رفت.) با این حال بروکس به ساخت برخی از خنده دارترین فیلم های ساخته شده ادامه داد، نمونه دیگری از توانایی غلبه بر چالش هایی که زندگی به طور معمول ایجاد می کند.
خواندن زندگی نامه ها و زندگی نامه ها را در نظر بگیرید تا متوجه شوید که دیگران، حتی بسیاری از افراد ثروتمند و مشهور، دست اندازهای بزرگی را در مسیر زندگی خود تجربه کرده اند و نه تنها زنده مانده اند، بلکه پیشرفت کرده اند.
[ad_2]