16:14 - 2024/09/09

استفاده از Neuroplasticity برای مدیریت ADHD

[ad_1] اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) مدت‌هاست با داروهای محرک مانند آدرال و ریتالین درمان می‌شود. این داروها در بهبود تمرکز و مدیریت تکانشگری برای بسیاری از افراد موثر بوده است. با این حال، یافته های اخیر نشان می دهد که استفاده طولان...

استفاده از Neuroplasticity برای مدیریت ADHD

[ad_1]

اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) مدت‌هاست با داروهای محرک مانند آدرال و ریتالین درمان می‌شود. این داروها در بهبود تمرکز و مدیریت تکانشگری برای بسیاری از افراد موثر بوده است. با این حال، یافته های اخیر نشان می دهد که استفاده طولانی مدت از داروهای محرک ممکن است خطرات سلامتی، به ویژه در مورد قلب را به همراه داشته باشد. مطالعه ای که در جلسه علمی سالانه کالج قلب و عروق آمریکا ارائه شد نشان داد که بزرگسالان جوانی که داروهای محرک تجویز می کنند در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به کاردیومیوپاتی هستند، وضعیتی که با تضعیف عضله قلب مشخص می شود. در حالی که خطر کلی کم است، یافته‌ها بر نیاز به بررسی گزینه‌های درمانی جایگزین که می‌تواند وابستگی به دارو را کاهش دهد، به ویژه برای مدیریت طولانی‌مدت ADHD، تاکید می‌کند.

Neuroplasticity – توانایی مغز برای سازماندهی مجدد خود با ایجاد اتصالات عصبی جدید – فرصتی هیجان انگیز برای کمک به مدیریت ADHD از طریق مداخلات غیردارویی ارائه می دهد. با به کارگیری انعطاف پذیری عصبی از طریق آموزش شناختی و سایر درمان های رفتاری، افراد می توانند توجه، خودتنظیمی و کنترل تکانه را بهبود بخشند و به طور بالقوه اتکای خود را به داروهای محرک کاهش دهند. در این پست، چگونگی استفاده از مداخلات مبتنی بر نوروپلاستیسیتی را برای مدیریت ADHD بررسی خواهیم کرد و چرا ممکن است توجه به این رویکردها با توجه به نگرانی‌های اخیر در مورد داروهای محرک مهم باشد.

منبع: Snizhana/Adobe Stock

دانش آموز نوجوانی که قرص مصرف می کند.

منبع: Snizhana/Adobe Stock

درک خطرات استفاده طولانی مدت از محرک ها

مطالعه اخیر ارائه شده در جلسه علمی سالانه کالج آمریکایی قلب و عروق نشان داد که افرادی که داروهای محرک برای ADHD تجویز می‌کنند در مقایسه با افرادی که داروهای محرک برای آنها تجویز نشده است، به طور قابل توجهی بیشتر در معرض ابتلا به کاردیومیوپاتی هستند. بر اساس این مطالعه، احتمال ابتلا به کاردیومیوپاتی پس از یک سال در افرادی که از محرک‌ها استفاده می‌کردند، 17 درصد و پس از 8 سال، 57 درصد بیشتر بود. کاردیومیوپاتی، وضعیتی که باعث ضعیف شدن عضله قلب و پمپاژ کمتر موثر آن می شود، می تواند در طول زمان منجر به خستگی و محدودیت توانایی فیزیکی شود (ناپولی، 2024).

در حالی که شیوع کلی کاردیومیوپاتی نسبتاً پایین باقی می ماند – که کمتر از 1٪ از افرادی را که داروهای محرک تجویز می کنند تحت تأثیر قرار می دهد – این یافته ها سؤالات مهمی را در مورد ایمنی طولانی مدت این داروها ایجاد می کند. نویسنده اصلی این مطالعه، پائولین جرارد، تاکید کرد که اگرچه خطر کوچک است، اما پزشکان باید هنگام تجویز داروهای ADHD از آن آگاه باشند. با توجه به اینکه بسیاری از بیماران از دوران کودکی شروع به مصرف داروهای محرک می کنند و تا بزرگسالی به استفاده از آنها ادامه می دهند، این مطالعه توجه به اهمیت در نظر گرفتن جایگزین های غیردارویی را جلب می کند که می تواند به کاهش نیاز به استفاده طولانی مدت از محرک ها کمک کند.

نوروپلاستیسیته به عنوان پایه ای برای مداخلات شناختی

نوروپلاستیسیته به توانایی مغز برای سازگاری و تغییر در طول زندگی اشاره دارد. این سازگاری به ویژه در مدیریت ADHD مهم است، وضعیتی که اغلب با نقص های شناختی در توجه، حافظه فعال و کنترل تکانه همراه است. مداخلات شناختی که از انعطاف پذیری عصبی استفاده می کنند، نویدبخش بهبود این عملکردهای شناختی هستند و مسیری بالقوه برای کاهش اتکا به دارو ارائه می دهند.

مطالعه‌ای که توسط پاپاس و دریگاس (2019) انجام شد، بررسی کرد که چگونه آموزش شناختی رایانه‌ای می‌تواند باعث افزایش انعطاف‌پذیری عصبی و عملکرد شناختی در افراد مبتلا به ADHD شود. تحقیقات آنها نشان داد که چگونه تمرینات شناختی هدفمند طراحی شده برای تحریک مدارهای عصبی خاص می تواند توجه و حافظه فعال را بهبود بخشد. این تمرینات مغز را تشویق می کند تا ارتباطات جدید در زمینه های مربوط به عملکرد اجرایی ایجاد کند، که اغلب در افراد مبتلا به ADHD توسعه نیافته است. این آموزش شناختی نه تنها عملکرد فوری در کارهای مرتبط با توجه را بهبود می بخشد، بلکه تغییرات ساختاری طولانی مدت در مغز را نیز ارتقا می دهد که منجر به بهبود پایدار در توجه و کنترل تکانه می شود.

با افزایش انعطاف پذیری عصبی از طریق چنین آموزش های شناختی، افراد مبتلا به ADHD می توانند بهبودهایی را در همان زمینه های عملکردی که معمولاً توسط داروهای محرک هدف قرار می گیرند، تجربه کنند. با گذشت زمان، نیاز به دارو ممکن است کاهش یابد زیرا این تغییرات عصبی دائمی‌تر می‌شوند و به افراد این امکان را می‌دهند که علائم خود را بدون تکیه بر حمایت دارویی خارجی بهتر مدیریت کنند.

علوم اعصاب شناختی و ADHD

پتانسیل مداخلات مبتنی بر انعطاف پذیری عصبی برای ADHD بیشتر توسط تحقیقات در علوم اعصاب شناختی پشتیبانی می شود. کاتیا روبیا، محقق برجسته در این زمینه، زیربنای عصبی ADHD و مناطق مغزی تحت تاثیر این اختلال را بررسی کرده است. کار روبیا تاکید می کند که ADHD با نقایص عملکردی در مناطقی مانند قشر جلوی مغز، که مسئول توجه، تصمیم گیری و کنترل تکانه است، همراه است (روبیا، 2018).

تحقیقات روبیا همچنین نشان می‌دهد که چگونه آموزش شناختی و درمان‌های رفتاری می‌توانند فعالیت را در این نواحی مغز تحریک کنند و منجر به تغییرات نوروپلاستیک شوند که علائم ADHD را بهبود می‌بخشد. با هدف قرار دادن مدارهای عصبی خاص که در افراد مبتلا به ADHD کم کار هستند، مداخلات شناختی می تواند به بازیابی عملکرد طبیعی مغز کمک کند. این رویکرد نه تنها یک جایگزین غیر تهاجمی برای دارو ارائه می دهد، بلکه به جای پنهان کردن علائم، به علل اصلی ADHD نیز می پردازد.

یکی از مزایای کلیدی مداخلات شناختی مبتنی بر نوروپلاستیسیتی این است که می توانند مزایای بلندمدتی را ارائه دهند. در حالی که داروهای محرک با افزایش موقت سطوح انتقال دهنده های عصبی مانند دوپامین و نوراپی نفرین در مغز کار می کنند، مداخلات شناختی باعث ایجاد تغییرات ساختاری می شوند که اثرات پایداری دارند. به عنوان مثال، نشان داده شده است که برنامه‌های آموزش شناختی رایانه‌ای باعث بهبود اتصال عصبی در قشر جلوی مغز می‌شود که منجر به تنظیم بهتر توجه و کنترل تکانه حتی پس از پایان آموزش می‌شود (پاپاس و دریگاس، 2019).

کاهش وابستگی به دارو با مداخلات شناختی

با توجه به خطرات بالقوه مرتبط با استفاده طولانی مدت از محرک ها، مانند افزایش احتمال کاردیومیوپاتی، بررسی درمان های جایگزین برای ADHD بسیار مهم است. مداخلات شناختی مبتنی بر نوروپلاستیسیته با کمک به افراد برای بازآموزی مغزشان برای مدیریت موثرتر علائم، راه حلی مناسب ارائه می‌دهد. این مداخلات را می توان به همراه یا به عنوان جایگزینی برای داروهای محرک، بسته به نیاز فرد مورد استفاده قرار داد.

در حالی که داروها ممکن است تسکین سریع علائم ADHD را فراهم کنند، مداخلات شناختی مزیت ارتقاء تغییرات طولانی مدت در ساختار و عملکرد مغز را دارند. این امر آنها را به ویژه برای افرادی که نگران عوارض جانبی طولانی مدت دارو هستند یا می خواهند وابستگی خود را به درمان های دارویی کاهش دهند جذاب می کند.

علاوه بر این، مداخلات شناختی بسیار قابل تنظیم هستند و می توانند با مشخصات شناختی منحصر به فرد هر فرد تنظیم شوند. به عنوان مثال، افرادی که با حافظه فعال دست و پنجه نرم می کنند، می توانند از تمرینات آموزشی هدفمندی که برای افزایش توانایی آنها در نگهداری و دستکاری اطلاعات طراحی شده است، بهره مند شوند. به طور مشابه، کسانی که در کنترل تکانه مشکل دارند، می توانند در تمرینات شناختی شرکت کنند که توانایی آنها را برای به تاخیر انداختن رضایت و تصمیم گیری متفکرانه تر تقویت می کند.

نتیجه گیری

یافته های اخیر در مورد خطرات بالقوه قلبی مرتبط با استفاده طولانی مدت از محرک برای ADHD اهمیت کاوش در درمان های جایگزین را برجسته می کند. مداخلات شناختی مبتنی بر نوروپلاستیسیته با کمک به افراد برای بازآموزی مغزشان برای مدیریت موثرتر علائم، راه حل امیدوارکننده ای را ارائه می دهد. تحقیقات پاپاس و دریگاس (2019) و روبیا (2018) از این ایده حمایت می کند که آموزش شناختی می تواند با ارتقاء تغییرات ساختاری در مغز منجر به بهبودهای پایدار در توجه، حافظه کاری و کنترل تکانه شود.

در حالی که داروهای محرک هنوز ممکن است در مدیریت ADHD نقش داشته باشند، به ویژه در کوتاه مدت، مداخلات شناختی ممکن است مسیری مناسب برای کاهش وابستگی به دارو ارائه دهند. با استفاده از توانایی طبیعی مغز برای انطباق و تغییر، افراد مبتلا به ADHD می توانند مهارت های مورد نیاز خود را برای مدیریت موثرتر علائم خود و بهبود عملکرد شناختی بلند مدت خود توسعه دهند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان