[ad_1]

ارزش شما صرفاً با چقدر خوشحال کردن دیگران تعیین نمی شود.
من نوشته شده در مورد نزولی قهرمان بودن و استدلال می کند که انجام این کار لزوماً دلالت بر این ندارد که فرد یک فرد خوب است. همین مسئله را می توان در مورد شریک قهرمان ، مردم-لذت بخش نیز گفت. ما اغلب هر دو سازه را به عنوان شاخص فضیلت در نظر می گیریم. فرهنگ ما محافظان و ناجیان را که معمولاً مرد در این تصویر هستند ، ایده آل می کند. و این زنانی را که قربانی می کنند ، یا مردم ، ایده آل می کند. با این حال ، در زیر سطح دومی ، غالباً عصبانیت و سرسختی شدید است ، یک استقلال بیش از حد که به عنوان یک استراتژی بقا خیانت به مردم ، اساساً ، خیانت می کند.
همانطور که قهرمان به دنبال تحسین است ، لذت می برد به راحتی. در حالی که بیشتر ما کسی را در نظر می گیریم که همیشه دیگران را به خوبی خوشحال می کند ، ما اهداف این الگوی و حتی تصمیماتی را که از چشم خارج می شوند ، از دست می دهیم. چند بار آنها واقعاً آنچه را که می گویند انجام می دهند انجام می دهند؟ در واقع این یک خلوت است. اگر لذت بخش قادر به فرار از توجه باشد ، غالباً ، آنها نمی توانند به درخواست ها احترام بگذارند و بیشتر اوقات ، به خواسته های خود توجه نمی کنند. به طور خلاصه ، آنها به احتمال زیاد موافقت می کنند آنچه را که شما می خواهید انجام دهند ، اما اگر بتوانند با آن کنار بیایند ، آنچه را که می خواهند انجام دهند.
لذت بخش مردم کمتر در مورد ماده و بیشتر در مورد تصویر است.
لذت بخش ، از طریق عقلانیت های مختلف ، در انتخاب خود احساس توجیه می کند. آنها ممکن است اعتقاد داشته باشند که استقلال آنها رعایت نشده است ، اگر بگویند نه ، آنها را رها می کنند یا شهرت خود را خراب می کنند و جهان بین ستمگران و پیروان ، کسانی که حاکم هستند و کسانی که خدمت می کنند تقسیم می شود. لذت بخش راهی برای نادیده گرفتن خود به چهره های اقتدار در حالی که برخی از ظرافت های آزادی ، مخلوط کامل ایمنی و حاکمیت را حفظ می کند. با این حال ، این استراتژی اغلب آتش سوزی می کند.
هرچه بیشتر و بیشتر تصمیمات آشکار می شود ، اعتماد به دلایل مختلف از بین می رود. اولین و بدیهی ترین: به توافق نامه های لذت بخش دیگر نمی توان اعتماد کرد. دوم: ممکن است به دلیل زمان و فرصت های هدر رفته ، مداخله کننده لذت بخش ناراحت شود. و آخرین: آنها همچنین ممکن است به دلیل ارزیابی لذت بخش از آنها احساس صدمه کنند ، بنابراین به طور بالقوه به طور دائم به این رابطه آسیب می رسانند.
برای لذت بخش ، چندین سؤال وجود دارد که از خودشان بپرسند:
- یک فرد خوب چیست؟ و آیا از افراد خوب برای کل کسانی که در کل هستند قدردانی می شوند؟ این بدان معناست که آنها ممکن است همیشه سعی نکنند دیگران را خوشحال کنند ، زیرا دیگران نیز قادر به اعتماد به آنچه به آنها می گویند اعتماد دارند. برای توسعه اعتماد ، لذت بخش مجبور است بین گاه گفتن نه یا همیشه آنچه را که می گویند انجام دهد ، انتخاب کند. اولی به نظر می رسد ترجیح داده می شود.
- آیا اجازه دارم دیگران را ناامید کنم؟ من اغلب از مردم می پرسم که چرا آنها معتقدند دیگران همیشه سزاوار نسخه کامل آنها هستند.
- آیا من واقعاً اعتقاد دارم که می توانم آنچه را که واقعاً می خواهم پنهان کنم؟ برخی به طور اشتباه معتقدند که همیشه می توانند اطمینان حاصل کنند که دیگران اهداف و اقدامات پنهان خود را کشف نمی کنند.
- آیا جهان واقعاً بین کسانی که دستکاری و کنترل می کنند و کسانی که این کار را نمی کنند تقسیم می شود؟
- آیا دیگران واقعاً به آنچه می خواهم اهمیتی نمی دهند؟ غالباً انتظارات ما از دیگران مبتنی بر روابط قبلی است. بنابراین ، همانطور که روانکاویان استدلال می کنند ، ما آنها را به دیگران ارائه می دهیم ، که به روشی مهم یا حتی جزئی ، شبیه چهره های گذشته هستند. گرایش طبیعی ما تعمیم و مشارکت در تفکر سیاه و سفید است.
مردم-لذت بخش غالباً خود را “افراد تنهایی” می دانند ، به این معنی که آنها می توانند در اطراف خود دوست و خانواده داشته باشند و همزمان ، معتقدند که آنها علاقه چندانی به دنیای درونی خود ندارند ، حتی اگر این درست نباشد. به نوبه خود ، آنها بیشتر وقت خود را صرف محافظت از خود و جلوگیری از درگیری می کنند. کمک به یک مردم-خوشایند مستلزم کمک به تغییر شکل دیدگاه خود از خود و دیگران ، ارزیابی مجدد جهانی زندگی آنها است. و ارزیابی مجدد ارزش ها. در ابتدا ، من از لذت می بردم که از قهرمان چه می خواهم: منظور از داشتن یک فرد خوب چیست؟ و آیا می خواهید سعی کنید یکی شوید؟
[ad_2]