07:54 - 2025/05/01

اختراع محور | روانشناسی امروز

[ad_1] هیچ کس به یک ماشین زمان فکر نکرده بود تا اینکه HG Wells برای اولین بار در سال 1895 در مورد آن نوشت. به محض این رمان ماشین زمان منتشر شد ، دیگران به سرعت مفهوم a را انتخاب کردند ماشین این می تواند به مرور زمان سفر کند و چرخش خود را ...

اختراع محور | روانشناسی امروز

[ad_1]

هیچ کس به یک ماشین زمان فکر نکرده بود تا اینکه HG Wells برای اولین بار در سال 1895 در مورد آن نوشت. به محض این رمان ماشین زمان منتشر شد ، دیگران به سرعت مفهوم a را انتخاب کردند ماشین این می تواند به مرور زمان سفر کند و چرخش خود را بر روی آن قرار دهد – Delorean مسافران خود را به مرور زمان برد ، و Tardis و Hot Time Time Machine نیز همین کار را کردند.

با این حال امروز چیزی “واضح” به نظر می رسد ، هر چیز کوچک باید یک بار اختراع شود ، از جمله کوچکترین جزئیاتی که می توانید به آن فکر کنید. قبل از اینکه کسی ایده راهرو را پیدا کند ، مردم در خانه هایی زندگی می کردند که اتاق های دیگر از اتاق های دیگر مانند شما در موزه ها می بینید. گفتن آن آسان است در حال اکنون ، اما هنگامی که اولین پاتریشین رومی راهروهای در ویلای ایجاد کرد ، به همان اندازه که به نظر می رسید در زمان خود به نظر می رسد ، معماری پایدار در ما است.

شما فکر می کنید که چیزی به اندازه نشانه مساوی ، یکی از شناخته شده ترین نمادهای جهان و یکی از مفاهیم متداول در ریاضیات ، به همان اندازه قدیمی است. اما شما تعجب خواهید کرد که یاد بگیرید که اواخر سال 1557 توسط ریاضیدان ولزی رابرت رکورد ، که به عنوان شایعه آن را معرفی کرده است ، معرفی شده است ، زیرا او از نوشتن “برابر است با” همیشه با “ایموجی” روبرو شد.

همه چیز در جهان ، هرچند مهم یا هرچند فروتنانه ، باید حداقل یک بار توسط کسی اختراع شود. شاید حتی بیش از یک بار: ما مرتباً چرخ را دوباره اختراع می کنیم که حتی ضرب المثل را از آن بیرون می کشیم. (هرگز توجه نکنید که ما آن شخص را اشتباه کرده ایم ؛ وقتی چرخ را دوباره اختراع می کنیم ، آنچه واقعاً دوباره اختراع می کنیم محور است.)

نوآوری به عنوان کلم بروکلی

در حین خرید مواد غذایی ، گاهی اوقات فریاد می زنم “بیایید یک فراکتال بخریم” ، و حتی منظورش این نیست که شوخی کنم.

اگر به کلم بروکلی رومانسکو نگاه کنید (برخی ممکن است آن را رومانسکو بنامند گل کلم) ، می بینید که واقعاً یک فراکتال طبیعی است که جوانه های آن یک مارپیچ لگاریتمی را تشکیل می دهند که شغلی خود را در مقیاس های مختلف نشان می دهد.

این را کنار بگذارید ، در کتاب خود مقیاس: قوانین جهانی رشد ، نوآوری ، پایداری و سرعت زندگی در ارگانیسم ها ، شهرها ، اقتصادها و شرکت ها، فیزیکدان نظری ، جفری وست ، موازی جالب بین ماهیت فراکتال نوآوری و سیستم های بیولوژیکی را ترسیم می کند.

ایده این است که نوآوری ها ، مانند فراکتال ها ، خود را در مقیاس های مختلف نشان می دهند. درست همانطور که یک شاخه کوچک از یک درخت شبیه به ساختار کل درخت است ، نوآوری های کوچک اغلب الگوی اکتشافات بزرگتر و دستیابی به موفقیت را نشان می دهند. هر نوآوری امکانات جدیدی را برای موارد دیگر ایجاد می کند ، و در یک الگوی توسعه مانند فراکتال ، انشعاب می یابد.

اسپینوف ماشین زمان

Hg Wells ' ماشین زمان چارچوبی جدید برای سفر زمان ، که با طرز فکر فناوری و علمی عصر صنعتی طنین انداز بود ، فراهم کرد. قبل از این ، سفر زمانی در داستان اغلب از طریق رویاها یا ابزارهای ماوراء طبیعی حاصل می شد. نوآوری کلیدی مفهوم سفر به زمان خود نبود ، بلکه زمینه علمی بود که باعث می شد احساس “قابل قبول” شود.

این ادغام خاص از صنعتگرایی در دوران ویکتوریا با تمایل به “بازگشت به موقع” آنچه را که نظریه پردازان نوآوری “انتقال فاز” می نامند ، ایجاد کرد ، لحظه ای که عناصر موجود ناگهان به یک الگوی جدید متبلور می شوند. سپس ، درست همانطور که کلم بروکلی رومانسکو در مقیاس های مختلف خود شوی بودن خود را نشان می دهد ، مفهوم ماشین زمان یک آرایه همیشه شاخه ای از تغییرات را ایجاد می کند ، هر کدام DNA اصلی چارچوب اصلی Wells را در عین حال در جهت های جدید حفظ می کنند.

ماهیت فراکتال نوآوری در چگونگی ایجاد نویسندگان بعدی بر چارچوب ولز آشکار می شود. هر تکرار جدید – از مکانیک زمانی Asimov گرفته تا Delorean Zemeckis – الگوی مشابهی را نشان می دهد و ضمن اضافه کردن لایه های جدید پیچیدگی و تفسیر ، مفهوم اصلی سفر زمان مکانیکی را حفظ می کند. درست همانطور که هر جوانه کوچک در سر کلم بروکلی رومانسکو همان اصول ریاضی را به کل دنبال می کند ، هر داستان جدید ماشین زمان دارای اثر چشم انداز اصلی ولز است.

گرچه او به صراحت از اصطلاح “فراکتال” استفاده نمی کند ، استیون جانسون نظریه پرداز رسانه نیز در کتاب خود به این مفهوم لمس می کند ایده های خوب از کجا آمده است: تاریخ طبیعی نوآوریبشر او توضیح می دهد که چگونه نوآوری ها “امکان مجاور” را ایجاد می کنند – درهایی که فقط پس از باز شدن درهای دیگر باز می شوند و یک الگوی انشعاب کشف را ایجاد می کنند که تا آنجا که من نگران هستم ، شبیه هندسه فراکتال است.

وقتی ایده ها از هیچ جا می آیند

در حالی که بسیاری از اختراعات از پالایش تدریجی یا کشف همزمان پدیدار می شوند ، به نظر می رسد برخی از پیشرفت ها هنوز از هوای نازک تحقق می یابد. در ریاضیات ، لگاریتم ها نمونه خوبی از اختراع هستند که مستقیماً از تحقیقات قبلی الهام گرفته نشده است. ET Bell ، هنگام نوشتن در مورد ریاضیدان قرن شانزدهم ، جان ناپیر ، به این ترتیب خاطرنشان می کند: “اختراع لگاریتم ها به عنوان پیچ از آبی به جهان آمد … منزوی ایستاده و به طور ناگهانی بدون وام گرفتن از کار دیگر عقاید ، ناگهان به فکر انسان می شکند.”

آنچه لگاریتم ها را حتی جذاب تر می کند این است که آنها به عنوان یک قضیه در حال حاضر کامل ظاهر شدند. بیشتر نوآوری های دیگر چندین تکرار توسط مشارکت کنندگان مختلف انجام می شود ، اما لگاریتم ها اساساً شکل نهایی خود را ظاهر می کنند. همانطور که بعداً پیر سیمون لاپلاس ، ریاضیدان گفت: “با کوتاه کردن کار ، لگاریتم ها زندگی اخترشناسان را دو برابر کردند.” در حقیقت ، این ابزار برای هدف خود چنان مناسب بود که مفهوم اساسی آن قرن ها بدون تغییر باقی ماند.

این “پیچ های آبی” اغلب درک ما از آنچه ممکن است تغییر شکل می دهد. همانطور که جیمز بورک مورخ علوم در این مستند یادداشت می کند روزی که جهان تغییر کرد، چنین لحظاتی نشان می دهد که آنچه ما به اعتقاد ما حقیقت مطلق است ، با روشی که به چیزها نگاه می کنیم شکل می گیرد. لگاریتم های ناپیر فقط یک مشکل ریاضی را حل نکردند. آنها اساساً چگونگی نزدیک شدن به محاسبه خود را تغییر دادند ، درهایی را که قبلاً وجود نداشت ، باز می کند-و بنابراین ، جوانه دیگری از ریاضیات “کلم بروکلی” می تواند شروع به جوانه زدن به یک فراکتال کاملاً جدید کند.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان