[ad_1]

وقتی کلینیک من تصمیم گرفت فروشنده پرونده الکترونیکی پزشکی ما را تغییر دهد، سعی کردم از هر قدرت کمی که به عنوان رهبر روانپزشکی سازمانمان داشتم استفاده کنم تا با احترام بخواهم عباراتی مانند “تجویز کننده” و “مدیریت دارو” را از روی پلت فرم حذف کنند. فایده ای نداشت در نهایت، ما فقط یک چرخ دنده کوچک در شرکت بزرگ آنها بودیم. اکنون هر بار که وارد سیستم می شوم، نام خود را به عنوان تجویز کننده به یاد می آورم. در عین حال، یادداشت های من به عنوان بازدیدهای مدیریت دارو ثبت می شود، حتی زمانی که افرادی که می بینم اصلاً دارویی مصرف نمی کنند.
استفاده از اصطلاحی مانند «ارائهدهنده»، «نسخهدهنده» و «مدیریت دارو» برای اشاره به من و کاری که انجام میدهم، فقط باعث میشود که من دچار تنش شوم. بله، میدانم که این نارضایتیها ممکن است مانند نارضایتیهای کوچک افراد تحصیلکرده در دنیای جدید توهین و خشم مداوم به نظر برسد. اما قبل از رد کردن این شکایات، برای لحظهای این احتمال را در نظر بگیرید که از این اصطلاحات برای هدفی استفاده میشود که نه تنها جایگاه من را بهعنوان فردی که یک دهه کامل را صرف آموختن یک پزشک و روانپزشک شایسته کودک کردهام، کاهش میدهد. افرادی که توسط روانپزشکان، روانشناسان، پرستاران روانپزشکی و سایر انواع متخصصان پزشکی و سلامت روان خدمات ارائه می کنند.
این اصطلاحات جدید به هیچ وجه به وجود نیامده اند. مطمئناً، بخشی از دلیلی که شرکتهای داروسازی متن آگهیها را از «با پزشک خود صحبت کن» به «با پزشک خود صحبت کن» تغییر دادند، این بود که در حال حاضر تعداد زیادی غیرپزشک با امتیازات نسخهنویسی وجود دارند و صرفاً زمان کافی در این آگهی وجود ندارد. نقطه یک دقیقه ای برای گفتن “با پزشک، یا پزشک پرستار، یا دستیار پزشک، یا در برخی ایالت ها حتی روانشناس خود صحبت کنید”، به خصوص با توجه به همه موارد با این حال، فراتر از آن، تغییر در محیط مراقبت های بهداشتی ما از برتری رابطه تقریباً مقدس بیمار و پزشک به مراقبتی که توسط سازمان های پزشکی شرکتی، شرکت های بیمه عظیم، و خدمات دیکته شده است. دیدگاه های افراطی چند سیاستمدار مستلزم این بود که وضعیت ما پزشکان که هر روز 1:1 با بیماران و مراجعین کار می کنیم چند درجه کاهش یابد. و چه راهی بهتر از تغییر زبان برای انجام این کار؟
اگر فقط یک «نسخهدهنده» هستید، چرا باید یک کارفرمای شرکتی که توسط سرمایهگذاران ریسکپذیر اداره میشود، 30 دقیقه یا بیشتر به شما فرصت دهد تا یک بیمار پیگیریکننده را ببینید در حالی که میتوانید «داروها» را در زمان کمتری انجام دهید؟ اگر شما فقط یک «ارائهدهنده» هستید، چرا یک شرکت بیمه باید به قضاوت شما در مورد اینکه چه چیزی از نظر پزشکی تصمیم درست درمانی برای برخی از الگوریتمهای کامپیوتری است، اعتماد کند؟ وضعیت آنقدر شدید می شود که اکنون حتی بیماران و والدینی دارم که گهگاه از من می پرسند که چرا من از آنها سؤالات شخصی در مورد مواردی مانند آسیب های گذشته، رویکردهای والدینی و مصرف مواد در زمانی که من فقط دوباره پر می کنم، می پرسم.
بخشی از این تقصیر خود ماست. به عنوان روانپزشک، بسیاری از ما به راحتی در نقش کوچک شده جدید نظارت بر علائم و عوارض جانبی قرار گرفتیم و در عین حال اجازه دادیم دیگران (یا هیچ کس) از بقیه افراد و محیط اطراف خود مراقبت کنند. اما زمان در حال تغییر است و به نظر می رسد روانپزشکی آماده است تا قلمروهایی را که از ابتدا نباید واگذار می کردیم، پس بگیرد.
در طول بیش از 20 سال کار روانپزشکی سرپایی من، بسیاری از قرارهای بعدی من واقعاً روی داروها متمرکز هستند و مراقبت روانی دارویی خوب یک مهارت ارزشمند است. گفتنی است، بخش عمده ای از زمان صرف شده در بسیاری از قرارهای ملاقات من، اگر نگوییم بیشتر، به صحبت در مورد زندگی یک کودک و تمام قسمت های متحرک مربوط به مدرسه، والدین، دوستان، خواهر و برادر، صفحه نمایش و فعالیت ها اختصاص دارد. یک روانپزشک خوب بخش درمانگر، مددکار اجتماعی، مدافع، دوست، داروشناس، پزشک پزشکی و سخنران انگیزشی است. به همین دلیل است که ارجاع گاه به گاه این تعاملات ارزشمند به عنوان یک “چک پزشکی” برای بسیاری توهین آمیز به نظر می رسد.
به عنوان یک گروه، باید عقب نشینی کنیم. شاید من به تنهایی نتوانم یک شرکت بزرگ ثبت پزشکی الکترونیکی داشته باشم که از بی ارزش کردن کار من جلوگیری کند، اما شاید یک سازمان حرفه ای بزرگتر مانند انجمن روانپزشکی آمریکا بتواند. شاید تنها یک روانپزشک که از یک موقعیت پرسود اما تضعیف کننده با انجام 20 چک پزشکی در روز، نیازهای شغلی شرکت را تغییر نمی دهد، اما اگر کسی این موقعیت را نگرفت چه می شود؟ شاید در آن صورت بتوانیم تصور پزشکان را که چیزی بیش از توزیع کننده ابزارک های پزشکی هستند کنار بگذاریم و با توجه به امتیازات و مسئولیت های بزرگ، به عنوان متخصصان واقعی مراقبت های بهداشتی دیده شویم.
[ad_2]