ترنس برای اینکه در روابط و محل کار خود مطمئن تر باشد به درمان آمد. او معتقد بود که اگر بتواند ریشه مشکل را بفهمد، او را از ناامنی خود رها می کند، مانند دود که دور می شود و مسیر روشنی را به جلو نشان می دهد.
ترنس تنها نیست. اکثر مراجعین معتقدند که افراد در روان درمانی از طریق تغییر می کنند بینش– درک جدیدی از خود اما آیا بینش چیزی اساسی را در درون ما تغییر می دهد؟ آیا به ما کمک می کند الگوهای خود را تغییر دهیم و به روش های جدید رشد کنیم؟ پاسخ این است: آن را بستگی دارد.
تحقیقات نشان می دهد که بینش یکی از «فرایندهای تغییر» در روان درمانی است. نکته کلیدی درک این است که یک بینش واقعا چیست، چه چیزی آن را مفید می کند، و چگونه می توان این یادگیری جدید را به رشد واقعی و پایدار تبدیل کرد.
“بینش” چیست؟
«بصیرت» در رواندرمانی به روشهای مختلفی تعریف میشود، اما اکثر کارشناسان معتقدند که این روش جدیدی برای درک تجربه شماست که از نظر احساسی طنینانداز میشود. این یک فکر نیست، بلکه کشفی است که در استخوان های شما طنین انداز است. هنگامی که یک بینش سپیده دم در قالب کلمات بیان می شود، می تواند در روایت های خود (باورها) تجدید نظر کند.
مهم است که بدانیم بینش صرفاً یک تمرین فکری نیست. اگر صرفاً از ذهن خود برای تجزیه و تحلیل خود یا بازسازی یک داستان آشنا استفاده می کنید، ممکن است جالب باشد، اما تغییر دهنده نخواهد بود.
بینش نیاز دارد یادگیری تجربی برخی از بینشها از «پایین به بالا» ناشی میشوند – ابتدا از یک تجربه، که سپس در قالب کلمات بیان میشود (در ذهن درک میشود). این بینشها میتوانند از یک تجربه شگفتانگیز، انجام کاری جدید، یا چرخش به درون و ردیابی مستقیم افکار، احساسات، واکنشها یا رفتار ما در لحظه پدیدار شوند. به عنوان مثال، من به ترنس اشاره کردم که وقتی در مورد نقطه قوت او نظر دادم، او به سرعت موضوع را منحرف کرد. سپس از او خواستم که با این تجربه بماند و آنچه را که آشکار می شود مشاهده کند. احساس کرد خودش را به هم می زند! ترنس متوجه شد که بازخورد مثبت او را تهدید می کند.
بینشها همچنین میتوانند از «بالا به پایین» به دست آیند – با یک سؤال «چرا» شروع میشوند یا زمان حال را به گذشته مرتبط میکنند و سپس حس میکنند که آیا از نظر احساسی در بدن فرو میآید یا خیر. به عنوان مثال، من از ترنس پرسیدم که والدینش معمولاً به دستاوردهای او در دوران رشد چگونه واکنش نشان میدهند. او به یاد آورد که چگونه آنها نمرات خوب و پیروزی های ورزشی او را نادیده گرفتند و به او هشدار دادند که تنبل نشود – او باید بیشتر تلاش کند. تلقین خاطره باعث ایجاد اضطراب شد: او میتوانست ریشههای تاریخی باور «به اندازه کافی خوب» خود را احساس کند.
چگونه بینش تغییر را تسهیل می کند؟
بینش های واقعی که جدید، تجربی هستند و از نظر احساسی طنین انداز می شوند، چشم انداز درونی ما را به روش های مهمی تغییر می دهند و رفتارهای جدید را تحریک می کنند.
تغییرات داخلی با بینش
بینش، به عنوان یک فرآیند کشف، روایت های قدیمی را به هم می زند و تفکر ما را شل می کند. به این ترتیب، تمایل دارد افزایش انعطاف پذیری شناختی. در هسته مشکلات روانی سختی است: روایت های ثابت و الگوهای رفتاری که ما را روی چرخ همستر نگه می دارد. بصیرت می تواند به ما کمک کند که به عقب برگردیم، دیدگاه خود را گسترش دهیم، از افکار خود به عنوان ساختارهای ذهنی آگاه تر شویم. بینش ترنس به او کمک کرد تا ببیند اگرچه باور «به اندازه کافی خوب» او به دلایلی شکل گرفته است، اما «حقیقت» نیست.
بینش ها تجربه ما را به گونه ای سازماندهی مجدد می کنند احساس معنا و خودکارآمدی را افزایش می دهد. ما نیاز عمیقی به ترسیم دنیای عاطفی خود داریم، هم برای درک و هم احساس عاملیت و توانمندی. هنگامی که احساسات دردناک نامی برده نشده است، تجربیات پیچیده ادغام نشده اند، یا درگیر تعارضات حل نشده یا رفتارهایی هستیم که مغایر با ارزش های ماست… تنش درونی ایجاد می کند. اگر بتوانیم به آن تنش متمایل شویم، بینشهای جدید میتوانند روایتهای خودمان را به گونهای اصلاح کنند که بنبست را حل کند و راه جدیدی را به جلو پیشنهاد کند. به همین دلیل است که بینش ها معمولاً ما را آرام می کنند (“آههه”) و امید ایجاد می کنند (“بله!”).
بینشها همچنین میتوانند به عادیسازی تجربه ما کمک کنند و منجر به خود دلسوزی بیشتر و سرزنش و شرم خود را کاهش داد. هنگامی که ترنس به یاد آورد که چگونه والدینش دستاوردهای او را نادیده گرفتند، به نرم کردن منتقد داخلی او کمک کرد. هنگامی که مشتریان PTSD من میآموزند که اضطراب آنها توسط سیستمهای مغزی ایجاد میشود که برای محافظت از آنها در برابر تهدیدات بالقوه طراحی شدهاند، اضطراب خود را نه به عنوان یک ضعف، بلکه بخشی از یک سیستم مقابلهای انطباقی میبینند که توسط تجربیات آسیبزای قبلی تقویت شده است. این بینش ها پذیرش خود را بیشتر می کند و پیوند را با انسانیت باز می گرداند.
انگیزه برای تغییر رفتار
اگرچه ما مسئول رفتار دیگران با ما، عوامل خارجی یا زمینههای اجتماعی که در آن زندگی میکنیم، نیستیم، اما اغلب رفتارهای محافظتی که دیگر سازگار نیستند، ادامه میدهیم. این “رفتارهای ایمنی” می تواند نقش مهمی در گیر ماندن ما داشته باشد. بینش ترنس در مورد اینکه چگونه از بازخوردهای مثبت جلوگیری می کند به او کمک کرد تا ببیند چگونه رفتار خودش او را بسته نگه می دارد. این یک انگیزه قوی برای تغییر رفتار او بود: اگر ترنس بتواند به طور واقعی درک کند که دیگران چگونه از او قدردانی می کنند، ممکن است شروع به از بین بردن باور “به اندازه کافی خوب” او کند.
بینش ها نیز می توانند ارزش های خود را آشکار کرده و ما را در مسیری جدید هدایت می کند. یکی از اولین بینش های من زمانی بود که 9 ساله بودم. من در حیاط خانهام با دوستانم بازی تعقیب و گریز انجام میدادم و همه را به رعایت قوانین راهنمایی میکردم. ناگهان چند نفر از دوستان رفتند. گیج و مضطرب به مادرم گفتم چه اتفاقی افتاده است. او به آرامی گفت: “شما می توانید گاهی اوقات کمی رئیس باشید و این برای دیگران جالب نیست.” این یک تغییر چشم انداز شگفت انگیز برای من بود، و من آن را ابتدا به عنوان یک جرقه از شرم (سالم) احساس کردم. این تجربه به آرامی در اولین بینش تثبیت شد: “اگر من اصرار داشته باشم که کارها را به روش خودم انجام دهم، دیگران را از خود دور خواهم کرد.” مکاشفه دوم به دنبال داشت: “روابط من برای من مهمتر از کنترل است.” این به من انگیزه داد که سعی کنم کمتر رئیس باشم و بیشتر بپیوندم!
وقتی بینش به رفتارهای جدید تبدیل شود، تحول عمیق و پایدار امکان پذیر است. ترنس شروع به آموختن کرد که چگونه آسیب پذیر باشد و از دیگران قدردانی کند – ابتدا از من، سپس با دوستان و همکارانش. برداشتن این علامت توقف، چگونگی تعامل ترنس با دیگران را عمیق تر کرد و ما شاهد شکوفایی حس تعلق، ارزش و اعتماد به نفس او بودیم.
قدرت بینش را مهار کنید
ما گیرندگان منفعل بینش نیستیم: میتوانیم رویکردی را پرورش دهیم که درک خود را به گونهای تسهیل کند که چشمانداز درونی ما و نحوه حضور ما در جهان را تغییر دهد.
با کاوش در زمین Uncharted، بینش را تسهیل کنید
خودشناسی مستلزم ترک «زمینه امن» آنچه آشناست، و قدم گذاشتن در ناشناخته است. این سفر میتواند از طریق تمرینهای دروننگر مانند روزنامهنگاری یا مدیتیشن، گفتگوهای شجاعانه، یا پذیرش تجربیات و خطرات جدید در جهان آشکار شود. همانطور که پیمایش می کنید، تجربه خود را در زمان واقعی مشاهده کنید و نگرش باز بودن، کنجکاوی و پذیرش را به همراه داشته باشید. به آرامی به سمت عدم اطمینان متمایل شوید و خود را تشویق کنید که هم گوشه های دردناک و هم آرزوهای عمیق قلبتان را کشف کنید. قدم زدن در این قلمرو ناشناخته ممکن است (باید!) آسیب پذیر باشد، اما می تواند عمیق و هیجان انگیز باشد. این زمین مقدس عمیق ترین ارزش های ما است که رشد واقعی در آن ریشه می گیرد.
از بینش برای ساختن روایت های مفید استفاده کنید
در مورد چگونگی ادغام یک کشف جدید در روایت های خود (باورها) متفکر باشید. بازگشت به داستان های آشنا و محافظ آسان است. همانطور که یک تجربه را در قالب کلمات بیان می کنید، روایت هایی را تقویت کنید که ارزش های شما را روشن می کند، شفقت خود را عمیق تر می کند، به شما کمک می کند سهم خود را داشته باشید و الهام بخش تغییر رفتار باشید. از خود بپرسید: آیا روایت جدید من به من کمک می کند شجاعانه خود را گسترش دهم و معنا و ارتباط بیشتری ایجاد کنم؟ یا باعث سرزنش، منقبض شدن، اجتناب یا سختتر شدن من میشود؟ روایات مفید مبتنی بر بینش باید افق های مورد نظر را تقویت و آشکار کند، نه اینکه داستان های غیر مفید را تقویت کند.
بینش خود را در رفتار جدید بیان کنید
مردم اغلب با “آها!” (درک جدید) و موفق به انجام اقدامات بیشتر. در عوض، خود را به چالش بکشید: این بینش چه رفتارهای جدیدی را القا می کند؟ به عنوان مثال، ترنس شفقت به خود را تمرین کرد و بازخورد مثبت را پذیرفت. یاد گرفتم چطور از دوستانم بپرسم آنها می خواست بازی کند تغییر رفتار می تواند چالش برانگیز باشد، اما به این ترتیب ما از حلقه های بازخورد مثبت رشد پایدار اطمینان می دهیم. با تعامل متفاوت، تجربیات و بینشهای جدیدی ایجاد میکنیم که روایتهای ما را تغییر میدهند و به دگرگونی بیشتر دامن میزنند. این گونه است که معنای جدید به طور کامل زنده می شود.