[ad_1]
در مجموعه پستهایم درباره منشأ و تکامل خنده – آوازی که با آن احساس آسیبپذیری مشترک را بیان میکنیم – این موضوع را بیان کردم که این رفتار ارتباطی برای اولین بار در حدود 16 میلیون سال پیش در جد مشترک همه میمونهای بزرگ پدید آمد. از جمله اورانگوتان ها، گوریل ها، شامپانزه ها و انسان ها. اگر درست است، و فرض کنید که حیوان خانگی شما به یکی از سه گروه اول تعلق ندارد (و امیدوارم به خاطر همه نباشد)، ارسال آن پیام به گربه یا سگ یا طوطی یا هر موجود دیگری که شما را تهدید می کند منطقی نیست. اتفاق می افتد به زندگی مشترک با. ما به سادگی انتظار نداریم که آنها پیام ارسال شده را درک کنند.
منبع: شهروند خوب / Pexels
راحتی موجود
بنابراین، سوال این است که چرا ما به مزخرفات حیوانات خانگی خود، به طور خاص، و به طور کلی سایر حیوانات می خندیم؟ من شک دارم که این مورد برای هزاران سال بوده است. اجداد دوردست ما مطمئناً فرصتی داشتند که به همراهان شکار سگی که در نزدیکی آتش اردوگاههایشان و در نهایت وارد غارهایشان بودند، بخندند. همین امر احتمالاً در مورد اولین گربههای اهلی که اولین خانهها، اصطبلها و سطلهای ذخیره غلات را عاری از موش نگه داشتند، صادق بود. امروز، نوادگان چهار پا آنها نه تنها به صورت حضوری، بلکه در داستانها، کارتونها و فیلمهایی که همگی برای سرگرمی ما ساخته شدهاند، ما را سرگرم میکنند. کسانی که به اینترنت دسترسی دارند میلیونها ویدیو با مضمون حیوانات دارند که میتوانند حداقل لبخند را به روی لبهای ما بیاورند، اگر نگوییم خنده، قهقهه، یا گاف. پس چه خبر است؟
انتقال حس سرگرمی به همراهان اهلی ما واقعاً نباید حتی برای صاحبان غیر حیوان خانگی تعجب آور باشد. انسان ها تقریباً به طور قطع بوده اند صحبت کردن به حیوانات خانگی خود برای مدت طولانی و تعداد کمی از ما فکر می کنیم که این کمترین چیز عجیب و غریب است. ما می دانیم که سگ ها (و چند گونه دیگر) می توانند کلمات یا عبارات خاصی را با جهت های خاصی مانند “بیا” یا “از آنجا پایین بیا!” یا “واکشی” و آنها به طور مشابه نام افراد را تشخیص می دهند، اما منظور من این نیست. این همه چیزهای دیگری است که ما می گوییم که برای آنها کمی منطقی نیست. “آن بیرون سرد به نظر می رسد … بهتر است ژاکت سگ خود را بپوشیم” یا “آیا می خواهید به عمو بیل در کارولینای شمالی بروید؟” یا مثلاً «چند روز دیگر برمیگردم». این واقعیت که ما تلاش میکنیم تا به این طریق ارتباط برقرار کنیم، نشان میدهد که چگونه این روابط به اندازه روابطی که با دوستان و خانواده حفظ میکنیم صمیمی و مهم هستند، زیرا … خوب، ما معمولاً در مورد حیوانات خانگی خود اینگونه فکر میکنیم.
ما از آنها مراقبت می کنیم و آنها نیز به نوبه خود مراقب ما هستند. ما به راحتی با آنها همدلی می کنیم و زبان بدن و حالات چهره آنها را می خوانیم تا از وضعیت عاطفی آنها مطلع شویم، درست همانطور که با اعضای هم نوع خود انجام می دهیم. و تا جایی که می توانند همین کار را می کنند. بنابراین، ما آسیبپذیریهای فیزیکی، عاطفی، شناختی و اجتماعی را به آنها فرافکنی میکنیم – گاهی اوقات با دلیل موجه و گاهی نه – همان آسیبپذیریهای فیزیکی، عاطفی، شناختی و اجتماعی را که داریم، و وقتی این آسیبپذیریها برجسته میشوند، مانند اعضای خانواده انسانیمان با خنده پاسخ میدهیم. فوری و تمدید شده این انسانسازی است، نسبت دادن ویژگیها و تواناییهای انسانی به شکلهای حیات غیرانسانی، و حتی گاهی اوقات اشیای بیجان.
بنابراین، هنگامی که همراهان ما لیز میخورند و میلغزند و سعی میکنند روی کف چوبی تازه واکسکاریشده بدوند، ناامیدی آنها را درک میکنیم و احساس «خجالت» در آنها ایجاد میکنیم. ما احساس می کنیم که وضعیت آنها کمی پایین می آید و سپس “خنده بلند” دلسوزانه ارائه می دهیم. اگر آنها مبهوت یا مضطرب یا هراسان شوند، ما میفهمیم که در حال گذراندن چه چیزی هستند. هنگامی که آنها گیج می شوند یا نمی توانند یک معمای به ظاهر آسان را حل کنند (اگر فقط برای ما باشد)، به همین ترتیب یک محدودیت قابل تشخیص را آشکار می کند. همین امر صادق است اگر آنها در رابطه با هم نوع خود یا یکی از ما نارساییهای اجتماعی از خود نشان دهند. ما ناراحتی آنها را متوجه خواهیم شد یا یک واکنش انسانی معمولی را به آنها نسبت می دهیم. و هر زمان که ما خندهای حمایتکننده و اطمینانبخش به همنوعان ارائه میکنیم، به همین ترتیب مجبور هستیم آن را با دوستان حیوان خود به اشتراک بگذاریم.
ما میتوانیم به دلایل دیگری نیز بخندیم، همانطور که با مردم انجام میدهیم. هنگامی که سگ یا گربه ای کاری غیرعادی آکروباتیک یا قهرمانانه یا هوشمندانه انجام می دهد، ممکن است با “خنده خود بلند” پاسخ دهیم. در آن صورت، آنها بالا آمدن ایستادن رابطه وضعیت قبلی را مختل می کند و ما در پی آن هستیم که با یادآوری مجدد به آنها و دیگران موضع خود را تأیید کنیم که حتی اکنون هم برتر از آنها نیستیم. و اگر دوست پشمالوی ما کمی بیش از حد پر از خود شود، کمی مغرور شود، و سپس کمی نارسایی نشان دهد، کمی “خنده کم کردن” مناسب به نظر می رسد.
کراکر حیوانات
منبع: Zepp's Project / Pexels
با توجه به این تمایلات، منطقی است که بخش قابل توجهی از شوخ طبعی رسمی ما به حیوانات مربوط می شود. کارتون هایی با بازی Bugs Bunny، Daffy Duck، Pepé Le Pew، و Foghorn Leghorn، بدون در نظر گرفتن مزخرفات تیم کمدی Wile E. Coyote و The Road Runner، نسل ها را سرگرم کرده است. فیلمهای انیمیشنی مانند «در جستجوی نمو»، «پاندای کونگ فو کار»، «بالا» و «عصر یخبندان» همگی دارای شخصیتهای اصلی و حامی حیوانات بودند. کمدی های غیرانیمیشن تلویزیونی و سینمایی نیز مخاطبانی را جذب می کنند که تماماً روی ستاره های غیرانسانی خود سرمایه گذاری می کنند. در هر مخمصهای که باشند، ما آزمایشها و پیروزیهایشان را درک میکنیم و مانند همتایان انسانیشان با خنده پاسخ میدهیم.
جستجوی ویدیوهای «حیوانات خندهدار» در YouTube میتواند شما را مجبور کند ساعتها، اگر نه روزها، پیمایش کنید. در اینجا فقط چند مورد است که اخیراً توجه من را جلب کرده است. ببینید آیا میتوانید تغییری در وضعیت آنها، به بالا یا پایین، تشخیص دهید. روی هر پیوند راست کلیک کرده و “open in new window” را انتخاب کنید. لذت ببرید.
هوادار فوتبال؛ فیض ناب؛ چسباندن فرود; تکان دادن آن. استپر یواشکی
© جان چارلز سیمون
[ad_2]