01:34 - 2025/05/24

تدریس منسوخ نیست ، اما تکالیف ما ممکن است باشد

[ad_1] اخیراً ایمیلی از یک استاد کالج جامعه در کالیفرنیا دریافت کردم. آنها شنیده بودند که من از رفتارگرایی به عنوان پایه و اساس آموزش و یادگیری دفاع می کنم. سوال آنها ساده و تیز بود: “اگر یادگیری را به عنوان رفتار تعریف کنیم ، نکته ...

تدریس منسوخ نیست ، اما تکالیف ما ممکن است باشد

[ad_1]

اخیراً ایمیلی از یک استاد کالج جامعه در کالیفرنیا دریافت کردم. آنها شنیده بودند که من از رفتارگرایی به عنوان پایه و اساس آموزش و یادگیری دفاع می کنم. سوال آنها ساده و تیز بود:

“اگر یادگیری را به عنوان رفتار تعریف کنیم ، نکته چیست؟ وقتی رفتار مورد انتظار را مشخص می کنید ، چتپپ قصد دارد آن را تکرار کند. بنابراین دانشکده می تواند این کار را انجام دهد که چتگپ نمی تواند؟”

این یک چالش عادلانه است و به این دلیل می رسد که چرا رفتارگرایی از همیشه مرتبط است.

رفتارگرایی فقط مربوط به خروجی نیست. این در مورد شرایط است

بیایید واضح باشیم: chatgpt می تواند خروجی ها را تولید کند. این می تواند مقالات تولید کند ، مکالمات را شبیه سازی کند و مقالات تحقیقاتی را خلاصه کند. همه اینها نمونه هایی از رفتارهای قابل مشاهده است. همانطور که BF Skinner ، بنیانگذار رفتارگرایی رادیکال ، تأکید کرد ، تمرکز یادگیری باید بر روی رفتارها و شرایط محیطی که آنها را شکل می دهد باقی بماند. از این منظر ، سؤال این نیست که چگونه این خروجی ها تولید شده یا از چه ابزاری استفاده شده است ، بلکه: چه کسی رفتار را انجام می دهد ، تحت چه شرایطی ، و چگونه این رفتار با گذشت زمان تغییر می کند؟ در حالی که ماشین آلات می توانند رفتار را شبیه سازی کنند و حتی بر اساس بازخورد سازگار شوند ، آنها کاربران فناوری نیستند. انسانها هستند. در آموزش و پرورش ، تمرکز ما این نیست که آیا سیستم های هوش مصنوعی تکامل می یابند یا بهبود می یابند ، بلکه دانش آموزان یاد می گیرند. دانش آموزان با ابزارهایی مانند chatgpt به روش هایی که منعکس کننده رشد ، تأمل و عملکرد حساس به متن است ، تعامل دارند زیرا آنها کسانی هستند که در یک فرآیند یادگیری مشغول به کار هستند که شامل بازخورد ، سازگاری و پیشرفت مهارت است. این همان چیزی است که یادگیری را قابل مشاهده و معنی دار می کند ، و این همان جایی است که طراحی آموزشی وارد می شود.

رفتارگرایی از ارزش خروجی هایی که از دانشجویان انتظار داریم کم نمی کند ، از ما می خواهد تا اطمینان حاصل کنیم که این خروجی ها منعکس می شوند یادگیریبشر سوال اصلی این است: آیا رفتار خود دانش آموز تغییر کرده است؟ آیا آنها با مهارت بیشتری عمل کردند ، تصمیمات آگاهانه تری بگیرند یا به طور مؤثرتری نسبت به گذشته پاسخ دهند؟

این دانش آموز از قلم ، صفحه کلید یا چت بابات استفاده می کند ، مهم است آنها کسی هستند که مهارت را انجام می دهند و اینکه آیا محیط ما این رفتار را تقویت می کند.

و به همین دلیل رفتارگرایی بسیار قدرتمند است ، به خصوص در آموزش آنلاین.

دانشکده همیشه نمی تواند مشاهده کند که دانشجویان چه کاری انجام می دهند ، به خصوص در کلاس های ناهمزمان. اما ما هنوز هم می توانیم دانش آموزان را رعایت کنیم ارسال کردن، چگونه آنها به بازخورد پاسخ دهید، و آیا رفتار آنها با گذشت زمان تغییر می کندبشر این تمام داده های مورد نیاز ما است.

تولید مثل یک مهارت است ، اما باید نشان داده شود

در یک کلاس شیمی ، دانش آموزان ممکن است نیاز به تکثیر یک معادله شیمیایی داشته باشند. این روته نیست ، دقت است. این یک مهارت است. اگر دانشجویی با اطمینان عمل کند و آن را انجام دهد ، ما رفتار آموخته ای را مشاهده می کنیم.

اما اگر دانش آموز از ChatGPT برای تولید جواب استفاده کند و بدون تعامل بیشتر آن را به بوم بچسبانید؟ آنها هنوز در حال یادگیری هستند ، نه فقط آنچه ما در نظر داشتیم. آنها می آموزند که محیط زیست پاداش می دهد تکمیل ، نه صلاحیتبشر

این یک شکست دانشجویی نیست. این یک است موضوع طراحیبشر

رفتار هر دانش آموز است فرصتی برای یادگیریبشر رفتارگرایی دانش آموز را مقصر نمی داند. می پرسد: چه چیزی را تقویت کردیم؟ و اگر پاسخ را دوست نداریم ، کار را تغییر می دهیم. ما محیط را تنظیم می کنیم.

AI مشکل نیست. این بخشی از محیط است

رفتارگرایی با ابزارها مخالف نیست. می پرسد:

آیا ابزاری که به شکل گیری رفتار جدید کمک می کند یا نیاز به آن را جایگزین می کند؟

دانش آموزانی که از ChatGPT برای استفاده مجدد از ایده ها استفاده می کنند ، منطق را بررسی می کنند یا استدلال های خود را اصلاح می کنند می تواند یادگیری باشد عمیق این اقدامات با انواع رفتارهای قابل مشاهده شرح داده شده در طبقه بندی بلوم ، مانند استفاده ، تجزیه و تحلیل و ارزیابی است. اما یادگیری فقط در صورتی اتفاق می افتد که دانش آموزان با این ابزار درگیر شوند که عملکرد خودشان را با گذشت زمان تغییر می دهد.

مشکل این نیست که ChatGPT می تواند پاسخ هایی ایجاد کند. مشکل زمانی است که تکالیف ما درخواست نمی کنند هر چیزی بیشتربشر

اگر این کار چنان قابل پیش بینی باشد که یک چت بابات بتواند آن را بدون سازگاری انسانی تکمیل کند ، ما در حال مشاهده یادگیری دانش آموزان نیستیم. ما در حال مشاهده هیئت وظیفه هستیم.

و دوباره: این تقصیر دانش آموز نیست. مال ماست

پاسخ هر دانش آموز معتبر است. قابل مشاهده است این داده است اگر نتایج مختلفی را بخواهیم ، به شرایط مختلفی احتیاج داریم.

رفتارگرایی دانشکده را در عصر هوش مصنوعی توانمند می کند

رفتارگرایی فرض نمی کند که ما می توانیم آنچه را که در ذهن دانش آموز است بررسی کنیم. فرض می کند که ما می توانیم آنچه را که انجام می دهند مشاهده کنیم و از آن داده ها برای تنظیم دستورالعمل و بهبود نتایج استفاده می کنیم. این یک محدودیت نیست ؛ این یک فراخوانی برای طراحی محیط هایی است که باعث ایجاد یک عمل معنی دار می شوند.

آموزش ضروری می خواند

به عنوان مثال ، دانشمندان STEM ، اخترشناسان ، فیزیکدانان ، شیمیدان و زیست شناسان ، به عنوان مثال ، با اشتیاق جدیدترین فن آوری ها را برای پیشبرد زمینه های خود در آغوش می گیرند. آنها سؤال نمی کنند که آیا یک تلسکوپ یا شتاب دهنده ذرات ، یکپارچگی کشف را تضعیف می کند. آنها می پرسند: این ابزار چه چیزی می تواند به ما کمک کند تا بهتر انجام دهیم؟

بنابراین چرا باید با چتپ به عنوان مظنون در آموزش و پرورش رفتار شود؟ این یک ابزار است. و دقیقاً مانند هر ابزار علمی ، بسته به نحوه استفاده از آن ، می تواند یا می تواند را شفاف یا تحریف کند.

رفتارگرایی استفاده از هوش مصنوعی را رد نمی کند ، تا زمانی که به شکل گیری کمک کند ، آن را در آغوش می گیرد رفتار دانشجویی با مهارتهایی که می خواهیم مشاهده کنیم تراز شده است: تجزیه و تحلیل ، ارزیابی و ایجاد. این افعال طبقه بندی بلوم است. آنها فقط استاندارد نیستند ، بلکه توصیف رفتار هستند. و آنها معنی دارند که وقتی دانش آموزان آنها را انجام دهید ، نه ابزار

در کلاس های ناهمزمان ، ممکن است دانش آموزان را در زمان واقعی تماشا نکنیم ، اما می توانیم:

  • از آنها بخواهید روند تصمیم گیری خود را روایت کنند
  • وظایفی را طراحی کنید که آنها را به توضیح تغییر یا انتخاب نیاز دارند
  • بازخورد ارائه دهید که نحوه پاسخ آنها دفعه بعد تغییر می کند
  • سناریوهای ناآشنا را برای تست انتقال اختصاص دهید ، نه تکرار

رفتارگرایی این وضوح را به ما می دهد: اگر رفتار تغییر کند ، یادگیری رخ داده است. اگر اینطور نباشد ، ما دانش آموز را مقصر نمی دانیم ، محیط را تجدید نظر می کنیم.

فکر نهایی: رفتار بیش از اعتقاد

قدرت رفتارگرایی در آموزش ، به ویژه اکنون ، این است که مراکز تغییر قابل مشاهدهبشر این به ما کمک می کند تا روی عملکرد ، نه ادراک و صلاحیت تمرکز کنیم ، نه انطباق.

در دنیایی که هوش مصنوعی می تواند محتوا ایجاد کند ، لازم نیست بپرسیم چه کسی آن را نوشت. ما باید بپرسیم:

چه کسی از آن یاد گرفت؟

و این چیزی است که دانش آموزان از طریق عمل به ما نشان می دهند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان