[ad_1]

من امتیازات زیادی به دست آورده ام. برخی واضح هستند. من به عنوان یک مرد سفید پوست در آمریکا ، سعی می کنم به یاد داشته باشم که بسیاری از آنها آنچه را که من در نظر می گیرم ندارند. دیگران کمتر آشکار هستند. من به عنوان یک استاد دانشگاه مستقل ، من از آزادی فکری و امنیت حرفه ای برخوردار هستم که بسیاری نمی توانند تصور کنند.
یک امتیاز ، فایده کار با افراد جوان و باهوش هر روز است. این یک احساسات هک شده است که بگوییم من بیشتر از آنچه از من یاد می گیرند از دانش آموزانم یاد می گیرم ، اما من سعی می کنم آن حقیقت را زندگی کنم. یک تجربه اخیر باعث شده است که من از این امتیاز بیشتر از همیشه آگاه باشم.
آموزش تفکر انتقادی
من یک مصرف کننده مشتاق پادکست ها هستم ، که سالها پیش من را با شک و تردید علمی آشنا کرد. برنامه هایی مانند “راهنمای Skeptic به جهان” ، ورود من به حرکتی از تحقیق علمی ، تفکر انتقادی و آموزش مصرف کننده بود. من یک دوره در تفکر انتقادی و شک و تردید را پیشنهاد کردم ، که بیش از یک دهه است که تدریس می کنم و اکنون بیش از 200 دانش آموز در سال جذب می شود.
این دوره بر اساس علل عصبی ، روانی و فرهنگی در پشت سرنوشت ساخته شده است – اساساً ، “چرا افراد باهوش اغلب چنین چیزهای عجیب و غریب (و اشتباه) را باور دارند؟”
در مورد اشتباه بودن
مردم واقعاً دوست ندارند اعتراف کنند که اشتباه می کنند. برخی از آنها به جای تأیید خطا ، فاجعه را به خطر می اندازند ، به خصوص اگر هویت آنها در اطراف هر آنچه که در آن وجود دارد ساخته شده باشد. ارائه شده با شواهد و مدارکی که با اعتقادی رد می شود ، بسیاری در نهایت به اعتقاد قوی تر می رسند. ما مجبور شدیم روش علمی را اختراع کنیم تا مردم محیطی ایمن داشته باشند که در آن بتوانند اشتباه کنند.
سعی می کنم دوره را در همان نت به پایان برسانم. اگر یک غذای آماده از کلاس وجود داشته باشد ، اشتباه است که اشتباه است. اشتباه بودن باید پذیرفته شود. خطا اولین قدم برای دانش است. کلاس بررسی های خوبی و ثبت نام بالایی دارد ، اما من نمی دانم که آیا این ذهن را تغییر می دهد یا خیر. کمتر کسی در مورد شک و تردید کلاس می گیرد که قبلاً شک و تردید نبودند. اما من اخیراً تجربه ای را تجربه کردم که رویکرد این دوره و استراتژی های مصور را برای کمک به مردم در آغوش گرفتن از ناسازگاری تأیید کرده است.
تغییر ذهن
این دوره با یک پروژه باز پایان می یابد. دانشجویان می توانند هر چیزی را ارسال کنند ، تا زمانی که آموزشی باشد ، مربوط به دوره و خلاق باشد. من همه چیز را از نمایش پرده های معمولی گرفته تا هنر اصلی ، از نمایشنامه های یک کاره گرفته تا آهنگ های رپ دریافت کرده ام. این ترم گذشته دو دانش آموز مقاله های ویدیویی را در مورد چگونگی تأثیر این دوره بر تفکر آنها ارسال کردند. آنها نمی توانستند متفاوت تر باشند. یکی ، “جین” (نام او) ، یک زن لیبرال از رنگ بود. دیگری ، “جان” (همان) ، یک مرد سفید پوست محافظه کار بود. و هر دو فصاحت گفتند که چگونه این دوره باعث شد تا آنها اعتقادات اصلی را زیر سوال ببرند. جین فکر کرد که قدرت روانی دارد و می تواند ذهن را بخواند. اما بعد از این دوره ، او فهمید که ، در حالی که او یک ناظر مشتاق بود ، “قدرت” او به دلیل تعصب تأیید بود. جان در چندین تئوری توطئه خریداری کرد. اما وی اعتراف کرد که ، با وجود اختلافات سیاسی ما ، او فهمید که او توسط تبلیغات بامبواز شده است.
دروس آموخته شده
دریافت یک پاسخ از این دست روشنگر بود ، اما گرفتن دو نفر ، از اهداف مختلف طیف سیاسی ، مکاشفه بود. این پاسخ ها حاکی از آن است که اهداف اصلی این دوره ، برای توانمندسازی مردم برای زیر سوال بردن عقاید خود و سایر افراد ، برآورده می شود. هر مربی در بعضی مواقع فکر کرده است ، “آیا من تغییر می کنم؟” آن موارد نادر که می بینیم که انجام می دهیم گرامی دارند. اما به طور قابل توجهی ، این به من این امکان را داد که این سؤال را در نظر بگیرم: در مورد رویکرد این دوره که به موفقیت آن اجازه می دهد چیست؟ چند امکان:
- امکان 1: اعتقاد را زیر سوال ببرید ، نه مؤمن. برای هر اعتقاد مشکوک به کلاس ، خواه Bigfoot یا Homeopathy باشد ، من تأکید می کنم که مؤمن به اندازه هر کس دیگری قربانی است. بسیار مهم است که هیچ کس احساس حمله کند تا مبادا اعتقاد دروغین را دو برابر کنند. آنها باید درک کنند که آنها اعتقادات آنها نیستند و تغییر ذهن شخص تغییر نمی کند که شما هستید.
- امکان 2: هیچ چیز شخصی نیست ؛ این فقط تکامل است. موضوع دیگر این است که دلیل اینکه ما به چیزهای اشتباه اعتقاد داریم این است که ما به آن تکامل یافته ایم. ما به عنوان یک گونه صدها هزار سال پیش ، در محیطی که به نفع پاسخ های سریع و به طور کلی قابل استفاده برای سؤالات زندگی و مرگ بود ، بزرگ شدیم. و آنچه شما اعتقاد داشتید برای عضویت در یک گروه ، عضویت که برای بقا نیز مهم بود ، اساسی بود. اما امروزه فکر گروهی سم است ، و احتمالاً پاسخ های سریع و ساده اشتباه است ، شاید به طرز فاجعه آمیز چنین باشد. شما احمق نیستید که به چیزی اشتباه اعتقاد دارید. شما فقط کدی را دنبال می کنید که برای هزاره مرتبط نبوده است.
- امکان 3: روایت بهتری ارائه دهید. واقعیت ها بلوک های ساختمانی هستند ، اما به خودی خود ، آنها خیلی قانع کننده نیستند. مردم در داستان ها ، در روایت ها فکر می کنند. یک اعتقاد دروغین ، که از واقعیت پشتیبانی نشده اما روایتگر قانع کننده است ، بر یک واقعیت پوشیده از آهن اما روایتگر استریل پیروز خواهد شد. شما باید این حقایق را در روایت خودشان ببندید. به عنوان مثال ، دولت درگیر فعالیت های ضد اطلاعاتی برای سرگرمی صنعت با تنظیم مقررات نیست ، به همان اندازه که این صنایع برای ایجاد این برداشت برای به دست آوردن دست آزاد در بهره برداری از مصرف کنندگان تلاش کرده اند.
- احتمال 4: ضرر چیست؟ هیچ چیزی به عنوان یک باور نادرست اشتباه وجود ندارد. برخی آشکارا خطرناک هستند ، مانند این باور که واکسن ها به دلایل ناخوشایند اما نامشخص عمداً پر از سموم هستند. برخی دیگر ، مانند اعتقاد به ارواح ، شاید کمتر از این هستند. اما حتی یک اعتقاد به ظاهر ناعادلانه اشتباه ، مؤمن را به پذیرش مفاهیم غیر منطقی که ریشه در شواهد ندارند ، می پذیرد. و افراد فرصت طلب زیادی وجود دارند که برخی از آنها اکنون به سمت موقعیت های بلند قدرت بالا رفته اند و به دنبال استفاده از جمعیتی با مهارت های تفکر انتقادی آتروفی یا وجود نیست. جین در مقاله خود به خوبی گفت: “اگر من این دوره را نگرفتم ، من همچنان نادان بودم. چه چیز دیگری می توانم برای آن افتاده باشم؟ “
و لازم نیست استاد باشید یا برای استفاده از این ابزارها دوره ای را طی کنید. هر کس می تواند از این موارد برای تغییر ذهن ، یک ذهن در هر زمان استفاده کند.
[ad_2]