تصورات غلط زیادی در مورد خلاقیت وجود دارد. به عنوان مثال ، این ایده وجود دارد که شما باید کمی دیوانه باشید تا خلاق باشید. بله ، این تحقیقات نشان می دهد که افراد خلاق قادر به دسترسی به انجمن های واگرا هستند ، اما آنها نیز به واقعیت پیوند می خورند. آنها یک تصور غنی دارند ، اما می توانند ارزش یک ایده را نیز در نظر بگیرند و حس خوبی از مخاطبان خود داشته باشند.
علوم اعصاب خلاقیت طی یک دهه گذشته این موضوع را در مورد افراد خلاق تأیید کرده است. بیش از یک دهه پیش مقاله ای به نام “علوم اعصاب واقعی خلاقیت” نوشتم که در آن رویکرد شبکه جدید هیجان انگیز برای درک مغز متفکران خلاق را مرور کردم. من به جای مشاهده خلاقیت به عنوان یک پدیده “مغز راست چپ” ، من بحث کردم که چگونه تعامل بین سه شبکه مغزی خاص از تفکر خلاق پشتیبانی می کند: شبکه توجه اجرایی ، شبکه حالت پیش فرض (که من آن را “شبکه تخیل” می نامم) ، و شبکه Salience.
شبکه توجه اجرایی (EAN): شبکه توجه اجرایی هنگامی استخدام می شود که یک کار نیاز به توجه به توجه به توجه به توجه به یک پرتو لیزر داشته باشد. این شبکه هنگامی فعال است که شما روی یک سخنرانی چالش برانگیز تمرکز کنید ، یا درگیر حل مسئله پیچیده و استدلال شوید که تقاضای سنگین بر حافظه کاری ایجاد می کند. این معماری عصبی شامل ارتباط کارآمد و قابل اعتماد بین مناطق جانبی (بیرونی) قشر جلوی مغز و نواحی به سمت پشت (خلفی) لوب پاریتال است.
شبکه تخیل (در): شبکه تخیل در ساخت شبیه سازی های ذهنی ، سرگردان ذهن ، تفکر در مورد آینده و تصور دیدگاه ها و سناریوهای جایگزین به امروز نقش دارد. شبکه تخیل شامل مناطقی است که در اعماق قشر جلوی مغز و لوب تمپورال (مناطق داخلی) همراه با ارتباط با مناطق مختلف بیرونی و داخلی قشر پاریتال است.
شبکه Salience (SN): شبکه Salience به طور مداوم هم وقایع خارجی را کنترل می کند و هم جریان داخلی آگاهی را کنترل می کند و انعطاف پذیر باتوم را به شبکه توجه اجرایی یا تخیل منتقل می کند ، بسته به هر اطلاعاتی که بیشتر برای حل کار مورد نظر باشد. این شبکه از قشر سینگولات قدامی پشتی (DACC) و عایق قدامی (AI) تشکیل شده است و برای تغییر پویا بین شبکه های توجه اجرایی و تخیل مهم است.
تعداد زیادی از مطالعات انجام شده توسط راجر بیتی ، دانشمند علوم اعصاب و همکارانش (از جمله خودم) تأیید کرده اند که تفکر خلاق مناطق موجود در همه این شبکه ها ، به ویژه شبکه کنترل اجرایی و شبکه تخیل را استخدام می کند.
با این حال ، آنچه که فاقد آن است ، درک ماهیت پویا این تعاملات است ، و چند بار افراد خلاق در تفکر روزمره خود و هنگام تفکر خلاقانه بین آنها به عقب و جلو می روند.
تا الان یک مطالعه جدید بسیار هیجان انگیز به تازگی منتشر شده است که 5 سال به طول انجامید و بزرگترین و از نظر قومی متنوع ترین مطالعه علوم اعصاب خلاقیت تا به امروز است. بیایید شیرجه بزنیم.
مغز خلاق یک مغز متعادل است
تحقیقات به رهبری تیم بزرگی از علوم اعصاب شناختی فوق ستاره ، از جمله کوئنتین چن (نویسنده اصلی) ، هاکارو تکیچی ، آندریاس فینک ، ماتیاس بندک و راجر بیتی ، 10 مجموعه داده در مقیاس بزرگ (متشکل از 2433 شرکت کننده) را از اتریش ، کانادا ، چین ، چین ، چین ، تجزیه و تحلیل کردند. ژاپن و ایالات متحده که شامل MRI ساختاری ، FMRI در حالت استراحت و داده های توانایی خلاق (ارزیابی شده توسط تست های تفکر واگرا که در خارج از اسکنر انجام می شود).
آنها “فرکانس تعویض” بین EAN و IN را با توجه به تعداد انتقال بین حالتهای جدا شده و یکپارچه در سراسر پنجره ها محاسبه کردند. من می دانم که این یک لقمه است! در اصل ، تنظیم مجدد پویا از اتصالات شبکه مغز را می توان به دو الگوی مجزا که مغز به طور معمول نشان می دهد تقسیم شود: تفکیک و ادغام. وقتی مغز الگوی جداگانه ای را نشان می دهد ، پردازش مستقل را در شبکه ها مشاهده می کنید و وقتی الگوی یکپارچه را مشاهده می کنید ، همکاری بیشتری بین شبکه ها مشاهده می کنید.
محققان دریافتند که فرکانس تعویض در حالت استراحت (در هنگام انجام کار خاص) با عملکرد توانایی خلاق بعدی به طور قابل توجهی و مثبت همراه است. به طور خاص ، آنها “همکاری متوسط” (نه بیشتر و نه کمتر) بین DMN و در حالت استراحت IN را به توانایی تولید ایده های خلاقانه می رساندند. این نشان می دهد که تولید ایده های خلاق نیاز به تعادل بهینه بین تخیل و توجه کنترل شده دارد.
جالب است که آنها هیچ ارتباطی بین فرکانس سوئیچینگ و هوش نداشتند ، نشان می دهد که اثر سوئیچینگ DMN-In مختص تفکر خلاق است. همچنین ، الگوهای عصبی مشابه در هنگام تفکر خلاق در اسکنر یافت شد. آنها دریافتند که یک کار تفکر خلاق (فکر کردن در مورد استفاده های مختلف برای یک شیء مشترک) یک فرکانس تعویض قابل توجهی بالاتر و تعامل متعادل تر بین این دو شبکه مغزی را در مقایسه با یک کار که صرفاً نیاز به تولید ویژگی های شیء مشترک در طول اسکن FMRI دارد ، استخدام کرده است. این بیشتر نشان می دهد که فرکانس تعویض برای فرآیندهای شناختی عمومی تر ، مانند استخراج مفاهیم از دانش موجود ، مهم نیست.
پایان
محققان استدلال می كنند كه “مطالعه شناخت خلاق از یك چارچوب پویا نوید زیادی برای ارائه درک پیشرفته از خلاقیت و ارائه بینش جدید دارد.”
من موافقم و فکر می کنم این تحقیق پیامدهای مهمی دارد. برای مثال ، این کلیشه نبوغ دیوانه را برطرف می کند و نشان می دهد که در حالی که متفکران اصلی تمایل دارند که تصور و انجمن های غنی خود را “فراخوانی کنند” ، آنها همچنین توانایی خود را برای تمرکز و ارزیابی ارزش ایده ها فراخوانی می کنند.
من همچنین معتقدم که پیامدهای عمیقی برای ادبیات ذهن آگاهی وجود دارد. همانطور که در جای دیگر بحث کردم ، اعتقاد ندارم که ذهن آگاهی و تخیل لزوماً با یکدیگر مغایرت دارند. بعضی اوقات هنگام خواندن علم ادبیات مراقبه ، به نظر می رسد که شبکه تخیل دشمن مراقبه ذهن است ، اما فکر می کنم این واقعاً گمراه شده است (این کمی از حیوانات خانگی است).
بله ، اگر تمام کارهایی که در زندگی انجام می دهید توجه شما به نفس را هر بار که سرگردان است ، بازگردانید ، شاید تمام آنچه خواهید دید شبکه توجه اجرایی فعال است. با این حال ، من معتقدم افراد خلاق و مراقبین باتجربه می توانند از تمرین ذهن آگاهی خود برای مهار قدرت استفاده کنند انعطاف پذیری شناختی، قادر به درگیر شدن در تخیل غنی و رویاپردازی مثبت خود برای تسهیل خلاقیت آنها و زندگی متعادل تر و معنادار تر است.
ما می توانیم به شدت نسبت به رویاهای خود توجه داشته باشیم و در نتیجه یک قدم به تحقق بزرگترین پتانسیل خلاق خود نزدیک شویم.