19:48 - 2025/05/03

حیوانات برای خودشان فکر می کنند | روانشناسی امروز

[ad_1] هنگامی که پادشاهی حیوانات را تصویر می کنیم ، اغلب یک ذهن کندو را در محل کار تصور می کنیم. این صحنه ها از نظر بصری خیره کننده هستند و روایت آشنا را به وجود می آورند: حیوانات از گروه پیروی می کنند. این داستانی است که ما آنقدر می شنوی...

حیوانات برای خودشان فکر می کنند | روانشناسی امروز

[ad_1]

هنگامی که پادشاهی حیوانات را تصویر می کنیم ، اغلب یک ذهن کندو را در محل کار تصور می کنیم. این صحنه ها از نظر بصری خیره کننده هستند و روایت آشنا را به وجود می آورند: حیوانات از گروه پیروی می کنند. این داستانی است که ما آنقدر می شنویم که به چگونگی فکر کردن در مورد خودمان خون می رسد. اگر حیوانات به عنوان یکی حرکت کنند زیرا زیست شناسی به آنها می گوید ، شاید ما نیز با آن گیر کرده ایم. شاید ما به رحمت غرایز خودمان باشیم.

اما این کاملاً اینگونه نیست که طبیعت کار می کند.

این ایده که زیست شناسی سرنوشت است ، مدتهاست که بیش از حد مورد توجه قرار گرفته است. به خصوص در زمینه های روانپزشکی و سلامت روان ، این مفهوم تصور می کند که احساس و رفتار ما تقریباً کاملاً موضوع ژنتیک یا عدم تعادل شیمیایی است. به ما گفته می شود که راه حل ، تصحیح زیست شناسی است – معمولاً با یک قرص. مشکل این است که ، این مشرف به چیزی است که حیوانات – انسان و در غیر این صورت – تمام وقت انجام دهند: سازگار شوید.

مقاله اخیر جولز و همکارانش ، “نقش ناهمگونی فردی در رفتار جمعی حیوانات” ، منتشر شده در روندهای موجود در بوم شناسی و تکامل، نمای ظریف تری از دنیای طبیعی ارائه می دهد. نویسندگان نشان می دهند که حیوانات جداگانه ، حتی آنهایی که در گروه های کاملاً هماهنگ قرار دارند ، به طور معمول تصمیماتی می گیرند که از گله منحرف می شوند. این تصمیمات فقط سر و صدای تصادفی نیست – آنها نشان دهنده تفاوت های معنی دار بین افراد است: شخصیت ، تجربه ، انگیزه و نیاز.

به عنوان مثال ، در صورت دیدن فرصتی بهتر از علوفه ، ممکن است برخی از ماهی های یک مدرسه از بین بروند. برخی از پرندگان ممکن است جهت پرواز این گروه را به چالش بکشند زیرا آنها یک مسیر موفق تر را به یاد می آورند. و در بسیاری از پستانداران اجتماعی ، افراد غالب یا حامی تر غالباً بدون توجه به آنچه بقیه گروه انجام می دهند ، ابتکار عمل می کنند. این رفتارها در سیستم اشکال نیستند – آنها ویژگی های یک رویکرد انعطاف پذیر و پاسخگو برای بقا هستند.

این بینش باید با ما طنین انداز باشد. ما هم حیوانات هستیم و ما با همان تنش بین آنچه دیگران انجام می دهند و مسیر خودمان را انتخاب می کنیم ، با همان تنش روبرو هستیم. در حقیقت ، توانایی ما برای دور شدن از گروه – از نظر اجتماعی ، عاطفی ، رفتاری – اغلب برای سلامت روانی ضروری است.

و با این حال ، ما دائماً گفته می شود که غرایز ما مسئول است. وقتی می ترسیم ، قرار است بجنگیم ، فرار کنیم یا یخ بزنیم. وقتی عصبانی شدیم ، به ما گفته می شود که فقط در سیم کشی ماست. هنگامی که ما غرق شدیم ، زیست شناسی مقصر می شود. اما به عنوان مقاله جولز و همکاران. نشان می دهد ، حتی حیوانات غیر انسانی کورکورانه از این انگیزه ها پیروی نمی کنند. آنها مطابق زمینه عمل می کنند. آنها ارزیابی می کنند ، آنها را انتخاب می کنند.

این همان چیزی است که تکامل اجتماعی به نظر می رسد – یادگیری برای پاسخ به یک محیط در حال تغییر با انعطاف پذیری ، نه فقط با واکنش های بیولوژیکی ثابت. به همین دلیل می توانید در یک خانواده عصبانی بزرگ شوید اما هنوز هم با صبر و شکیبایی به ناامیدی پاسخ می دهید. به همین دلیل است که شخصی که با هرج و مرج احاطه شده است ، هنوز می تواند فضایی از صلح را حک کند. به همین دلیل انسان نیز مانند سایر حیوانات می تواند بگوید: “این گزینه ها همه بد هستند ، اما من می توانم کمترین بد را انتخاب کنم.” این ممکن است به نظر نرسد ، اما توانمند است. این بدان معنی است که ما به دام نمی افتیم.

حتی احساسات ما ، که اغلب به عنوان اختلالات یا علائم شناخته می شوند ، ابزاری برای سازگاری هستند. غم و اندوه به ما کمک می کند تا آهسته و تأمل کنیم. نگرانی به ما هشدار می دهد که خطر داشته باشیم. گناه می تواند به ما کمک کند تا دوره صحیح باشد. هنگامی که این احساسات بسیار زیاد می شوند ، مطمئناً می توانند دردناک باشند. اما این ایده که آنها باید از بین بروند – از نظر شیمیایی سرکوب می شوند تا اینکه دیگر آنها را احساس نکنیم – عمیقاً گمراه کننده است. هدف واقعی سکوت احساسات نیست بلکه درک و استفاده از آنها برای حرکت در موقعیت های پیچیده است.

درست همانطور که حیوانات در یک گروه همیشه در قفل حرکت نمی کنند ، ما به پاسخ های اتوماتیک نمی پردازیم. حتی در موقعیت های پرخاشگرانه که زیست شناسی ما ممکن است برای ما فریاد بزند یا از بین برود ، ما توانایی مکث ، ارزیابی و انتخاب را داریم. این بدان معنا نیست که ما همیشه بهترین انتخاب را خواهیم کرد. اما این بدان معنی است که انتخاب ماست.

این ایده خلاف بسیاری از آنچه روانپزشکی مدرن است ، مطابقت دارد. تأکید بر برچسب های تشخیصی و درمان های بیولوژیکی می تواند حاکی از آن باشد که ما ماشین های معیوب نیاز به ترمیم بیوشیمیایی داریم. اما پادشاهی حیوانات ما را به یاد چیزهای ساده تر و عمیق تر می اندازد: موجودات سازگار هستند. آنها مسیرهای جدیدی پیدا می کنند. آنها همیشه مطابقت ندارند ، و همیشه تحت فشار قرار نمی گیرند.

محیط های ضروری می خواند

و این شامل ما نیز می شود.

بنابراین دفعه بعد که کسی پیشنهاد می کند که شما با روشی که هستید گیر کرده اید – این رفتار ، احساسات شما یا تصمیمات شما سخت و تغییر ناپذیر است – ممکن است ارزش داشته باشد که ماهی هایی را که مدرسه را ترک می کنند برای دنبال کردن یک وعده غذایی بهتر یا پرنده ای که جهت جدیدی تعیین می کند ، بخاطر بسپارید. طبیعت مملو از بازیگران مستقل است ، حتی وقتی که بر خلاف دانه باشد ، ریسک می کند و تغییراتی ایجاد می کند.

زیست شناسی مهم است. ژنتیک ما را شکل می دهد. اما آنها هر حرکتی ما را دیکته نمی کنند. دنیای طبیعی مجموعه ای سفت و سخت از قوانین نیست – این یک نمایش زنده از انعطاف پذیری ، نمایندگی و انتخاب است. حیوانات همیشه از گروه پیروی نمی کنند. و ما مجبور نیستیم.

ما به رحمت آنچه جهان به ما می اندازد نیستیم. ما هنوز هم می توانیم نحوه پاسخگویی را انتخاب کنیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان