این ماه تولد گرفتم بیشتر سالها، تولد من زمان جشن، تأمل و هیجان است – من همیشه تولدم را دوست داشتهام. اما جشن امسال با کمی ناامیدی همراه بود، به خصوص وقتی صحبت از نظراتی بود که در مورد سنم دریافت کردم: “نگران نباش، تو سن خودت به نظر نمی آیی!” شما باید شروع به پوشاندن آن خاکستری ها کنید!» “شرط می بندم که تو یک تولد دیگر نمی خواستی، نه؟” اینها تنها گوشه ای از سخنانی بود که از دوستان و آشنایان خوش نیت شنیدم، و با اینکه می دانم قرار بود سبک دل باشند، من را ناامید کردند و صادقانه بگویم، ناامید شدم.
این فرض که نمیخواهم تولدم را جشن بگیرم یا اینکه از بزرگشدن ناراحت میشوم، ریشه در روایت بزرگتری درباره پیری دارد: اینکه باید از آن بترسیم، با آن بجنگیم و همیشه سعی کنیم جوانتر به نظر برسیم. در حالی که این پیام در مورد پیری توسط همه جنسیت ها دریافت می شود، جامعه برای زنان بسیار سخت تر است.
استاندارد دوگانه
از بسیاری جهات، پیری یک مسئله اجتماعی است که برای زنان بسیار بیشتر از مردان است. از سنین پایین، زنان اجتماعی شده اند تا جوانی و زیبایی را بیش از هر چیز دیگری ارزش قائل شوند.3 و این فشار برای حفظ ظاهری جوان در تمام مراحل زندگی ادامه دارد1،2. در مقابل، مردان، به ویژه با افزایش سن، اغلب به خاطر چیزهایی که زنان به خاطر آنها مورد انتقاد قرار میگیرند، مورد تحسین قرار میگیرند، مانند افزایش وزن، نشان دادن چین و چروک، یا سفیدی مو. یک گرایش اجتماعی برای مرتبط کردن پیری با زوال برای زنان وجود دارد، در حالی که برای مردان، اغلب به عنوان نشانه ای از خرد، موفقیت و جاذبه دیده می شود.
چیزی که بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد این بود که وقتی همسرم که هم سن و سالش است، اوایل سال تولدش را جشن گرفت، چقدر واکنشها متفاوت بود. او ممکن است گهگاه در مورد سن یا ظاهرش اظهار نظر کند، اما این روایت را کنترل نمی کرد. در عوض، به سادگی برای او آرزوی خیر شد و مردم روز او را مانند دیگران جشن گرفتند.
هیچ کس به او احساس نمی کرد که پیری چیزی است که باید از آن خجالت بکشد. در هر صورت، او بیشتر به عنوان یک اقتدار در حرفه خود در نظر گرفته می شود، و این موضوع را تقویت می کند که مردان مطابق این استانداردها نیستند.
فشار برای پیر نشدن – یا حداقل به نظر می رسد که ما پیر نمی شویم
نظراتی که در مورد تولد و سنم دریافت کردم این استاندارد دوگانه را کاملاً نشان می دهد. وقتی مردم به من می گویند، “تو به سن خودت بنظر نمیرسی” پیام اصلی روشن است: پیری چیزی نیست که بتوان آن را پذیرفت یا جشن گرفت. این چیزی است که باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد.
مفهوم این است که زنان باید به نحوی از روند طبیعی زمان سرپیچی کنند. اگر پیر میشوید، باید این کار را با ظرافت انجام دهید—تا جایی که ممکن است جوان به نظر برسید. در مقابل، ارزش یک مرد به ندرت بر اساس ظاهر اوست. در واقع، مردان اغلب با افزایش سن احترام و شناخت بیشتری به دست می آورند، در حالی که زنان می توانند با افزایش سن خود را به حاشیه رانده شوند.2.
توجه به جوانی و زیبایی برای زنان اغلب عوارض روانی و عاطفی دارد. اغلب به زنان، چه آشکار و چه به صورت نامحسوس، گفته می شود که ارزش آنها در ظاهرشان نهفته است3. همانطور که ما بزرگتر می شویم، این می تواند مانند یک یادآوری دائمی باشد که ما دیگر زن “ایده آل” در چشم جامعه نیستیم.
این می تواند در همه چیز آشکار شود، از پویایی در محل کار – جایی که زنان مسن اغلب نادیده گرفته می شوند یا مورد توجه قرار نمی گیرند – تا تصاویر رسانه ای که جوانی را تجلیل می کنند و پیری را بد جلوه می دهند. تبلیغات کرمها و درمانهای ضد پیری دائماً ما را با پیامهایی بمباران میکنند که نشان میدهند پیری چیزی است که باید با آن مبارزه کنیم. نظر در مورد من به زودی نیاز به “آن خاکستری ها را بپوشان” این را بیشتر نشان می دهد.
این فشار می تواند به ویژه برای زنانی که در دهه 30، 40 و بالاتر از آن هستند خفه کننده باشد، زیرا تعاریف محدود رسانه ها از زیبایی اغلب کسانی را که دیگر جوان نیستند حذف می کند. شریک زندگی من که هم سن من است، فشارهای مشابهی را تحمل نمی کند، زیرا از نظر جامعه، افزایش سن برای او مشکل کمتری دارد. تجربه او از پیری تجربه بلوغ، ثبات و حتی اقتدار است. با این حال، برای من، سن من به عنوان چیزی برای کاهش و نرم شدن در نظر گرفته می شود.
سن و هویت
پیری، برای من، نشانه رشد، تجربه و خردی است که در طول سال ها به دست آورده ام. در واقع، متوجه میشوم که هر چه سنم بالاتر میرود، در پوست خودم راحتتر میشوم، اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنم و در تمام جنبههای زندگیم احساس قدرت بیشتری میکنم. اگرچه ممکن است صورت من صافتر و موهایم بلندتر بوده باشد، اما سالهای جوانی من پر از آسیبهای روحی و استرس بود. در حالی که به خاطر تجربیات و درس هایی که آموختم بسیار سپاسگزارم، اما جای خود را با جوان تر عوض نمی کنم.
تغییر روایت
چگونه میتوانیم این نگرشهای ریشهدار و استانداردهای دوگانه اجتماعی را که در مورد پیری وجود دارد به چالش بکشیم؟ اول و مهمتر از همه، با اذعان به تعصب و تبعیض آغاز می شود که ما، به ویژه زنان، با افزایش سن با آن مواجه می شویم. ما باید روایت را از یکسان دانستن جوانان با ارزش و ارزش دور کنیم. به عنوان زن، باید اجازه داشته باشیم که با وقار پیر شویم و نقاط عطف ناشی از آن را جشن بگیریم، بدون اینکه فشار بیشتری برای نگاه کردن، عمل کردن یا احساس متفاوت بودن نسبت به زمانی که جوانتر بودیم داشته باشیم.
ما همچنین باید از بازنمایی فراگیرتر زنان در رسانه ها و زندگی عمومی حمایت کنیم – زنانی که بدون در نظر گرفتن سنشان دارای اعتماد به نفس، توانمند و واقعی هستند. جامعه باید از این ایده که ارزش یک زن به ظاهر او گره خورده است فراتر رود و در عوض تشخیص دهد که مشارکت ها، دستاوردها و تجربیات زیسته ما چیزی است که ما را تعریف می کند.
ما باید بحث در مورد پیری را تغییر دهیم، به خصوص برای زنان. وقت آن است که این انتظارات اجتماعی را به چالش بکشیم و پیشرفت طبیعی زندگی را جشن بگیریم، مهم نیست که چقدر شمع روی کیک است. پیری چیزی نیست که باید از آن ترسید یا انکار کرد، بلکه چیزی است که باید پذیرفت.