امروزه، ما شاهد هستیم که مردم به طور فزاینده ای آگاه می شوند که صرف زمان زیادی در دستگاه ها و رسانه های اجتماعی خود با زندگی ای که می خواهند داشته باشند همسو نیست. مردم میدانند که زمان بیش از حد صفحه نمایش و چسباندن به دستگاههایشان چه آسیبی میتواند بر سلامت روان و رفاه آنها داشته باشد. خیلی ها احساس می کنند که ارتباطشان قطع شده، گم شده اند، غرق شده اند و از شخصی که می خواهند باشند دور هستند. و حتی زمانی که می دانیم رفتارها و عادات ما در خدمت هدف یا رفاه ما نیست، باز هم می توانیم خودمان را درگیر خودکار خلبان و بی خیال پیمایش کنیم.
در حالی که قرار بود از گوشیهای هوشمند و رسانههای اجتماعی به عنوان ابزار استفاده شود، امروزه بسیاری از مردم از آنها به عنوان فرار از واقعیت، عصایی برای خستگی و ناراحتی و جایگزینی برای ارتباط واقعی انسانی استفاده میکنند. واقعیت این است که ما بیش از هر زمان دیگری به هم متصل هستیم، با این حال بسیاری از مردم احساس میکنند از آنچه مهمتر است، جدا شدهاند.
مقایسه دزد شادی است
رسانههای اجتماعی اغلب یک حلقه برجسته از زندگی افراد را ارائه میدهند و هیجانانگیزترین، موفقترین و جذابترین لحظات آنها را به نمایش میگذارند. این می تواند یک استاندارد غیرواقع بینانه ایجاد کند و به نظر برسد که دیگران زندگی رضایت بخشی یا هیجان انگیزتری دارند. وقتی خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم، بهویژه این ارائههای مدیریتشده و اغلب ایدهآلی که در رسانههای اجتماعی یافت میشوند، به راحتی احساس میکنیم که زندگی خودمان در مقایسه با آن کم است. قرار گرفتن در معرض این تصاویر مثبت از زندگی دیگران می تواند منجر به احساس بی کفایتی، کاهش عزت نفس، نارضایتی از زندگی خود و حتی اضطراب و افسردگی شود.
در حالی که پلتفرمهای رسانههای اجتماعی نوید اتصال را میدهند، وقتی بدون قصد از آنها استفاده میکنیم، به راحتی میتوانند به فضای انتقاد، طرد و قضاوت تبدیل شوند.
رسانه های اجتماعی و خودکنترلی
علاوه بر خطرات مقایسه اجتماعی، مجموعه تحقیقاتی رو به رشدی وجود دارد که اثرات مضری را که استفاده مشکلزا از رسانههای اجتماعی میتواند بر خلق و خو و رفاه کلی ما داشته باشد، از جمله افزایش حواسپرتی و کاهش بهرهوری را نشان میدهد.
در دهه گذشته، محققان مطالعه شکست خودکنترلی ناشی از رسانه های اجتماعی را آغاز کرده اند. خودکنترلی را می توان به عنوان توانایی کنترل بر احساسات، افکار و رفتارهای خود، به ویژه هنگامی که با وسوسه ها و انگیزه ها مواجه می شود، تعریف کرد. بنابراین، میتوانیم شکست خودکنترلی رسانههای اجتماعی را بهعنوان موقعیتهایی در نظر بگیریم که در آن افراد نمیتوانند استفاده از رسانههای اجتماعی خود را حتی زمانی که با اهداف مهم دیگر در تضاد هستند کنترل کنند (دو و همکاران، 2018). به تمام مواقعی فکر کنید که دانسته یا ندانسته برای به تعویق انداختن کار یا حواس پرتی سطحی، رضایت فوری یا اعتبارسنجی خارجی به رسانه های اجتماعی روی آورده اید. فدا کردن لذت یا پاداش کوتاهمدت به مقدار مشخصی از خودکنترلی و خودتنظیمی نیاز دارد تا بر اقدامات معنیدارتر که با اهداف بلندمدت ما همسو هستند، چه شخصی، مرتبط با کار، و آموزشی باشند، تمرکز کنیم. ، یا به مسئولیت هایی مانند کارهای خانه گره خورده است.
یک مطالعه نشان داد که این شکست خودکنترلی رسانههای اجتماعی ممکن است 35 درصد از زمانی را که مردم در رسانههای اجتماعی صرف میکنند، تشکیل دهد (دو و همکاران، 2021). این در مورد گناه یا شرم نیست، اما چیزی که به من می گوید این است که برای بسیاری از ما فضایی برای پیشرفت وجود دارد! خوشبختانه، اقداماتی وجود دارد که می توانیم برای بهبود روابط خود با دستگاه ها و رسانه های اجتماعی خود برداریم.
کنترل استفاده از دستگاه و رسانههای اجتماعی را پس بگیریم
بنابراین اغلب، من فکر میکنم که مردم را میبینیم که روی نیروهای بیرونی تمرکز میکنند تا مبارزات درونی را اصلاح کنند. ما می خواهیم افراد یا چیزهای دیگر (مانند تلفن های “گنگ”) برای ما مرزها را تعیین و حفظ کنند. در حالی که این راهحلهای خارجی اغلب میتوانند برای بسیاری از افراد هدف مورد نظر خود را برای مدتی برآورده کنند، اما میتوانند نیاز به یادگیری مهارتهای لازم برای خودتنظیمی را نیز از بین ببرند.
ما میتوانیم با تعیین مرزهای واضح و انتخاب عمدی در مورد نحوه و زمان تعامل با آنها، کنترل دستگاهها و استفاده از رسانههای اجتماعی را پس بگیریم.
در اینجا چند سوال وجود دارد که میتوانید به عنوان یک رسانه اجتماعی از خود بررسی کنید:
- هر چند وقت یک بار حساب های رسانه های اجتماعی خود را چک می کنم؟ چرا؟ به دنبال چه چیزی هستم؟
- چقدر در روز در شبکه های اجتماعی وقت می گذارم؟
- معمولاً بعد از اسکرول چه احساسی را احساس می کنم؟
- اگر در شبکه های اجتماعی هستم، به چه چیزی توجه نمی کنم، یا در عوض چه کاری می توانم انجام دهم؟
- اکانت هایی که دنبال می کنم چه احساسی به من می دهند؟ آیا آنها محتوای مثبت را به اشتراک می گذارند؟ آیا آنها الهام بخش، انگیزاننده و نشاط آور هستند؟
قبل از ارسال پست، می توانید موارد زیر را نیز در نظر بگیرید:
- آیا این پست محترمانه و مهربان است؟
- آیا این پست دقیق و واقعی است؟
- انگیزه من از ارسال این مطلب چیست؟
بنابراین اغلب، زمانی که روی کاناپه یا در رختخواب دراز کشیدهایم، در حال حرکت میشویم و این احساس راحتی میتواند رفتار را تقویت کند. به عنوان مثال، فقط به خودتان اجازه دهید که در حالت ایستاده در رسانه های اجتماعی حرکت کنید، می تواند به اندازه کافی بین شما و رفتارتان اصطکاک ایجاد کند که باعث شود دوبار فکر کنید. برای کمک به بازیابی زمان و توجه خود، می توانید زمان های خاصی از روز را نیز به عنوان دوره های “بدون رسانه های اجتماعی” تعیین کنید، مانند هنگام غذا خوردن، ساعات کاری یا اولین ساعت پس از بیدار شدن از خواب. تنظیم مقررات منع آمد و شد دیجیتالی – مانند “من بعد از ساعت 8 شب از رسانه های اجتماعی استفاده نخواهم کرد” – نیز می تواند موثر باشد. بهعلاوه، تعیین اتاقهای خاص بهعنوان مناطق عاری از دستگاه یا تلفن میتواند به شما کمک کند زمان استفاده از صفحه نمایش را کاهش دهید، عادات سالمتری ایجاد کنید و زمان بیشتری را با کسانی که بیشترین اهمیت را دارند بگذرانید.
مطالب ضروری رسانه های اجتماعی
داشتن این نوع از مرزها و شیوههای خود بررسی نه تنها به ما کمک میکند تا روابط خود را با دستگاههای هوشمند و رسانههای اجتماعی خود بهبود بخشیم، بلکه مهارتهای خودتنظیمی و توانایی ما را برای مدیریت عوامل حواسپرتی تقویت میکند، که در نهایت به بهبود کلی ما کمک میکند. بودن و در سایر زمینه های زندگی به ما خدمت می کند. آگاهی در مورد استفاده از دستگاه و رسانههای اجتماعی، همراه با شیوههای تعیین مرز، میتواند به ما این امکان را بدهد که با هوشیاری، حضور و مشارکت بیشتر در زندگیمان ظاهر شویم – چیزی که فکر میکنم بسیاری از ما در حال حاضر به دنبال آن هستیم.