برای برخی افراد، تنهایی یک امر تجملی نیست، بلکه برای داشتن یک زندگی شاد و متعادل ضروری است. اخیراً کلمه تنهایی برای توصیف احساس تمایل بیشتر به تنهایی و احساس نارضایتی و ناامیدی زمانی که از به دست آوردن آن منع میشوید ابداع شد.
اگر به نظر شما شبیه است، احتمالاً تنهایی کمتر به یک انتخاب و بیشتر شبیه به نیاز است. زمان تنهایی یعنی زمانی برای فکر کردن، مرتب کردن احساسات، تجدید نظر بعد از یک روز پر استرس، یا انجام کارهای خود بدون اینکه کسی حرف شما را قطع کند.
رابرت جي کوپلن، روانشناس، در تحقيق برجسته خود در مورد اين مفهوم، که به عنوان “تصوير آينه اي” تنهايي توصيف مي شود، خاطرنشان کرد که افرادي که در تنهايي نمرات بالايي دارند، زماني که زمان کافي در خلوت دريافت نمي کنند، از ميزان رفاه رنج مي برند. به طور خاص، آنها سطوح بالاتری از استرس و افزایش علائم افسردگی را نشان می دهند.
اما یک مطالعه اخیر نشان می دهد که چنین پیامدهای منفی فراتر از تأثیرات فردی است. به نظر می رسد پیامدهای بین فردی واقعی در ارتباط با کمبود وقت من وجود دارد.
محققان جولی سوئیتس و کتی کاکس به دنبال حل معمای زیر بودند: با توجه به اینکه تنهایی یک نیاز روانشناختی اساسی برای کسانی است که اغلب تنها هستند، و با توجه به اینکه روابط عاشقانه معمولاً مستلزم وقت گذراندن با هم هستند (و رشد میکنند)، افراد تنها چگونه هستند. این دو نیروی رقیب را با هم آشتی می دهند؟
سوتس و کاکس استدلال کردند که خشم و پرخاشگری ممکن است نتایج منطقی باشند، زیرا این حالت ها زمانی رخ می دهند که دیگر نیازهای روانشناختی ضروری برآورده نمی شوند (مثلاً احساس احترام یا پذیرش). در واقع، آنها دریافتند که در نمونه هایی از دانشجویان و بزرگسالان، احساس خشم و پرخاشگری برای افرادی که احساس تنهایی می کردند به طور قابل توجهی بیشتر بود.
اما نکته اینجاست: این افزایش نمرات خشم و پرخاشگری فقط برای افراد تنها که در روابط عاشقانه بودند رخ می دهد، نه برای شرکت کنندگان تنها که مجرد بودند.
چرا؟ به احتمال زیاد، افراد مجرد میدانستند که میتوانند مشکل تنهایی خود را با اختصاص زمانی برای تنهایی حل کنند (احتمالاً وضعیت مجردی آنها زمان و فضای بیشتری را برای تنها بودن فراهم میکند). در مقابل، آنهایی که در رابطه هستند مجبور بودند «بیش از حد از زمان تنهایی ارزشمند خود را به شرکای عاشقانه خود اختصاص دهند» و این باعث ایجاد احساس خشم و پرخاشگری می شد.
این ممکن است گیج کننده به نظر برسد. آیا روابط منشا یک زندگی شاد نیستند؟ به یک نقطه. تحقیقات نشان میدهد که زمان در تنهایی برای رفاه نیز مهم است و علاوه بر این، نشان میدهد که شادی در ایجاد تعادل مناسب بین تنهایی و روابط است. و زمانی که احساس تنهایی می کنید، به این معنی است که این نسبت پایین است.
نویسندگان این مطالعه به این نتیجه رسیدند که تنهایی میتواند یک «محرک محرک» برای پرخاشگری باشد، بهویژه زمانی که فردی که برای تنظیم احساسات خود به زمان نیاز دارد، از آن زمان محروم شده است، و در نتیجه احساس میکند که در حال پرخاشگری است. جای تعجب نیست که آنها عصبانی می شوند. آنها به سادگی منابع کمی دارند تا بهترین خود باشند.
البته پرخاشگری راه حل نیست، اما فدا کردن کیفیت تنهایی که برای رفاه عاطفی ما بسیار حیاتی است نیز نیست. محققان همچنین خاطرنشان کردند که تنهایی تنها عامل – یا احتمالاً حتی عامل اصلی – پرخاشگری نسبت به شریک زندگی نیست. عوامل دیگر عبارتند از تحریک شدن توسط شریک زندگی خود، مست بودن، یا کسب امتیاز بالا در ویژگی های شخصیتی “تاریک” مانند خودشیفتگی.
این یافتههای تحقیقاتی ارزشمند هستند زیرا برای کسانی از ما که با تنهایی ارتباط برقرار میکنند، به ما (و شرکایمان) یادآوری میکنند که مهم و سودمند است که زمان تنهایی را برای خودمان و برای سلامتی خود اختصاص دهیم. از روابط ما