23:54 - 2025/04/18

تصادفی نیست: تروما جنسی و اختلالات خوردن

[ad_1] برای بسیاری از کسانی که آسیب های جنسی را تجربه کرده اند ، بدن می تواند احساس خانه را متوقف کند. درعوض ، می تواند به یک سایت شرم ، یادآوری دردناک تخلف ، چیزی برای کنترل ، مجازات یا پاک کردن تبدیل شود. این شرم سطحی نیست. غالباً عمیقا...

تصادفی نیست: تروما جنسی و اختلالات خوردن

[ad_1]

برای بسیاری از کسانی که آسیب های جنسی را تجربه کرده اند ، بدن می تواند احساس خانه را متوقف کند. درعوض ، می تواند به یک سایت شرم ، یادآوری دردناک تخلف ، چیزی برای کنترل ، مجازات یا پاک کردن تبدیل شود. این شرم سطحی نیست. غالباً عمیقاً در بدن تعبیه شده است و زندگی را دشوار می کند ، چه رسد به مراقبت. خوردن بی نظم به طور مکرر به عنوان تلاش برای مدیریت این درگیری داخلی ظاهر می شود ، به ویژه هنگامی که بدن زمینه ای برای یک تجربه آسیب زا است.

رفتارهایی مانند محدود کردن ، پرخاشگری ، پاکسازی یا ورزش اجباری ممکن است گزینه هایی از خارج باشد. در واقعیت ، آنها اغلب به دلیل نیاز عمیق به احساس امنیت یا کنترل مجدد هدایت می شوند. اختلال خوردن به یک سیستم خصوصی برای خودتنظیمی تبدیل می شود که می تواند به کسی کمک کند تا احساسات زیادی را بی حس کند ، از توجه ناخواسته خودداری کند ، یا مالکیت خود را بر روی بدن که دیگر مانند خودشان احساس نمی کند ، پس بگیرند.

یکی از ماندگارترین تأثیرات تروما جنسی ، عوارضی است که می تواند بر روی بدن داشته باشد. در پی این ، افراد ممکن است بدن خود را آسیب دیده ، خطرناک یا به نوعی مقصر بدانند که اتفاقاتی رخ داده است. شرم در اینجا نقش اصلی را ایفا می کند و مردم را متقاعد می کند که بدن آنها آسیب می رساند یا توسط آن مشخص شده است. برخی تلاش می کنند تا در تلاش برای احساس امنیت ، خود را کوچکتر ، کمتر قابل رویت یا آسیب پذیر تر کنند. برخی دیگر درگیر چرخه هایی از پرشکوه و پاکسازی هستند که نشان دهنده ریتم عاطفی تروما است. این الگوهای غالباً شامل لحظاتی از غلبه و به دنبال آن شرم ، رازداری و تسکین موقت است.

یک مطالعه بزرگ نشان داد که دخترانی که قسمتهای مختلفی از سوء استفاده جنسی از کودکان را تجربه کرده اند ، بیش از پنج برابر بیشتر از پنج برابر در مقایسه با افراد بدون چنین تاریخ ، باعث ایجاد رفتارهای پرخاشگر و پاکسازی در بزرگسالی می شوند. نکته قابل توجه ، این ارتباط قوی با رفتارهای محدود کننده ظاهر نمی شود. این نشان می دهد که اختلال در تنظیم عاطفی و شرم که اغلب با پرشور همراه است ، ممکن است بیشتر با پیامدهای روانی آسیب های جنسی مطابقت داشته باشد.

این یافته ها از تحقیقات گسترده تری نشان می دهد که تروما فقط یک عامل پس زمینه در اختلالات خوردن نیست. این اغلب یک نیروی محرکه است. مطالعات نشان داده اند که تقریبا نیمی از بزرگسالان که برای یک اختلال در خوردن غذا وارد درمان مسکونی می شوند نیز معیارهای اختلال استرس پس از سانحه را رعایت می کنند. هنگامی که PTSD بدون فشار باقی مانده است ، حتی بیشترین مداخلات رفتاری مبتنی بر شواهد ممکن است کوتاه شود. به طور فزاینده ، برنامه های درمانی شروع به ادغام روشهای درمانی تروما مانند درمان شناختی درمانی در مراقبت از اختلال در خوردن می کنند. یافته ها حاکی از آن است که وقتی علائم تروما کاهش می یابد ، رفتارهای اختلال در خوردن نیز اغلب بهبود می یابد.

بهبودی باید با درک آغاز شود. یک رویکرد آگاهانه تروما می تواند به عنوان یک استراتژی مقابله ای که ممکن است در یک زمان محافظ یا سازگار باشد ، به تغذیه بی نظم کمک کند. به جای تمرکز فقط روی غذا یا رفتارهای غذایی ، درمان مؤثر باید شامل بازسازی ایمنی ، اعتماد و نمایندگی باشد ، به خصوص در رابطه شخص با بدن.

بازماندگان اغلب بهبودی را فرایندی برای بازگشت به خود توصیف می کنند. شیوه هایی مانند تحمل گرسنگی ، پر بودن و سایر احساسات بدنی می تواند به آنها در ارتباط مجدد با تجربه جسمی خود کمک کند و بدن را دوباره زنده کند.

به عنوان یک عموم ، ما باید در مورد نقشی که تروما جنسی در ایجاد اختلالات خوردن بازی می کند ، صادق باشیم. این پیوند اتفاقی یا نادر نیست. این کشور گسترده ، مستند و غالباً نادیده گرفته می شود. وقتی از این ارتباط غافل می شویم ، ما افرادی را که بیشتر نیاز به دیدن و درک آنها دارند ، شکست می دهیم.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان