02:05 - 2024/10/08

برای شام صبحانه بخورید: مهمتر از چیزی است که می دانید

[ad_1] منبع: رایان مورنو/Unsplash چند ماه پیش سفر شفای خود را آغاز کردم. اگر فکر می کنید این مقاله برای شما مناسب نیست زیرا شفا فقط برای کسانی است که به نوعی آسیب دیده اند، باید به خواندن ادامه دهید. شفا کاری است که ما انجام می دهیم تا به...

برای شام صبحانه بخورید: مهمتر از چیزی است که می دانید

[ad_1]

منبع: رایان مورنو/Unsplash

منبع: رایان مورنو/Unsplash

چند ماه پیش سفر شفای خود را آغاز کردم.

اگر فکر می کنید این مقاله برای شما مناسب نیست زیرا شفا فقط برای کسانی است که به نوعی آسیب دیده اند، باید به خواندن ادامه دهید.

شفا کاری است که ما انجام می دهیم تا به خود واقعی خود برگردیم – جوهر آنچه هستیم. من آن را کودک درون می نامم. شما ممکن است آن را خود اصلی یا واقعی یا روح خود بخواهید.

به این ترتیب، شفا برای همه از ما چون زندگی ما را از خودمان دور می کند.

به بچه کوچکی که وارد دنیا می شود فکر کنید. آنقدر خالص که به نظر می رسد انگشت کثیف اثری از خود به جای می گذارد. آنقدر شکننده است که صدای بلندی آرامش آن را به صدا در می آورد.

سپس، دارت شروع می شود. و به آمدن ادامه می دهند. هیچ کس از فرورفتگی ها و خراش های زندگی در امان نیست.

آن بچه کوچولویی که من و تو زمانی بودیم، کمی به این طرف می پیچد و کمی آن طرف خم می شود. به آنچه دنیا می‌خواهد تغییر شکل می‌دهد، که با آنچه که می‌خواهد بسیار متفاوت است، زیرا جهان برای شکوفایی خود ساخته نشده است.

اکثر ما به دروازه های اواسط بزرگسالی می رسیم و احساس می کنیم با خود غریبه هستیم.

ما تعجب می کنیم که کی هستیم و می خواهیم در این زندگی چه کنیم. به عنوان یک مربی، با صدها زن که برای یافتن هدفشان کمک می خواهند، نشسته ام.

چیزی که آنها واقعاً به آن نیاز دارند، شفای کودک درونی است که به نوعی احساس اشتباه یا بد یا ناکافی می کند. آنها باید کاری کنند که آن را دوست داشته باشند و ببینند که چه کسی است و ارزش آنچه را که می خواهد دارد. آن‌ها باید آن را از پیام‌هایی که برای مدت طولانی دریافت می‌کردند آزاد کنند تا به یک پدرسالاری درونی تبدیل شده‌اند که لذت زندگی را می‌کشد.

در دوران جوانی من، این مردسالاری درونی شکل یک اختلال خوردن را به خود گرفت که تقریباً بیش از یک بار مرا کشته بود. وظیفه فرزند درونم این بود که مطمئن شود کمتر غذا می خورم، زیرا به این باور رسیده بود که کمتر خوردن تنها راه جلب عشق است.

بعدها، نقش‌ها را تغییر داد و به بهترین شکل می‌توانم آن‌ها را به عنوان کارگردان ظالم یک فیلم توصیف کنم، که با تخته‌ای که با هر اشتباه کوچکی پایین می‌آمد، راه می‌رفت. دو تا تبدیل به Take 102 شد، و من در 50 سالگی بودم و هنوز منتظر ماندن زندگی ام بودم.

اگر به هر یک از اینها مرتبط هستید – به الگوهای کامل کردن و خوشایند کردن، فشار دادن و اثبات کردن، کنترل و مقایسه کردن، لبخند بزنید و به خودتان بگویید که این هدف شما در این زمان است

از شما خواسته شده است که فرزند درونتان را ناز و نوازش کنید. بی قید و شرط دوست داشتنش برای نیازهایش ارزش قائل شود و بخواهد. و به آن به عنوان زیباترین چیزی که وظیفه محافظت از آن را بر عهده گرفته اید، جایزه بدهید.

برای من، این به معنای خوردن صبحانه برای شام زمانی است که دلم می خواهد. توقف در شیرینی فروشی در راه خانه، زیرا شیرینی ها پاداشی برای «خوب بودن» نیستند. آنها ابراز عشق هستند

این نوشتن چیزی است که به من می رسد تا آنچه باید بنویسم (در حالی که قاضی درونی من بالای شانه من می نشیند و هر فکری را حتی قبل از اینکه به صفحه برسد تصحیح می کند).

خوابیدن به این دلیل است که صبحگاهی نمی‌کنم یا بدون احساس گناه بی‌فایده هستم. یا احساس گناه و امتناع از سرگرم کردن آن. حتی بهتر از آن، تماشای درام آن به عنوان یک شخصیت کوچک احمقانه در یک نمایش کمدی.

توقف در پیاده‌روی صبحگاهی‌ام برای گفت‌وگو یا نوازش سگ یا عکس گرفتن از آن خیابانی است که دوست دارم در آن قدم بزنم، همانطور که خورشید از میان درختان طلوع می‌کند و بر علف‌های پر شبنم می‌تابد.

زندگی در دنیایی است که مری الیور آن را به عنوان “اعلام جایگاه شما در خانواده اشیا” توصیف می کند. این است که احساس کنم به من تعلق دارم و متکی به آن حقیقت ظاهر شوم زیرا می دانم که وقتی این کار را نکنیم، خواستار می شویم. و ما شروع به اثبات می کنیم.

در پایان روز، این است که خودم را آنقدر دوست داشته باشم که به نیازها و خواسته های فرزند درونم احترام بگذارم، انگار که اهمیت دارند. و می دانید چیزی که من پیدا می کنم این است که بیشتر چیزی که می خواهد بسیار معصوم و بی ضرر است. نوع درخواستی که یک والدین امن به ندرت در برابر آن مقاومت می کنند.

دیدگاه های شخصی خواندنی های ضروری

من یاد می‌گیرم که برای فرزند درونم آن جور پدر و مادری باشم تا آنقدر به من اعتماد کند که در صورت نیاز آن را راهنمایی و اصلاح کنم. من از شما دعوت می کنم که به هر روشی که برای شما مناسب است، همین کار را انجام دهید!

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان