منبع: Adobe/gustavofrazao
در پزشکی، ما اغلب از عوامل مستعد کننده، تسریع کننده، تداوم بخش و حاضر در بیماری همین را می توان در مورد درگیری در اسرائیل، غزه، کرانه باختری، لبنان، یمن و ایران گفت که همچنان تهدیدی برای همه کشورهای منطقه و فراتر از آن است.
عوامل روانشناختی تداومدهنده اولیه عبارتند از تروماهای غیرقابل درک و ترسهای غار. در زیر «زبان» بمب ها و تهاجم زمینی، این احساسات و دیگر احساسات حل نشده و تجربیات هویت و رابطه وجود دارد.
پادزهر در برابر احساسات حل نشده باید شامل شفقت فعال و انسانیت مشترک باشد. سوگیری های اساسی یهودی ستیزی و اسلام هراسی را نمی توان بدون کار مشترک در جهت اهداف قابل قبول متقابل حل کرد.
همانطور که ری مک گاورن، افسر سابق سیا، فعال سیاسی شد، اخیرا گفت: “در عصر هسته ای، بدون امنیت متقابل امنیت وجود ندارد. قانون طلایی فقط یک قانون اخلاقی نیست، بلکه یک الزام وجودی است.” و همانطور که جورج میچل در مورد توافق جمعه خوب در ایرلند گفته است، “700 روز شکست و یک روز موفقیت داشت.” باشد که به زودی یک روز موفقیت و به دنبال آن روزهای دیگر فرا رسد. من و بسیاری دیگر امیدواریم که بتوانیم صلح، عشق، عدالت و رشد متقابل را پرورش دهیم – نه اعتیاد به جنگ و قدرت سوء استفادهکننده.
ترومای غیرقابل درک
آیا می توانید مذاکره با افرادی را تصور کنید که اعضای خانواده و جامعه شما را کشته اند و همچنان کل موجودیت و شیوه زندگی شما را تهدید می کنند؟ این یک وحشت غیرقابل تصور است، اما واقعیتی است که هم فلسطینی ها و هم اسرائیلی ها باید با آن روبرو شوند. زندگی هر جمعی واقعاً به کسی بستگی دارد که هنوز دشمن محسوب می شود. اما باید بگوییم که جنگ یک درمان مبتنی بر شواهد برای تروما نیست.
شیما ابولدبه، آواره خان یونس، در نیوز هور (از طریق مترجم) گفت: “آنها گفتند، تخلیه کن، و ما تخلیه شدیم. و هر بار که به خیابان ها تخلیه می شویم، آرزو می کنم که ما را از بین ببرند و به رنج ما پایان دهند. ” آیا میتوانیم حتی عمق ضربه، فقدان و اندوهی را تصور کنیم که این احساس را در او ایجاد میکند؟ آیا میتوانیم از دلسوزی برای آسیبهای روحی او یا آسیبهای دیگران که تحت تأثیر تعارض قرار گرفتهاند، اجتناب کنیم؟ آیا ناله او با ناله مادری در اسرائیل که فرزندش را در 7 اکتبر 2023 سوگواری می کند متفاوت است؟
پادزهر این ضربه، شفقت فعال است. برداشتن گامهای فعال برای کاهش رنج، که باید شامل کمکهای بشردوستانه برای تأمین غذا، آب، سرپناه، مراقبتهای بهداشتی جسمی و روانی و آموزش باشد.
ترس و ناامنی غاری
فکر میکردم یک سال پیش ترسهای یهودیان را درک کردهام، اما مدتی طول کشید تا این ترسهای وجودی واقعاً در آن فرو رفت. مسکونی آنها در ایالات متحده به قدری مورد تبعیض قرار گرفتند که مجبور شدند کالج ها و دانشکده های پزشکی خود را ایجاد کنند تا حرفه ای شوند که در خدمت منافع بزرگتر باشند. (این امر در مورد سیاه پوستان و مردم بومی، به ویژه در مورد کالج ها صادق است.) و البته، آنها به قدری مورد نفرت نازی ها بودند که 6 میلیون یهودی به طور سیستماتیک توسط آدولف هیتلر و رژیم او کشته شدند. گناه غرب در مورد هولوکاست، و واقعیت تبعیض در غرب تا حدی چیزی است که به تأسیس کشور اسرائیل دامن زد. ترس غارآمیز مبنی بر اینکه کل جامعه ای که زمانی این امکان را فراهم کرده بود می تواند علیه یهودیان بچرخد وحشتناک است و جامعه خود ما باید با مسئولیت پذیری زیادی در قبال یهودی ستیزی و ترمیم تعصبات آگاهانه و ناخودآگاهی شروع کند که نفرت را در همه اشکال آن دامن می زند.
اما این روزها، انتقاد منطقی از سیاستهای اسرائیل یا حتی تشدید رنج فلسطینیها توسط سرسختترین حامیان اسرائیل، یهودیستیزانه خوانده میشود، که گاه سعی کردهاند انتقاد را ساکت و به حاشیه ببرند. این نشان دهنده تدافعی و استحکام است. من پیشنهاد میکنم که این حامیان ترسهای بزرگ، حلنشده، غارآمیز و عدم اطمینان ناشی از این انتقاد مستدل دارند. و همانطور که یک همکار فلسطینی آمریکایی به من گفت، “یهود ستیزی برای فلسطینیان بیگانه است. این یک تجارت غربی است. مبارزه ما با اسرائیل با استعمار شهرک نشینان است.”
در عین حال، محققان خاطرنشان کردهاند که اعراب، بهویژه فلسطینیها، «ابژه بد» پروژههای استعماری غرب شدهاند. فلسطینیها و آمریکاییهای فلسطینی ترسهای قابل درک و مشابهی در مورد نحوه برخورد با آنها و نحوه برخورد با آنها دارند و شواهد روشنی از کاهش ارزش و حذف احتمالی آنها دارند.
پادزهر ترسهای غارنشین، شناخت انسانیت و آسیبپذیری مشترک است، در مقابل فرار از آسیبپذیری از طریق زور اسلحه و جنگ روانی از طریق سکوت، اجتناب، کاهش ارزش و تحقیر. پادزهر دیگر خلع سلاح جنگجویان برای حذف ابزارهای پاک کردن یک گروه و در عین حال تضمین صلح و امنیت برای همه است. این باید با آتش بس و بازگشت گروگان ها و زندانیان شروع شود.
لازم نیست اجازه دهیم ترس به یک برنامه عمل تبدیل شود.
نتیجه گیری
هیچکس نمیتواند ترس، آسیبپذیری و آسیبپذیری را با سپردن آنها به دیگران از بین ببرد. ما نمی توانیم در واقع بگوییم، “من این ترس را نمی خواهم. اینجا، شما آن را دارید.” ما باید ترس و تروما را در یک فضای انتقالی دگرگون کنیم نه اینکه آنها را منتقل کنیم. (سریال چهار قسمتی من در مورد تروما و شفای سال گذشته را در منابع ببینید.)
رنج یک بحران در ارتباط است. نقطه مقابل رنج، تعلق است. از این تروما باید تعلق عمیق تری به مرور زمان بیرون بیاید، وگرنه ما کل مردم و خود انسانیت خود را به فاجعه و محو بیشتر تنزل می دهیم. ما محرومیت ها و ضررها را منتقل می کنیم نه حل آنها.
وقتی فقط به خودمان فکر می کنیم خود را فراموش می کنیم و زمانی که در معرض تهدید هستیم احساس می کنیم مجبوریم فقط به خود فکر کنیم. وقتی تهدیدها کاهش می یابند و می توانیم ترس و ناامنی را تسکین دهیم، می توانیم به انسانیت و فرشتگان بهتر خود بازگردیم.
© 2024 Ravi Chandra، MD، DFAPA