[ad_1]

چندی پیش در گروه والدین و فرزندان ما، یک کودک چهار ساله بارها و بارها به برادر یک ساله خود کوبید. او این کار را با یک لبخند کوچک انجام داد و هر بار به مادرش نگاه کرد – بنابراین ما می دانستیم که این اتفاقی نبود!
چه باید کرد؟
مادرش از گفتن “نه” به او خسته شده بود. هر بار، وقت گذاشتن، و صحبت کردن با او.
از عروسکها بیرون آمدیم و تمساح لاک پشت را گاز گرفت. مکرر. هم برادر بزرگتر و هم برادر کوچکتر مجذوب شدند. در حالی که فکر می کردم این کار را برای بچه چهار ساله انجام می دهم، بچه یک ساله آن را برداشت. در ملاقات آن روز بارها تمساح را گرفت و نزد من آورد. و برادر بزرگتر بلافاصله یک تمساح پر شده را برداشت و خودش شروع به گاز گرفتن لاک پشت کرد. بعد از اینکه او راضی شد، سپس روی دست و زانوهایش نشست و شروع به خزیدن در اطراف کرد و گفت: “گاگاا” و به ما گفت که اگر بچه بود چقدر برایش راحت تر بود. ما با یک پتوی نرم لانهای برای او درست کردیم و مادرش با صدا زدن «بچه» و «حفاظت» از او در برابر برادر یک سالهاش، آن را بازی کرد. کودک چهار ساله با رضایت در آنجا دراز کشید تا زمان میان وعده و داستان فرا رسید و فقط به اصرار مادرش از جایش بلند شد.
واضح است که این دو برادر با احساسات خشم آلود و پرخاشگرانه خود نسبت به یکدیگر مشکل داشتند. بدون شک برادر بزرگتر احساس می کرد که توسط خواهر یا برادر کوچکترش غصب شده است. او قبلاً مرکز توجه بود! و بعد برادرش بود. این برادر توجه و عشقی را که فکر میکرد متعلق به اوست، از او گرفت.
و برادر کوچک گیج شد. چرا برادر بزرگش همیشه دنبالش بود؟ ضربه زدن به او، کوبیدن او، گرفتن هر اسباب بازیی که او برداشته است؟
بنابراین در گروه، آن را بازی کردیم.
بازی روش کودک برای تسلط بر احساسات و رویدادهای دشوار است. این کودک چهار ساله پر از حسادت است – برادر کوچکش این کار را آسان می کند و او هم می شود بنابراین بیشتر مورد توجه مادرشان است. این کودک چهار ساله به یک راه مطمئن نیاز داشت تا پرخاشگری خود را به رسمیت بشناسد و بازی کند. این بار عروسک بود. دفعه بعد چی میشه؟
و برادر کوچک نیز دیوانه شده بود. چرا مدام کوبیده می شد؟
تمساح نشان دهنده خشم بود – و هر یک از آنها با آن همذات پنداری کردند! هر کدام از آنها می خواستند با آن بازی کنند.
این اولین قدم در بازی تخیلی است – در تبدیل احساسات واقعی به شکلی مشتق.
اگر بتوانید به کودک نوپا یا فرزندتان کمک کنید تا احساسات خشمگینانه خود را نشان دهد، اگر بتوانید به تمساح یا ببر یا ماشین سریع اجازه دهید عصبانیت و پرخاشگری خود را ابراز کند، این کار – حداقل تا حدی – کودک عصبانی شما را راضی می کند. و حتی ممکن است به آنها کمک کند تا یاد بگیرند که چگونه احساسات خشم خود را به روشی امن تر از بین ببرند. در واقع می توانید این کار را تشویق کنید. اگر او شروع به عصبانیت کرد، می توانید بگویید: “اینجا! بیا با تمساح و لاک پشت بازی کنیم!”
والدین همچنین می توانند با بازی کردن زودتر از موعد به کودکان خود در مورد رویدادهای آینده که ممکن است دشوار باشد کمک کنند – برای مثال، ملاقات با پزشک را می توان با حیوانات عروسکی بازی کرد، و بیمار آینده می تواند “دکتر” باشد، تزریق واکسن و قرص های فراوان
بازی را می توان برای اهداف بسیاری استفاده کرد – برای پردازش یک رویداد دشوار که قبلاً رخ داده است، برای رویدادهای آینده که به طور بالقوه ترسناک هستند، و برای احساسات مداوم و مسائل سخت، همانطور که در گروهی که توضیح دادم انجام دادیم.
[ad_2]