در ایالات متحده ، زبان نژاد همیشه نزدیک به سطح است – کدگذاری شده در کدهای زیپ ، مناطق مدرسه ، توقف ترافیک و نابرابری های مجازات. اما کاست متفاوت است. این ساکت تر ، استتار تر ، پیچیده شده در حسن نیت مانند “شایستگی” ، “فرهنگ” ، “تربیت” یا “احترام” است. این لباس در موضوعات خانوادگی WhatsApp و جمع آوری کمک های مالی Diaspora است. بدون نیاز به نامگذاری خود ، از طریق جوامع جنوب آسیا می چرخد.
اما هنگامی که نژادپرستی کاست و ضد سیاه با هم برخورد می کنند-همانطور که اغلب در زندگی آسیای جنوبی انجام می دهند-زخم های هر دو سیستم پیچیده است ، و همچنین مسئولیت های بهبودی است.
همگرایی پنهان نژاد و کاست در دیاسپورا
آسیایی های جنوبی در ایالات متحده در زمین های نژادی زندگی می کنند که با مقاومت سیاه ، رنج سیاه و درخشش سیاه شکل گرفته است. ما نژادپرستانه هستیم – اما به همان اندازه نیست. بسیاری از ما از پیشینه های ممتاز کاست ممتاز هستیم که هم حق برتری ساورانا و هم نزدیکی آرزو به سفیدی را به ارث برده است. در نتیجه ، تفکر کاستیست در ایالات متحده سازگار است ، نه با ناپدید شدن ، بلکه با همجوشی با ضد سیاه بودن.
ما این را می بینیم:
- رنگ گرایی از طریق بالیوود درونی شده و در خانه های ما تقویت می شود
- انکار “گتوها” ضمن ستایش “اقلیت های مدل”
- استفاده گاه به گاه از کلمه N در گروه های دوست جنوب آسیا
- پاک کردن صداهای دالیت ، سیاه یا بومی در فضاهای معنوی و یوگا
- سکوت کاست غالب آسیای جنوبی هنگامی که جوامع سیاه توسط پلیس یا نهادها هدف قرار می گیرند
- استفاده خشونت آمیز از کلمه N نسبت به تعداد فزاینده ای از آسیای جنوبی در ایالات متحده-زمینه ای گسسته که اغلب در چارچوب های بهداشت روانی داخلی و جهانی رقیق می شود. این تجربیات زندگی شده غالباً ما را در حاشیه بازیابی تروما غربی گیج می کند.
اینها تصادف نیستند. آنها سیستم های ارثی هستند که از طریق ما صحبت می کنند – مگر اینکه تصمیم بگیریم آنها را قطع کنیم.
تروما کاست با فضاهای نژادی ملاقات می کند
از نظر دالیت ، باهجو و آدیواسی جنوبی آسیایی ها ، ایالات متحده همیشه مکانی برای رهایی نیست – غالباً زمین ای از تروما لایه ای است. آسیایی های جنوبی تحت فشار کاست ممکن است شرم ، سکوت و هوشیاری را که توسط نسل های محرومیت شکل گرفته است ، تحمل کند. در ایالات متحده ، این تروما با حاشیه نشینی نژادی ، تعصب مهاجرت و نامرئی بودن دیاسپوریک پیچیده می شود.
این که یک فرد دالیت در آمریکا باشد ، تماشای آسیب های جامعه خود است که در حالی که روایت های غالب کاست “هویت هندی” را شکل می دهد ، نادیده گرفته می شود.
سیاه بودن در آمریکا این است که تماشای کل دستگاه های دولتی برای نظارت ، پلیس و مجازات وجود شما طراحی شود.
هر دو بودن؟ این امر برای تهدید و نامرئی برای همبستگی به یکباره بسیار زیاد است.
این تقاطع باید با حساسیت و با حقیقت برگزار شود.
آینه بین نسلی برتری
برتری کاست و برتری سفید یکسان نیستند ، اما آنها قافیه می شوند.
هر دو سیستم سلسله مراتبی است که بر اساس تقدیس خلوص و dehumanization “دیگری” ساخته شده اند. هر دو از طریق آیین ، دین ، قانون و تهویه اجتماعی اداره می شوند. هر دو تروما را در سطح خانواده ، نهاد و روان داخلی تولید مثل می کنند.
هر دو به شما می گویند:
- شما بهتر از آنها هستید.
- در جای خود بمانید.
- نظم را زیر سوال نبرید – فقط در درون آن بلند شوید.
هر دو آسیب بین نسلی عمیقی به روان جمعی وارد کرده اند.
اما تروما فقط از رنج عبور نمی کند. این امر از طریق مشارکت در سیستم های سرکوبگر ، از طریق حفظ سلسله مراتب ناعادلانه که به عنوان “سنت” یا “تمدن” پوشیده شده اند ، منتقل می شود. اینگونه است که آسیایی های جنوبی کاستیست می توانند از طریق مؤسسات آمریکایی با حاشیه نشینی مبتنی بر نژاد حرکت کنند ، در حالی که هنوز نقش های مقدماتی را در محاصره های فرهنگی خود دارند-و ادامه می دهند.
تروما به عنوان رهایی جمعی کار می کند
در تمرین من به عنوان یک درمانگر تروما ، من با مشتری ها در سراسر طیف نشسته ام-آمریکایی های سیاه که در حال حرکت به میکرو ترورهای نژادپرستی هستند. آسیایی های جنوبی تحت فشار کاست که با جابجایی معنوی دیاسپورا حساب می شوند. مشتری های غالب کاست که با شرم برتری ارثی روبرو می شوند.
شفابخشی ، در این تقاطع ، مرتب نیست. این کار غم و اندوه ، کار حقیقت ، کار رابطه ای است.
ممکن است به نظر برسد:
- آزاد کردن این عقیده که بهبودی به معنای جذب است
- مجدداً چارچوبهای اجدادی را که توسط استعمار و مردسالاری برهمی سلب شده اند
- یافتن ارتباط بین تروما برده داری و تروما دست نخورده
- امتناع از اجازه دادن به سیستم های تسلط ، ما را برای رقابت برای خرده های قدرت آموزش می دهد
همانطور که جیمز بالدوین نوشت: “هر آنچه با آن روبرو می شود قابل تغییر نیست ، اما تا زمانی که با آن روبرو نشود ، هیچ چیز قابل تغییر نیست.”
همانطور که آمبکار آموخت: “آموزش ، تحریک ، سازماندهی.”
همانطور که آدری لرد به ما یادآوری کرد: “سکوت شما از شما محافظت نمی کند.”
بازتاب نهایی: از زخم ها تا پل ها
کاست و نژاد فقط شکل نمی گیرند که چه کسی از این امر مستثنی است – آنها به نظر می رسد که ما مجاز به دوست داشتن ، اعتماد یا عزاداری هستیم. اما قدرت در آوردن این آسیب ها به نور وجود دارد. در ایجاد همبستگی نه تنها از ایدئولوژی ، بلکه از زخمهای مشترک و سرپیچی مقدس نیز فضل وجود دارد.
برای بهبودی در تقاطع کاست و نژاد این است که بگوییم:
ما در اینجا هستیم تا کاملاً حاکم و غیرقانونی در برابر یکدیگر باشند.
از آنجا که بهبودی جدایی نیست – این احیا است.
و همبستگی واقعی در بیانیه ها یافت نمی شود.
در عمل ، تعمیر و آیین های نمایش دوباره و دوباره یافت می شود.