کارهایی وجود دارد که ما هر روز بدون فکر کردن در مورد آن انجام می دهیم. ما برای کل خانواده غذا می خریم. درب را برای کسی باز نگه می داریم. ما ساندویچ های صبحانه را برای فرزندانمان درست می کنیم. برخی از ما ابزاری را در یک ارکستر بازی می کنیم. دیگران مرتباً خون می دهند.
همه این فعالیت ها را می توان در یک عنوان گروه بندی کرد: ما با هم کار می کنیم و به یکدیگر کمک می کنیم. به عبارت دیگر ، رفتار ما به نفع افراد دیگر است و ما اغلب در عوض از آن سود می بریم. بعضی اوقات ، ما به هیچ وجه از اعمال خود چیزی به دست نمی آوریم ، مانند وقتی که خون می دهیم.
در حالی که مدتهاست مشخص است که نه تنها انسان بلکه حیوانات با یکدیگر همکاری می کنند، تصور شده است که کمک به انسان منحصر به فرد است. کمک به یک رفتار اجتماعی است که به نفع شما نیست بلکه فقط شریک زندگی شما است. روش های مختلفی برای کمک به شما وجود دارد: شما می توانید به شریک زندگی خود اطلاعات مهمی بدهید ، می توانید غذا را به اشتراک بگذارید ، می توانید به او کمک کنید تا به یک هدف برسد و می توانید او را راحت کنید. برای همه اینها ، شما به دو چیز نیاز دارید: شما باید درک کنید که مشکل چیست – آنچه شریک زندگی شما به آن نیاز دارد و می خواهد. و ثانیاً ، شما ، به عنوان یاور ، برای کمک به انگیزه نیاز دارید (Bräuer ، 2015).
انسانها ، شامپانزها و سگها
فرزندان انسانی یاران متولد می شوند. روانشناس فلیکس وارنکن با تحصیلات خود در مورد نوزادان مفید ، دنیای علمی را در سال 2006 شگفت زده کرد. کودکان در مطالعه Warneken یک و نیم ساله بودند و به سختی می توانستند راه بروند. با این حال ، آنها با تمایل به انتخاب یک مداد افتاده هنگامی که یک فرد بالغ به آن رسید. یا وقتی دستانش را پر کرد ، یک درب کمد را برای او باز کردند.
و بچه های کوچک فقط این کار را برای والدین یا خواهر و برادران خود انجام نمی دهند. آنها همچنین دوست دارند به غریبه ها کمک کنند (وارنکن و همکاران 2006). بنابراین ، فرزندان انسانی هم انگیزه کمک به شما و درک آنچه را که لازم است دارند.
شامپانزه ها همچنین به یکدیگر کمک می کنند: آزمایش ها نشان داده اند که آنها درهای باز برای یکدیگر و به اعضای گروه خود کمک کنید تا غذا یا ابزارهای مورد نیاز خود را دریافت کنند (Melis et al. 2006 ؛ Yamamoto et al. 2012). اما شامپانزه ها برای انسان کمتر مفید هستند: آنها یک ابزار پنهان به انسان نشان می دهند تا انسان بتواند برای آنها غذا بخورد. اما اگر انسان به ابزاری برای گرفتن پاداش برای خودش نیاز داشته باشد ، آنها این کار را متوقف می کنند. بنابراین ، شامپانزه ها به وضوح مشکل را درک می کنند اما گاهی اوقات مایل به کمک به دیگران نیستند (بولینگر و همکاران 2011).
سگها برعکس هستند. آنها بسیار انگیزه دارند تا خوشحال شوند اما اغلب مشکل را درک نمی کنند. بنابراین ، ما آزمایشی را برای سگها ایجاد کردیم تا نیاز انسان را تا حد ممکن نشان دهند. سؤال این بود که آیا سگها با فشار دادن یک دکمه روی زمین ، یک درب پلکسی گلاس را به یک اتاق برای یک انسان باز می کنند. در اتاق هدف ، یک کلید وجود داشت که انسان می خواست.
اگر انسان به سگ با کلمات و زبان بدن شدید هشدار داد ، درب پلکسی گلاس را تکان داد ، دست خود را برای کلید نگه داشت ، یا به کلید اشاره کرد ، سگها کمک کردند. آنها را باز کردند. سگها این رفتار را بارها و بارها تکرار کردند ، حتی وقتی که مستقیماً به خاطر آن پاداش نمی گرفتند. اگر انسان بدیهی نمی خواست کلید ، به عنوان مثال ، اگر انسان در حال خواندن یک روزنامه بود ، در را باز نکردند (Bräuer et al. 2012). همچنین ، سایر مطالعات جدید نشان می دهد که سگ ها برای کمک به کمک به آنها انگیزه دارند اما در درک اوضاع مشکل دارند (ون بورگ و همکاران 2020).
کمک به موش ها
بنابراین ، کودکان این کار را انجام می دهند ، شامپانزه ها این کار را انجام می دهند (وقتی احساس می کنند) ، سگها این کار را می کنند (وقتی مشکل را درک می کنند)-اما طبق یک مطالعه کاملاً جدید ، موش ها نیز به یکدیگر کمک می کنند (Sun et al. 2025).
افراد با توجیهی روبرو شدند که مرده ، ناخودآگاه یا بی حرکت بودند. اگر آنها آشنا بودند ، حیوانات از آنها مراقبت می کردند: آنها نزدیک شدند ، حیوان بی حرکت را خراب کردند و خز آن را لیسیدند. به نظر می رسید که افراد روی صورت و گلو تمرکز می کنند ، چشم شریک زندگی را لیس می زنند یا دهان خود را گاز می گیرند. در بیش از نیمی از محاکمات ، یاران حتی زبان را از دهان شریک ناخودآگاه بیرون کشیدند و به طور موثری راه هوایی را گسترش دادند. و اگر یک شیء در دهان قربانی وجود داشت ، ماوس کمک می کرد که معمولاً آن را برداشته است.
این رفتار در واقع مفید بود: موشهایی که تحت بیهوشی قرار می گرفتند که از این طریق مراقبت می شدند ، در واقع سریعتر از موش ها بدون کمک چنین کمک می کردند. مهمتر اینکه ، به محض بهبود حیوانات ، یاران از مراقبت از آنها دست کشیدند. به عبارت دیگر ، موش ها فقط تا زمانی که لازم بود کمک کردند.
بنابراین ، این جوندگان کوچک آشکارا برای کمک به آنها انگیزه دارند. آیا آنها واقعاً مشکل ناخوشایند ناخودآگاه خود را درک می کنند و سعی می کنند آن را حل کنند؟ این بعید است نویسندگان پیشنهاد می کنند که کمک به اعضای گروه بی پاسخ ممکن است یک رفتار ذاتی در موش ها باشد.
اما این که آیا موش های کمک کننده می دانند که چه کاری انجام می دهند ، کمک به انسان به وضوح منحصر به فرد نیست و در پادشاهی حیوانات از آنچه قبلاً تصور می شد گسترده تر است.