[ad_1]

این پست بخشی از یک سری است.
به تازگی ، من تعداد دانش آموزان ، معلمان و دانش آموزان حرفه ای برنجی را که نوشته اند افزایش یافته اند تا از من در مورد تردید در شروع صدای یادداشت روی ساز خود بپرسند. بسیاری از آنها از این پدیده به عنوان “لکنت موسیقی” یا مانور والسالوا یاد کرده اند. اصطلاح مانور Valsalva به یک تکنیک تنفسی که برای کاهش فشار خون استفاده می شود ، اشاره دارد و به نظر می رسد که توسط بازیکنان برنج اتخاذ شده است تا در مورد چندین موضوع مختلف در مورد مسدود کردن راه هوایی هنگام پخش اولین نت های یک عبارت ، صحبت کنند. برخی از توضیحات متداول این است که این مسئله یا مربوط به گلو یا زبان است ، متوقف کردن جریان هوا در هنگام بازی یک نوازنده به تنهایی ، نه وقتی که در آن حساب شود ، یا توسط شخص دیگری انجام شود. از آنجا که این پدیده فقط زمانی اتفاق می افتد که نوازنده قبل از بازی ، سرعت در ذهن خود ایجاد نکند ، این مسئله به عنوان یک مسئله روانشناختی تلقی می شود. در تجربه من ، این پدیده نتیجه فعال شدن محدودیت های عضلانی غیر ارادی است که در پاسخ به احساس ترس یا تهدید درک شده از عدم توانایی در صداهای نتوانسته است. نگرانی از ترس از عدم توانایی در شروع لحن ، انقباض عضلانی را که به یک پاسخ عادت به ترس از دست دادن کنترل یا خطر تبدیل شده است ، می دهد.
در آموزش دانش آموزان موسیقی و مربیگری موسیقی دانان حرفه ای ، من به بخش اعظم رویکرد خود در مورد تجزیه و تحلیل چگونگی و کجا نوازنده تنش در بدن خود می پردازم. از نتایج تجربه من در مشاهده بیماران روان درمانی و موسیقی دانان ، من به مشاهده جایی که یک فرد به طور عادی تنش در بدن خود دارد و اینکه چگونه این ارتباط با ساختار شخصیت کلی و عملکرد موسیقی آنها دارد ، بسیار حساس شده ام. معمولاً ، یک شخصیت سفت و سخت یا اقتدارگرا که تحسین نظم و دقت موسیقی یا راهپیمایی را تحسین می کند ، بدن خود را به روشی سفت و سخت و نظامی نگه می دارد. یک موسیقیدان که یک سبک موسیقی لیزز یا کمرنگ تر می گیرد ، اغلب به زبان بدن ارائه می دهد که این سبک را منعکس می کند. فهمیدم که زبان بدن یک شخص معمولاً با نگرش و عقاید آنها مطابقت دارد. این همچنین در هماهنگی بین ژانر موسیقی ، ساختار شخصیتی ، سبک بازی و زبان بدن مشاهده می شود. من می خواهم پیشینه نظری ، مشاهدات مربوط به تدریس و برخی از تکنیک های عملی را که برای کمک به موسیقی دانان برای دستیابی به یک تجربه طبیعی و رایگان در ساخت موسیقی استفاده می کنم ، به اشتراک بگذارم.
این ایده که ما به طور معمول تنش ها را در نواحی خاص بدن خود نگه می داریم ، به عنوان زره پوش بدن شناخته می شود و توسط روانشناس عمق ویلهلم ریچ ساخته شده است. ریچ در متن خود در سال 1933 ، تجزیه و تحلیل شخصیت ، توضیح می دهد که چگونه ، از نوزادی ، غلظت های منحصر به فرد تنش عضلات را ایجاد می کنیم که از نظر جسمی قابل مشاهده می شوند و به عنوان یک دفاع محدود از تهدیدهای درک شده تا استقلال و ایمنی خدمت می کنند. این زره پوش بدن ، که می تواند در نحوه نگه داشتن شخص و از طریق زبان بدن خود مشاهده شود ، پایه و اساس آنچه که به تجربه یک شخص از خود در جهان تبدیل می شود ، چیزی است که رایش از آن به عنوان زره شخصیت یاد می کند. زره های کاراکتر روشی متمایز است که فرد برای حفظ احساس یک خود خودمختار و ارادی با محیط زیست ارتباط برقرار می کند. به عبارت دیگر ، تجربه ما از اینکه چه کسی هستیم مبتنی بر تنش های عادت در بدن است که به منبع چگونگی تعامل با محیط ، دیگران و با احساس خود بودن از خودخواهی تبدیل می شود.
یکی از دانشجویان ریچ ، فریتز پرلز ، این ایده ها را برای تجزیه و تحلیل زره پوش بدن و شخصیت به یک تکنیک روان درمانی عملی معروف به روان درمانی ژستالت توسعه داد. روان درمانی معاصر گشتالت تعدادی روش را در اختیار ما قرار می دهد که در کمک به موسیقی دانان برای آگاهی از زره پوش عادت بدن خود ، چگونگی شکل گیری این احساس خود و تجربه با محیط زیست ، و چگونگی خنثی کردن عادت های ناسازگار از خودخواهی جسمی و عاطفی فراهم می کند. هدف افزایش احساس استقلال و اراده در تجربه شخصی در ساخت موسیقی است.
علاوه بر تکنیک های روان درمانی Gestalt ، من دریافتم که بدنه تکنیک تکنیک (نقشه برداری بدن) یک مکمل عالی برای فرآیندهای افزایش آگاهی و احساس استقلال در هنرمند اجرا است.
من دریافتم که روان درمانی ژستالت ، همراه با کار بدن تکنیک الکساندر ، در کمک به موسیقی دانان برای غلبه بر موضوعاتی از جمله اضطراب عملکرد ، موسیقی موسیقی مانند لکنت موسیقی یا لکنت موسیقی (که گاهی اوقات مانور وازالوا در باد بازی می شود) و بیماری های فیزیکی از جمله گرفتگی عضلات ، عصب های عصبی و غده ها مفید بوده است. در زیر یک مطالعه موردی نمونه است که نشان می دهد که چگونه من با یک نوازنده کار کرده ام تا بر موضوعاتی که بر تجربه ساخت موسیقی آنها تأثیر گذاشته است ، غلبه کنم.
یک ترومبونیست نوجوان به نام جین به سمت من آمد و توصیف ناتوانی متناوب در شروع صدا در هنگام بازی به تنهایی. مسئله ای که برای اولین بار در طول هفته های هفتگی خود با معلم معمولی خود ارائه شد ، و بعداً در حین برگزاری استماع برای کالج ظاهر شد. جین توضیح داد که چگونه او شروع به شروع لحن می کند ، و گلو او بسته می شود و “قفل” می شود که مانع از جریان هوای آزاد می شود. من از او خواستم تا اولین زمان را که می تواند به یاد بیاورد ، به یاد بیاورد. همانطور که او این تجربه اول را توصیف کرد ، من نه تنها به آنچه او می گفت ، بلکه به نحوه گفتن او توجه زیادی کردم. من همچنین از آنچه زبان بدن او در رابطه با سخنان او ارتباط برقرار می کرد ، آگاهی داشتم. در حالی که جین شروع به گفتن من از اولین آگاهی از ناتوانی خود در شروع یک یادداشت کرد ، خاطرنشان کردم که صورتش شستشو داده می شود و تنفس او سنگین تر می شود. تجربه عاطفی اضطراب در بدن او آشکار می شد زیرا او این تجربه را توصیف می کرد. او به من گفت که اولین باری که او ناتوانی در بازی را تجربه کرد ، در طی یک درس با معلم عادی خود بود. معلم از او خواسته بود تا یک الی را بازی کند که چند هفته در آن کار کرده بود. من از جین نه تنها از داستان یادآوری کردم بلکه به من بگویم که اکنون این اتفاق می افتد. این یک تکنیک گشتالت است که در آن تماس با تجربه با صحبت کردن از آن در تنش فعلی افزایش می یابد ، نه اینکه از نظر زبانی با استفاده از تنش گذشته از تجربه خود دور شود. همانطور که جین تجربه خود را توصیف کرد ، من تغییرات جسمی خاصی را که مشاهده کردم مورد توجه او قرار دادم. از جین پرسیدم که وقتی دیدم چهره اش قرمز می شود ، از نظر عاطفی چه چیزی را تجربه می کند. من از او خواستم از این واقعیت آگاه باشد که او بارها و بارها سینه خود را با دست خود لمس می کند ، گویی که از خودش محافظت می کند ، در حالی که او این احساس را توصیف می کند که توسط معلمش مورد قضاوت قرار می گیرد. من از جین خواستم “از آنچه اکنون اتفاق می افتد آگاه باشد” زیرا سخنان او در حالی که توصیف احساس عدم کفایت در نگاه معلمش را نشان می داد ، لرزان و ضعیف شد.
علاوه بر اینکه به طور شفاهی زبان بدن دانش آموز را مورد توجه قرار می دهد ، روشی مؤثر که در تکنیک اسکندر مورد استفاده قرار می گیرد ، لمس بدن نوازنده در حین بازی ، توجه به مناطقی از بدن است که تنش عادت دارند و آگاهی آنها را به مناطقی از بدن خود که از آگاهی جلوگیری می کنند ، گسترش می دهد. مهم است که این تکنیک را از قبل برای دانش آموز توضیح دهید و از آنها بخواهید که شما را لمس کنید.
[ad_2]