در هر لحظه ، یک دیوار آب می تواند یک رودخانه کوهستانی را منفجر کند ، پل های خرد شده ، خانه های را پاره کند و مردم را دور کند. این واقعیت آسیب زا است که هزاران نفر در اطراف هیمالیا با عواقب عمده روانی روبرو هستند. دانشجوی دکتری Aaliya Aaliya ، اصالتاً اهل پاکستان و هم اکنون در حال تحصیل در زیر استاد برایان مک آدو در دانشگاه دوک در کارولینای شمالی است.
سیل دریاچه یخبندان
یک طغیان دریاچه یخبندان یا GLOF دقیقاً همان چیزی است که این نام می گوید. این اتفاق می افتد که یک دریاچه در یخچال ناگهان در حال ترکیدن باشد و منجر به یک سیل سریع ، سریع و بزرگ در پایین دست شود.
یخ های یخچال می توانند ذوب شوند ، آب را آزاد کنند ، یا در غیر این صورت خاکریزهای سفالی مربوط به یخچال به نام مورینز به دلیل نفوذ آب یا بارندگی می توانند فروپاشند. ذوب بالادست می تواند یک دریاچه را گسترش دهد ، هر سدی را سبقت بگیرد و به آن آسیب برساند. یک GLOF همچنین می تواند توسط یک زمین لرزه ایجاد شود. زمین لغزش ، ریزش یا بهمن به دریاچه. یا یک فوران آتشفشانی در زیر یخچال. کلمه ایسلندی Jökulhlaup گاهی اوقات برای برچسب زدن GLOF های مربوط به ذوب ناگهانی در مقایسه با GLOF های مربوط به یک سد یا خرابی سد استفاده می شود.
هزاران نفر در گلاف از آند به کوه های آلپ جان باختند. در حال حاضر ، تخمین زده می شود که 15 میلیون نفر در مکانهایی با خطر حاد GLOF زندگی کنند که دو سوم آنها در ارتفاعات بالاتر در اطراف آسیا ، از جمله هیمالیا. با افزایش تعداد و اندازه دریاچه های یخبندان ، تا حدودی در نتیجه ذوب یخچال های طبیعی به دلیل تغییرات آب و هوایی ناشی از انسان ، تأثیرات روانشناختی منفی به دلیل تهدید و تجربه از GLOF افزایش می یابد.
آگاهی بی پایان مبنی بر اینکه یک GLOF می تواند دهکده خود را از بین ببرد ، شاید با هشدار کمی ، استرس و اضطراب را در بین بسیاری از جمعیت های کوهستانی ایجاد کند. بعضی اوقات گفته می شود که زندگی روزمره با سرنوشت سازی ، که شاید تحت تأثیر دین باشد ، مورد توجه قرار می گیرد. این توضیحات بسیار ساده است. تعداد کمی از مردم می خواهند خود و اطرافیان خود را بمیرد و مرگ ناگهانی را اجتناب ناپذیر نمی پذیرند. درعوض ، این واقعیت است که آنها در مکانی زندگی می کنند که می توانند در هر نقطه ای از بین بروند. این ترس بدون مسدود کردن زندگی روزمره ، آرزوها ، امیدها و رویاها ادامه دارد. هیچ چاره ای جز این که با آن روبرو شوید وجود ندارد.
کاهش خطرات و تأثیرات روانی
وارد Aaliya شوید. او در یک روستای کوهستانی قابل حساس به GLOF به نام Hunza Valley در پاکستان بزرگ شد و از والدینش بخاطر حمایت از تحصیلات خود در طول دوران کودکی تشکر می کند. پس از اولین مدرک دانشگاهی در بنگلادش ، او در اواخر سال 2021 به دانشگاه دوک رسید تا دکترای خود را شروع کند.
او توضیح می دهد که ، با وجود فاقد پیشینه رسمی در روانشناسی ، با محققان بهداشت روان در دانشگاه لیورپول در انگلستان همکاری می کند “تا درک عمیق تری از رابطه پیچیده بین تغییرات آب و هوا و سلامت روان داشته باشد.” با تغییر آب و هوا ناشی از انسان به احتمال GLOF در کوتاه مدت ، او می گوید: “در دراز مدت ، من می خواهم مداخلات متناسب با فرهنگی را برای جوامع در کوه های کوهستانی بالا که مستعد خطرات متعدد هستند ، طراحی کنم.”
یک نمونه از چنین جامعه ای زادگاه او است. با داشتن خانواده نزدیک هنوز در آنجا ، Aaliya مستقیماً به فشارهای روزانه زندگی در یک سیلاب شناخته شده در ارتباط است. او با فهمیدن چگونگی بهبود مقاومت روانی در برابر آبشویی که می تواند در هر زمان اعتصاب کند ، به دنبال مداخلات “برای مقابله با استرس روزانه ، نه فقط در مواقع فاجعه” است.
یکی از چالش های این تحقیق و کاربرد ، غلبه بر مقاومت در برابر برخورد با پیامدهای روانی مشاهده شده در زندگی در شرایط مستعد GLOF است. او توضیح می دهد: “بهزیستی ذهنی موضوعی حساس است ،” و “صحبت کردن در مورد نتایج سلامت روان و تجربیات زندگی شده در رابطه با از دست دادن عزیزان ، خواص ، منابع معیشت و شبکه های اجتماعی به دلیل خطرات ، چالش برانگیزتر است.”
برای یادگیری چگونگی کمک ، تحقیقات وی بر همکاری با مردم در روستاهای دورافتاده هیمالیا در نپال و کشور خود پاکستان متمرکز است. او مصاحبه ها و گروه های متمرکز را از طریق بحث و گفتگو با مردم و گروه ها طراحی می کند تا بفهمد دانش آنها چه نیاز دارند ، به چه چیزی نیاز دارند و چگونه می توان همه را برای عمل تفسیر کرد.
احترام به ارزشهای محلی ، هنجارها ، علایق و رویکردها مهم است. این به معنای آگاهی از تجربیات فاجعه گذشته است که هنوز هم از نظر روانشناختی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد ، اما در عین حال منبع قدرت برای ایجاد آینده ای بهتر است.
و به همین ترتیب ، Aaliya نتیجه می گیرد ، او همیشه هدف خود را به یاد می آورد که “کاری که من در اینجا در دوک انجام می دهم به نوعی رنج خود را کاهش می دهد.” با انجام این کار ، خانواده ای که او ذخیره می کند ممکن است خودش باشد.