به عنوان موجودات اجتماعی، ما دوست داریم فکر کنیم که در خواندن احساسات دیگران خوب هستیم. از این گذشته، آیا درک غم دوست یا ناامیدی یک همکار کلید ایجاد روابط معنادار نیست؟
هست. اما اگر به شما بگویم که نحوه تفسیر این سیگنالهای احساسی بر شادی و رفاه خودمان نیز تأثیر میگذارد، چه؟
تیم تحقیقاتی ما تصمیم گرفت تا چگونگی وقوع این اتفاق را بررسی کند و شکاف بین شهود و داده را پر کند. در مرکز تحقیقات ما، مدل ارزیابی احساسات متنی (ACE) نهفته است – یک رویکرد جدید برای اندازهگیری تشخیص احساسات.
در سه مطالعه که شامل 2800 شرکتکننده و 12 فرهنگ بود، بررسی کردیم که چگونه توانایی درک دقیق احساسات در بافت اجتماعی آنها با رفاه شخصی و اجتماعی مرتبط است (کافتسیوس و همکاران، 2024). یافته ها حتی ما را شگفت زده کرد.
چرا مدل های قدیمی کوتاه آمدند؟
به طور سنتی، تحقیقات تشخیص احساسات بر روی تصاویر ایستا از چهره ها متمرکز بود. به شما یک عکس نشان داده میشود – پسزمینه خنثی، یک بیان واضح – و از شما خواسته میشود که احساس را شناسایی کنید.
اما بیایید صادق باشیم: زندگی اینطور کار نمی کند. ما احساسات را به صورت پویا تفسیر می کنیم و زبان بدن، لحن صدا و زمینه را در نظر می گیریم. یک چهره غمگین در گروهی از افراد شاد احساس متفاوتی با چهره ای در یک جمعیت موقر دارد.
به همین دلیل است که مدل ACE رویکرد غنی تری دارد. شرکت کنندگان به جای عبارات مجزا، احساسات را در صحنه های اجتماعی واقع گرایانه ارزیابی می کنند. مهم این است که این روش متمایز می شود دقت (تشخیص صحیح احساس مورد نظر) از تعصب (دیدن احساساتی که وجود ندارند – مانند تفسیر غم خنثی به عنوان خشم).
کلید خوشبختی در دقت نهفته است
عنوان اینجاست: در هر سه مطالعه، افرادی که در خواندن دقیق احساسات بهتر بودند تمایل به گزارش رفاه شخصی بالاتری داشتند. از رضایت از زندگی گرفته تا تنهایی کمتر، داده ها تصویر واضحی را ترسیم کردند: دقت ارتباط را تقویت می کند و ارتباط باعث شادی می شود.
اما اینجاست که واقعاً جذاب می شود. کسانی که بالاتر تعصب– کسانی که احساسات را اشتباه می خوانند یا افکار خود را بر روی دیگران قرار می دهند – احساس تنهایی بیشتری می کنند. تصور کنید دائماً مردم از دست شما عصبانی یا آزرده می شوند. این وزن تعصب است و می تواند پیوندهای اجتماعی را در طول زمان از بین ببرد.
توپ منحنی: وقتی تعصب همه چیز بد نیست
قبل از اینکه سوگیری را به عنوان شرور این داستان اعلام کنیم، همچنین دریافتیم که شرکتکنندگانی که سوگیری بالاتری از خود نشان میدادند نیز احساسات مثبت شدیدتری را در طول تعاملات روزانه گزارش کردند. چگونه می تواند این باشد؟ به نظر می رسد که این افراد ممکن است به سادگی در این موارد از نظر عاطفی سازگاری بیشتری داشته باشند، و در سناریوهای مثبت از قبل “امیدهای خوب” را دریافت کنند.
این یادآوری است که ما به عنوان یک انسان چقدر پیچیده هستیم. حتی عیبهای ما – مانند تعصب عاطفی – میتوانند در زمینههای مناسب دارای خطوط نقرهای باشند.
شناخت عواطف به عنوان یک پیشگویی خودشکوفایی
مطالعه نهایی همه را با هم گره زد. افرادی که در تفسیر دقیق احساسات برتر بودند، تمایل داشتند تعاملات خود را مثبتتر و حمایتکنندهتر درک کنند. حتی زمانی که کیفیت «عینی» تعامل با آنهایی که دقت پایینتری داشتند تفاوت چندانی نداشت، توانایی آنها برای دریافت نشانههای ظریف گرما، یک حلقه بازخورد مثبت ایجاد کرد: آنها چیزهای خوب را دیدند، احساس خوبی داشتند و به دنبال چیزهای خوب بیشتری بودند. در تعاملات آنها
متأسفانه، برعکس برای کسانی که سوگیری بالاتری دارند صادق است. درک تعاملات به عنوان منفی تر، حتی زمانی که نبود، بهزیستی کلی آنها را کاهش داد.
چه کاری می توانیم در مورد آن انجام دهیم؟
پس این ما را کجا رها می کند؟ آیا همه ما باید خود را تسلیم نقاط کور عاطفی خود کنیم؟ نه اصلا. خبر خوب این است که تشخیص احساسات – مانند هر مهارتی – را می توان با تمرین تقویت کرد.
با توجه شروع کنید. نه فقط به آنچه مردم می گویند، بلکه به نحوه بیان آن ها. لحن، وضعیت یا زمینه آنها چه چیزی را آشکار می کند؟ و فراموش نکنید که با خودتان چک کنید. آیا مفروضات شما در مورد احساسات دیگران ریشه در واقعیت دارند یا با نگرانی های خود شما رنگ می گیرند؟
احساسات به صورت مجزا وجود ندارند – ارتباطات اجتماعی ما آنها را شکل می دهد. و با آگاهی، تمرین و کمی مهربانی نسبت به خود، همه ما میتوانیم در گام برداشتن در زمان با افراد اطرافمان بهتر شویم.
به هر حال، رشتههای احساسات ما را به هم پیوند میدهند – و یادگیری خواندن آن موضوعات موهبتی است که ارزش تسلط را دارد.