09:52 - 2025/01/24

استرس اجتماعی می تواند بیان ژن ما را تغییر دهد

[ad_1] همه عوامل استرس زا تأثیر یکسانی بر سلامت ندارند. استرس ناشی از تهدید به امنیت اجتماعی به احتمال زیاد بر نتایج روانی، بیولوژیکی و بالینی تأثیر می گذارد. این نتیجه ای است که جورج اسلاویچ روانشناس بالینی UCLA پس از دهه ها تحقیق در مور...

استرس اجتماعی می تواند بیان ژن ما را تغییر دهد

[ad_1]

همه عوامل استرس زا تأثیر یکسانی بر سلامت ندارند. استرس ناشی از تهدید به امنیت اجتماعی به احتمال زیاد بر نتایج روانی، بیولوژیکی و بالینی تأثیر می گذارد.

این نتیجه ای است که جورج اسلاویچ روانشناس بالینی UCLA پس از دهه ها تحقیق در مورد بیولوژی استرس به آن رسیده است. اسلاویچ با اندازه‌گیری نمونه‌های خون و بزاق شرکت‌کنندگان قبل و بعد از انجام وظایف استرس‌زای اجتماعی مانند سخنرانی در جمع، مطالعه می‌کند که چگونه استرس سیستم ایمنی را فعال می‌کند و بدن را از حالت نسبتاً آرام به حالت آمادگی برای تهدید تبدیل می‌کند. این تغییرات به سرعت رخ می‌دهند و از نظر بزرگی قابل توجه هستند – چند صد ژن می‌توانند در عرض 10 تا 15 دقیقه تغییر کنند. علاوه بر این، به نظر می رسد که این تغییرات حداقل تا یک ساعت پس از عامل استرس زا باقی می مانند.

“بزرگترین آهااسلاویچ می‌گوید: «لحظه‌ای برای من این بوده است که استرس حتی برای 5 تا 10 دقیقه می‌تواند زیست‌شناسی من را در سطح بیان ژن تغییر دهد.»

تئوری ایمنی اجتماعی

بر اساس این بینش، اسلاویچ نظریه ایمنی اجتماعی را توسعه داد – چارچوبی مبتنی بر تکامل برای درک بیولوژی استرس و تعامل آن با مغز و سیستم ایمنی. این نظریه سه راه کلیدی را پیشنهاد می‌کند که تجارب اجتماعی ما سلامت را ارتقا یا کاهش می‌دهد:

  1. از نظر اجتماعی امن موقعیت ها (محیط هایی که با پذیرش، شمول، ارتباط، تعلق، هماهنگی و حمایت مشخص می شوند) و از نظر اجتماعی تهدید کننده موقعیت ها (شرایط مشخص شده با تعارض، پرخاشگری، انتقاد، عدم تایید، تبعیض، انزوا، و طرد)
  2. ادراک شده است امنیت اجتماعی و تهدید اجتماعی (نحوه ارزیابی فرد از موقعیت یا تعامل اجتماعی خاص)
  3. طرحواره های ایمنی اجتماعی (بازنمایی ذهنی از خود اجتماعی، جهان و آینده، شامل جنبه های امنیت اجتماعی و تهدید اجتماعی)
جورج اسلاویچ و همکاران، 2023

نمونه هایی از باورها و طرحواره های ایمنی اجتماعی (اسلاویچ و همکاران، 2023)

منبع: جورج اسلاویچ و همکاران، 2023

یک مسئولیت و یک فرصت

حساسیت زیست شناسی ما به نوسانات محیط های اجتماعی می تواند دلهره آور باشد – تا حدی به این دلیل که همیشه نمی توان خود را با روابط گرم احاطه کرد و از تضاد اجتماعی اجتناب کرد. با این حال، اسلاویچ این را فرصتی برای تغییر شکل سلامت خود با تمرکز بر نحوه عملکرد خود می داند فکر کن در مورد دنیای اجتماعی اطراف ما

اگرچه ما همیشه نمی‌توانیم شرایط خود، از جمله آنچه دیگران می‌گویند یا انجام می‌دهند، کنترل کنیم می تواند اسلاویچ می گوید: افکارمان را در مورد این موقعیت ها کنترل کنیم. “اگر من یک موقعیت اجتماعی را شامل تعارض یا ارزیابی درک کنم، منجر به تغییراتی در زیست شناسی محیطی من می شود که می تواند اثرات مخربی برای سلامتی داشته باشد. نکته مثبت این است که قدرت تجسم مجدد تعاملات اجتماعی در کنترل ما است. با تغییر نحوه ما درک کنند در موقعیت‌های اجتماعی، می‌توانیم زیست‌شناسی خود را بازسازی کنیم و به طور بالقوه سلامت خود را تغییر دهیم.»

در اینجا سه ​​سوال در مورد استرس با اسلاویچ وجود دارد.

از بررسی استرس از لنز روانی-عصبی-ایمونولوژیکی چه آموخته اید؟

GS: مغز، سیستم ایمنی، و روانشناسی ما کاملاً به هم مرتبط هستند. هنگامی که ما یک رویداد استرس زا را تجربه می کنیم، مغز افکار و احساسات را در واکنش به آن تولید می کند. روانشناسی ما بر تداوم این ادراک تهدید و نحوه گام برداشتن برای کاهش آن تأثیر می گذارد. هدف سیستم ایمنی این است که ما را از نظر بیولوژیکی ایمن نگه دارد. وقتی مغز بدن را در شرایط اجتماعی تهدیدکننده‌ای درک می‌کند، گویی مغز گوشی قرمز رنگ خود را برمی‌دارد و از سیستم ایمنی می‌خواهد تا با آزاد کردن سلول‌های ایمنی در سراسر بدن، خود را بسیج کند. سپس آن سلول های ایمنی پروتئین های کوچکی به نام سیتوکین ها را آزاد می کنند که بازیگران اصلی سیستم ایمنی هستند. در میان چیزهای دیگر، سیتوکین ها التهاب را در سراسر بدن افزایش می دهند، که به نوبه خود باعث تسریع بهبود زخم و بهبودی در کوتاه مدت می شود، اما می تواند در دراز مدت بر سلامتی تأثیر منفی بگذارد.

در نهایت، آنهایی از اجداد ما که محیط اجتماعی را برای سیگنال‌های درگیری اجتماعی، انزوا، یا طرد تحت نظر داشتند، یک پاسخ سیستم ایمنی خواهند داشت که منجر به ترمیم زخم موثرتر و واکنش مهار باکتریایی می‌شود. در واقع، افرادی که مغز و سیستم ایمنی آنها بر روی یک پاسخ قوی تهدید از نظر تئوری می‌توانست ژن‌های خود را با کارآمدی بیشتری نسبت به مغزهایی که منتظر بودند تا بدن قبل از شروع یک پاسخ درمانی واقعاً از نظر جسمی زخمی شود، منتقل کند.

بنابراین توانایی مغز برای برقراری ارتباط موثر با سیستم ایمنی بدن در طول دوره تکامل بسیار حفظ شده است. ارتباط بین روانشناسی، مغز و سیستم ایمنی ما دارای مزایای بیولوژیکی بزرگی است و تا حدودی آن چیزی است که ما را قادر می سازد به طور موثر ژن های خود را منتقل کنیم.

چرا ارتباطات اجتماعی ما منابع کلیدی استرس و به طور همزمان رفاه هستند؟

منبع: Bianca VanDijk / Pixabay

منبع: Bianca VanDijk / Pixabay

GS: پیوندهای اجتماعی دوستانه، گرم و قابل اعتماد مزایای زیادی دارد. این ارتباطات احتمال تغذیه و محافظت فیزیکی، منابع غذایی و یافتن همسر را افزایش می دهد. اگر از نظر اجتماعی منزوی هستید یا در روابطی پر از درگیری هستید، خطر خطر فیزیکی و زخمی شدن شما افزایش می‌یابد و احتمال دسترسی شما به منابع مورد نیاز کاهش می‌یابد. از آنجایی که پیوندهای اجتماعی نزدیک مزایای زیادی دارند، مغز ما طوری تنظیم شده است که توجه ویژه ای به آنها در محیط داشته باشد. حتی استرسی که از منابع دیگر تجربه می کنیم اغلب با عنصر اجتماعی ترکیب می شود. به عنوان مثال، آنچه شکست در کار را حتی بیشتر استرس زا می کند این است که دیگران را ناامید کرده اید یا اینکه همکارانتان درباره شما منفی فکر می کنند.

اما توانایی ما برای درگیر شدن در نظریه ذهن، همکاری و تکیه بر یکدیگر، یک شمشیر دولبه است. نقطه ضعف این توانایی باورنکردنی این است که ما را قادر می سازد در یک جهان نمادین زندگی کنیم. به طور خاص، تعاملات ما می توانند در ذهن ما بازسازی شوند و مدت طولانی پس از پایان تعامل واقعی ادامه پیدا کنند. به همین دلیل است که مغز یک قطعه حیاتی برای سیستم ایمنی است: می‌تواند پاسخ سیستم ایمنی را برای مدت طولانی پس از پایان یک تهدید فعال نگه دارد.

چه مداخلاتی برای پاسخ به استرس انعطاف‌پذیرتر وجود دارد؟

GS: من یک رویکرد دو جانبه را دوست دارم. یکی استفاده از تکنیکی از رفتار درمانی شناختی به نام بازسازی شناختی. ایده پشت بازسازی شناختی این است که شما افکار خود نیستید. در عوض، افکار شما فرضیه‌هایی صرف در مورد محیط اجتماعی هستند – برداشت‌های زودگذر درباره چیزهایی که مشاهده می‌کنید. فرآیند بازسازی شناختی شامل ایجاد فضایی بین ما و افکار و احساساتمان است. برای انجام این کار، می‌توانید یک فکر استرس‌زا را روی کاغذ بنویسید و سپس به دنبال شواهدی بگردید که این فکر را پشتیبانی می‌کند و یا آن را پشتیبانی نمی‌کند. سپس فکر اصلی را با توجه به شواهد مورد بازبینی قرار می‌دهید، که اغلب منجر به مشاهده منصفانه‌تر و متعادل‌تر جهان می‌شود که گرمای عاطفی را کاهش می‌دهد.

رویکرد دوم، پرداختن به سرگردانی ذهن با استفاده از تکنیک های ذهن آگاهی است. هر بار که ما به طور نمادین یک تعامل اجتماعی را در ذهن خود نشان می دهیم، این پتانسیل را داریم که به شدت روی زیست شناسی خود تأثیر بگذاریم. در طول یک روز، وقتی ذهن ما به گذشته و آینده درباره چیزهایی که قبلاً اتفاق افتاده یا ممکن است رخ دهد سرگردان است – این به نوبه خود می تواند بر سلامت ما تأثیر بگذارد. وقتی افکار مثبتی در مورد گذشته یا آینده داشته باشیم، چندان مشکل ساز نیست. با این حال، زمانی که این افکار منفی هستند، ما به طور موثر در حال ایجاد یک پاسخ التهابی هستیم که هیچ هدف عملکردی فعلی ندارد. تمرین ذهن آگاهی (مثلاً با تنفس آگاهانه) می تواند در این زمینه مفید باشد زیرا ما تمرکز خود را به زمان حال برمی گردانیم، جایی که (بیشتر اوقات) همه چیز خوب است.

از جورج اسلاویچ برای وقت و بینش بسیار سپاسگزارم. پروفسور اسلاویچ یک محقق مشهور استرس و مدیر آزمایشگاه ارزیابی و تحقیقات استرس در UCLA است.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان