01:44 - 2024/08/28

تاریخچه مختصری از ارسال

[ad_1] یهو اسرائیل منبع: ابلیسک سیاه شلمانسر III/ویکی پدیا بود rdj Hr-Xtیا رفتن روی شکم به خط هیروگلیف مصری. در یونانی προσκύνησις یا proskynesis بود. لاتینی ها آن را نامیدند ادوراتیو، پرستش در سانسکریت प्रणाम یا بود پراناما، یا سجده; این...

تاریخچه مختصری از ارسال

[ad_1]

ابلیسک سیاه شلمانسر III/ویکی پدیا

یهو اسرائیل

منبع: ابلیسک سیاه شلمانسر III/ویکی پدیا

بود rdj Hr-Xtیا رفتن روی شکم به خط هیروگلیف مصری. در یونانی προσκύνησις یا proskynesis بود. لاتینی ها آن را نامیدند ادوراتیو، پرستش در سانسکریت प्रणाम یا بود پراناما، یا سجده; این 叩头 بود، یا کوتو، یا به زبان چینی کوتو.

در اواسط پادشاهی میانه در مصر، تقریباً 4000 سال پیش، یک کارمند دولتی به نام سینوهه نزد فرعون خود Senusret I به خانه آمد و در برابر او تعظیم کرد. من اعلیحضرت او را بر تخت بزرگ در درگاه الکتروم یافتم. سپس من را به حالت سجده دراز کردند، بیهوش در مقابل او، در حالی که این خدا با من دوستانه خطاب می کرد. مثل مردی بودم که در غروب گرفتار شده بود، روحم از بین رفته بود، اندامم از کار افتاده بود، قلبم در بدنم نبود. من زندگی را از مرگ نمی دانستم.» پس فرعون گفت: برخیز. سینوهه «خود را روی شکمش می‌گذارد» و «زمین را می‌بوسد.» تا آن زمان، خم شدن خبر قدیمی بود.

تسلیم شدن می تواند با تعدادی از احساسات همراه باشد. شرم، حسادت، تحسین، احترام، تحقیر، خشم و ترس می توانند دخیل باشند. غرور به طور کلی با تسلط و با موضع “سر به بالا” همراه است. علائم تسلیم معمولاً شامل سر و بدن به پایین است.

در گیلگمش حماسه، که بخش‌هایی از آن احتمالاً به قرن 27 قبل از میلاد برمی‌گردد، یک پادشاه باستانی خاور نزدیک قدرت خود را مانند یک گاو وحشی به دست می‌گیرد و عروس‌ها را از دامادهایشان می‌گیرد. او ابتدا با زن مقدر آمیزش می کند و بعد با شوهر. اما گیلگمش توسط انکیدو، الاغ وحشی مردی که مردم را جذب می کند، به رقابت می پردازد. «تمام زمین دور او جمع شده بودند، مردم دور او جمع شده بودند، مردان دور او جمع شده بودند و طوری پاهایش را می‌بوسیدند که انگار بچه‌ای کوچک است.»

خیلی بعد، در وسط 1خیابان هزاره قبل از میلاد، هرودوت هالیکارناسوس در مورد προσκύνησις یا proskýnēsisیا proskynesis در او تاریخچه ها او می دانست که این یک عادت قدیمی ایرانیان است و از آن خوشش نمی آید. آنها به جای سلام کردن با کلمات، دهان یکدیگر را می بوسند. ولى اگر يكى از ديگرى كمتر باشد، گونه‌هاى يكديگر را مى‌بوسند، و اگر يكى از ديگرى اصالت‌تر باشد، در برابر او فرود مى‌آيد و او را مى‌پرستد». ایزوکراتس، خطیب آتنی که چند دهه بعد زندگی کرد، تقریباً همین احساس را داشت: «از آنجایی که آنها تابع قدرت یک نفر هستند، روح خود را در حالت ترسناک و ترسناک نگه می‌دارند و در مقابل درب سلطنتی رژه می‌روند. قصر، سجده می‌کنند و از هر جهت به فروتنی روح می‌آموزند، در برابر مردی فانی به زانو در می‌آیند و او را الوهیت خطاب می‌کنند و به خدایان سبک‌تر از انسان می‌اندیشند. و پس از چند دهه دیگر، هنگامی که اسکندر مقدونی امپراتوری ایران را فتح کرد، جامه و تاج ارغوانی بر تن کرد و انتظار داشت که رعایا تعظیم کنند، دوستان یونانی او از او ناراضی بودند. «مردم تمایز قائل شده‌اند بین افتخارات مناسب برای انسان‌ها و افتخارات مناسب برای خدایان.»

امپراتوران روم، که از یک پیشینه طولانی جمهوری خواهی پیروی می کردند، برای صدها سال رعایای خود را از عارضه ابهام تبرئه کردند. اما در اواخر 3rd قرن، دیوکلتیان بر آن اصرار داشت. او اولین کسی بود که مراسمی را به امپراتوری روم معرفی کرد که به جای آزادی رومی، مناسب استفاده های سلطنتی بود و دستور داد که او را پرستش کنند.

کمی بیش از یک قرن بعد، کنستانتین کبیر پایتخت را از غرب لاتین به شرق یونان منتقل کرد و آداب و رسوم محلی را دوباره برقرار کرد. او همیشه از مردان شجاع و پرانرژی متنفر بود. و جانشینان او، ژوستینیانوس و تئودورا، امپراتوری که از خورش‌ها برداشته شد و در کاخ چیده شد، به سنا دستور دادند که پایین بیاید. «در مورد ژوستینیانوس و تئودورا، همه اعضای مجلس سنا و همچنین کسانی که دارای درجه پاتریسیوس بودند، هر زمان که به حضورشان وارد می‌شدند، روی زمین سجده می‌کردند و به صورت صاف می‌رفتند و دست و پای خود را می‌گرفتند. خیلی دراز می‌شدند و قبل از بلند شدن با لب‌هایشان یک پا را لمس می‌کردند.»

کوتووینگ برای هزاران سال در آسیا ادامه داشت. در پی تهاجم اسکندر به هند، چاندراگوپتا سند و گنگ را زیر یک یوغ گرد آورد و امپراتوری موریا به پا خاست. نخست وزیر چاندراگوپتا، کاوتیلیا، این را در رساله خود نوشت در مورد حکومت: «زندگی یک مرد در خدمت امپراطور به درستی با زندگی در آتش مقایسه می شود: آتش ممکن است قسمتی از بدن یا تمام بدن را بسوزاند، اما امپراطور این قدرت را دارد که تمام خانواده خود را پیش برد یا نابود کند.»

و خم کردن در چین قدیمی تر است. مردم از آن زمان سر خود را به نفع بهتران خود به زمین می کوبند ژو لی یا مناسک سلسله ژو، که در 11 آغاز شدهفتم قرن قبل از میلاد آن ها مناسک بحث در مورد نه درجه انحراف. کوتوله بزرگ که مخصوص یک امپراتور بود شامل سه بار زانو زدن و نه بار لمس سر به زمین بود. و قدرت ماندگاری داشتند. در سال 1793، پادشاه هانوفر انگلستان، جورج سوم، نامه ای از امپراتور چینگ، کیان لونگ دریافت کرد. جورج که اخیراً در جنگ با مستعمرات خود در آمریکای شمالی شکست خورده بود و سرانجام عقل خود را از دست داده بود، اطمینان یافت: “اگر ادعا کنید که احترام شما نسبت به سلسله آسمانی ما، شما را سرشار از تمایل به دستیابی به تمدن، مراسم و قوانین ما می کند. به قدری با شما متفاوت است که حتی اگر فرستاده شما می توانست مقدمات تمدن ما را به دست آورد، شما نمی توانید آداب و رسوم ما را به خاک بیگانه خود پیوند دهید.» سفیر انگلیس هر طور که می خواست انجام داد. او پیشنهاد داد که در برابر امپراتور زانو بزند، همانطور که برای پادشاه خود زانو می زد.

سایر حیوانات می دانند چگونه خمیده شوند. از نظر وسپولوژیست ها، این “آکینزیس” است که شامل خم شدن سر، پاها و آنتن ها می شود. برای پستان شناسان، این «تتانی» است، نوعی دیگر از فلج.

موش‌های مول برهنه، جوندگان کوچک زیرزمینی، بومی شاخ آفریقا و علف‌زارهای استوایی اتیوپی، سومالی و کنیا هستند که در جوامعی با صدها کارگر و یک ملکه تکثیر شده زندگی می‌کنند. او تا دو برابر اندازه کارگران بزرگ می شود و از آنها احترام می خواهد. به آنها هیس می‌کنند و هل می‌دهند، پس از آن با بدن‌های انقباض‌شده و پاهایشان در هوا به پشت می‌روند. این نوع اسپاسم عضلانی غیرارادی یا «تتانی» مدت‌ها پس از ناپدید شدن ملکه ادامه می‌یابد.

باگ ها هم خجالت می کشند. زنبورهای کاغذی در سرتاسر جهان، روی لانه‌های کوچک خمیری ساخته شده از الیاف بازگردانده شده از چوب و گیاهان زندگی می‌کنند. ملکه ها از آنتن های خود برای ضربه زدن به ده ها کمک کننده بر روی سر، شکم، قفسه سینه و چشمان خود استفاده می کنند. و پاسخ معمول فلج یا “آکینزیس” است: کارگران سر، آنتن و پاهای خود را خم کرده و قادر به حرکت نیستند.

حیوانات دیگر در غیر این صورت تسلیم می شوند. آفتاب پرست های محجبه تغییر رنگ می دهند. گوزن آیش جلوی شاخ خود را می گیرد. گرگ ها گوش های خود را پایین می آورند. و سیکلیدهای نرگس، به اندازه کافی عجیب، “سرها را بالا می برند.”

سیکلیدهای نرگس که به عنوان شاهزاده خانم های زامبیا نیز شناخته می شوند، بومی دریاچه تانگانیکا هستند. جفت ماهی های غالب در غارهای زیر آب پرورش می یابند، سپس 1-14 زیردستان به تغذیه و دفاع از نوزادان خود کمک می کنند. وقتی افراد مسلط نزدیک می شوند، سرشان را پایین می اندازند و زیردستان سرشان را بالا می گیرند. در محیط های شلوغ، آن سیگنال های ارسال افزایش می یابد. به تعبیر ایکتیولوژیست هایی که این ماهی ها را مطالعه می کنند، “زمانی که پناهگاه های بیشتری برای فرار وجود داشته باشد، سیگنال های ارسال کمتر رایج است.”

در میان گونه‌ها، زیردستان به چند طریق به افراد غالب واکنش نشان می‌دهند. یکی گم شدن. دیگری پایین رفتن است.

وقتی چاره ای نداری کاوش کن

وقتی نمیتونی بیرون بیای کوتوو.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان