بعد از فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ، قبل از شروع اقامت زنان و زایمان ، دو هفته مرخصی گرفتم. در ضمن ، آرزو می کردم آن هفته ها را صرف انجام کاری به یاد ماندنی تر از مطالعه و نگاه کردن به برنامه تماس ماه ژوئن کنم. برنامه تمرینی من یک برنامه کوچک بود ، فقط چهار نفر از ساکنان در سال ، به این معنی که ما هر شب دیگر با هر شب سوم تماس می گرفتیم ، مگر اینکه کسی در تعطیلات باشد و سپس ما اساساً در بیمارستان زندگی می کردیم. به عنوان ساکنان ، ما ساعتها کار کردیم. من به یاد می آورم که ساعت 3 صبح به محل کار خود ادامه دهم و روز بعد از ساعت 8 بعد از ظهر بروم. ساکنان سال اول اجازه ندادند که در شب های فراخوان به هیچ وجه بخوابند و به هر حال هیچ وقت برای آن وجود نداشت. ما اتاق اورژانس ، اتاق زایمان و زایمان و کلینیک تریاژ زنان و زایمان را در یک شهر بسیار شلوغ در فلوریدا اداره کردیم. به طور مداوم موارد اضطراری وجود داشت: زنان مبتلا به خونریزی رحم ، پریشانی جنین در هنگام زایمان ، یک بارداری سه گانه در زایمان زودرس. من یک مورد دلهره آور را به یاد می آورم که در آن یک مادر ، 32 هفته با فرزند اول خود باردار می شود و نگرانی هایی را ارائه می دهد زیرا او بیش از 24 ساعت کودک خود را حرکت نکرده است. ما یک مرگ جنین را در رحم تشخیص دادیم که در آن زمان مادر در آن زمان موظف بود کودک متوفی خود را تحویل دهد.
با مراجعه به پزشکی ، انتظار این است که در مورد بیماران ، خانواده ها و همکاران ، لحظات دشوار خواهد بود. بار کار شدید شناخته شده است ، و میزان اطلاعات برای مصرف روزانه رشد می کند و نیاز به تلاش های فوق بشری برای مدیریت دارد. ما بیرون می آییم صدها هزار نفر دلار در وام هایی که 20-30 سال برای پرداخت هزینه نیاز دارند ، در حالی که در طول آموزش حقوق بسیار کمی کسب می کنید. و آموزش می تواند وحشیانه باشد: بی خوابی ، استرس زیاد و سهام زندگی و مرگ همراهان همیشگی هستند.
من فکر کردم جالب است که سال کارآموز من سال برنامه اقامت توسط مقررات برای اجرای “قانون 80 ساعته” بود. این قانون به معنای محدود بودن ساکنان بود تنها هفته ای 80 ساعت کار می کند. تصور کنید وقتی هر هفته 110 ساعت یا بیشتر کار می کردم ، تعجب من را تصور می کردم و برنامه تمرینی من از من خواسته بود که فرم را امضا کنم که آن 110 ساعت واقعاً فقط 80 بود.
با در نظر گرفتن همه این عوامل ، آیا جای تعجب است که کارکنان مراقبت های بهداشتی با مسائل مربوط به سلامت روان دست و پنجه نرم می کنند؟ COVID به سادگی جو را ایجاد کرد و یک محیط پزشکی میدان نبرد را برای پزشکان و پرستاران ، به ویژه آنهایی که در ERS ، ICU و خانه های سالمندان کار می کنند ، ایجاد کند. کمبود کارکنان ، کمبود تأمین و افزایش بارهای بیمار که همه در افزایش تقاضا در طول COVID نقش داشته اند. به این غم و اندوه از دست دادن بیمار پس از بیمار در ارتفاع همه گیر اضافه کنید.
تحقیقات چه چیزی را نشان می دهد؟
داده های بررسی شده توسط مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ها ، در گزارش هفتگی عوارض و مرگ و میر آنها در تاریخ 3 نوامبر ، 2023 ، مفصل که کارکنان مراقبت های بهداشتی در سال 2022 بیشتر از فرسودگی ، افسردگی و حتی خودکشی در مقایسه با سال 2018 رنج می برند ، در مقایسه با سال 2018-2018-2022 افزایش یافته از 11.6 ٪ به 19 ٪ و روزهای بهداشتی و درمانی گزارش شده است.
ماه مه ماه آگاهی از سلامت روان است و در آوریل 2020 به پاشنه سالگرد خودکشی لورنا برین می رسد. امسال پنج سال از زمان پزشک ER است که در اوایل کاوید در شهر نیویورک تمرین می کند و با مسائل مربوط به سلامت روانی دست و پنجه نرم می کند ، سرانجام جان او را گرفت. از زمان مرگ وی ، خانواده وی به اصلاح مقررات بهداشت روان سوق داده اند و در تلاشند تا قوانینی را تغییر دهند که موانعی برای کارکنان مراقبت های بهداشتی برای به دست آوردن درمان و پشتیبانی از سلامت روان بوده است. کوری فیست ، برادرزاده اش ، احساسات را در این دنیای پس از کارآزمایی تکرار می کند که حتی فقط گفتگو در مورد سلامت روانی کارگران مراقبت های بهداشتی بسیار مهم است.
پزشکان هنوز در آموزش نیز با خطرات بیشتری از خودکشی روبرو هستند. در حقیقت ، خودکشی دومین علت مرگ و میر در بین ساکنان در برنامه های آموزشی در ایالات متحده است که خطر ابتلا به آن بیشتر در آموزش است. همچنین پرستاران از خودکشی بالایی برخوردار هستند. قبل از و پایدار بودن از طریق COVID ، پرستاران زن دو برابر میزان خودکشی در مقابل جمعیت عمومی داشتند و به 41 ٪ بیشتر از جمعیت عمومی در سال 2019 رسیدند. مطالعات جدید نشان می دهد که پرستاران ، فناوری های مراقبت های بهداشتی و کارگران پشتیبانی بهداشتی رفتاری نسبت به همتایان جمعیت عمومی خود میزان خودکشی بالاتری داشتند.
پرستاران به ویژه در اثر بیماری همه گیر Covid مورد اصابت قرار گرفته اند. آنها در خط مقدم قرار داشتند و اغلب در آخرین لحظات گریم با بیمارانی که مجاز به دیدار خانواده نبودند. من اخیراً با یک پرستار که ICU را در بیمارستان NYC در هنگام Covid کار می کرد ، معالجه کردم. او چند ماه پیش در حین تغییر در کف دارو ، فلاش بک داشت و باعث شده است که هشدارهایی که روی یک بیمار مبتلا به بیماری بحرانی قرار گرفته بودند ، ایجاد شود. هیچ کس تا به حال او را با PTSD تشخیص نداده بود و وقتی برای کمک به من آمد ، با الکل خود درمان می کرد. با یادآوری تجربه Covid ، او به من گفت ، “این مرگ هر روز ، گاهی اوقات هر ساعت بود.”
چه کاری می توانیم انجام دهیم؟
مطالعات اخیر نشان می دهد که چیزهای خوبی وجود دارد که ما می توانیم از آن حمایت کنیم تا بارهای بهداشت روان را برای کارکنان مراقبت های بهداشتی کاهش دهیم. این برنامه ها شامل برنامه های کاری انسانی و دسترسی آسان تر به مراقبت های بهداشت روان است.
کاهش ننگ مرتبط با درخواست کمک نیز می تواند نقش بزرگی در تبدیل این روایت داشته باشد: بنیاد لورنا برین در گرفتن مجوزهای مجوز و اعتبار سنجی 30 به علاوه دولت برای حذف سؤالات مربوط به تشخیص سلامت روان گذشته یا درمان از مجوزهای مجوز ، نقش مهمی داشته است. این سؤالات نشان داده شده است که تأثیر منفی بر کارکنان مراقبت های بهداشتی که به دنبال ترس از از دست دادن مجوز و معیشت خود به دنبال درمان سلامت روان هستند.
مداخلات دیگر شامل دستمزد زندگی برای ساکنان است که اغلب با بارهای مالی چشمگیر از وام و حمایت از رهبری پزشکی روبرو هستند. جالب اینجاست که به عنوان بخشی از مطالعه CDC که در سال 2023 انجام شد ، اگر کارگر مراقبت های بهداشتی از رهبری خود اعتماد داشته باشد و همچنین زمان و کمک به تکمیل کار خود ، فرسودگی کمتری داشت.
در طی سومین ماه آموزش در OB-GYN ، من به ساکن ارشد خود نزدیک شدم تا به او بگویم که من خسته ، افسرده شده ام و در نظر داشتم از میدان خارج شوم. او از من خواست که آن را بیرون بیاورم ، به من گفت که همه چیز در نهایت بهتر می شود. من به اشتراک گذاشتم که بعد از یک تغییر 40 ساعته در هنگام رانندگی به خانه در بین المللی به خواب رفته ام و وقتی پدر و مادرم قبل از آخر هفته بازدید کردند ، به دلیل تماس و برنامه کاری فقط توانستم 90 دقیقه با آنها بگذرانم. پدرم به تازگی به یک بیماری قلبی جدی مبتلا شده بود و احساس می کردم هر لحظه با او گرانبها است. با گوش دادن به من ، همانطور که فکر می کنم او می تواند ، او پد نسخه خود را بیرون کشید و یک منبع 30 روزه برای Effexor ، یک ضد افسردگی نوشت. “فقط قبل از بازدید مجوز ما با ACGME ماه آینده ترک نکنید.” او ادعا کرد.
ماه بعد OB-GYN را ترک کردم و شش هفته مرخصی گرفتم. احساس کردم باید از هر کس که فکر می کردم از بین می برم ، بخشش کنم. خوشبختانه ، مربی من ، یک روانپزشک ، به من یادآوری کرد که این زندگی من بود و من سزاوار این بودم که از چیزی بهتر برای خودم دفاع کنم. او مرا تشویق کرد که وارد یک چرخه خارج از چرخه روانپزشکی شوم ، جایی که من رونق گرفتم. من اکنون به سایر متخصصان پزشکی ، پزشکان ، پرستاران و حتی متخصصان غیر پزشکی مانند وکلا کمک می کنم ، از سلامت روان و اختلالات اعتیاد آور بهبود می یابند. پزشک بودن یک امتیاز فوق العاده است و من هرگز آن را تصدیق نکرده ام. اما همانطور که به عقب نگاه می کنم ، خودم را یکی از افراد خوش شانس می دانم.
برای یافتن یک درمانگر ، لطفاً به دایرکتوری درمانی امروز روانشناسیبشر