[ad_1]

درک هر فناوری جدید مدتی طول می کشد. من هنوز می توانم به یاد بیاورم که وقتی بچه ها از ماشین حساب در کلاس درس استفاده می کردند وحشت داشتیم و این باور وجود داشت که بچه ها دیگر هرگز نمی توانند به تنهایی اضافه یا کم کنند. مدارس ما اکنون رایانهها را با موفقیت یکپارچه کردهاند (حداقل در مدارسی که بودجه کافی برای داشتن آنها توسط دولت تأمین میشود)، اما آیا تلفنهای هوشمند فردی کودکان باید بخشی از محیط آموزشی باشند؟ یکی دو سال پیش، شاید گفته باشم، “حتما”. آنها فقط ابزار دیگری هستند که فرزندان ما برای یادگیری و برقراری ارتباط از آن استفاده می کنند. اما گزارشهای جدید در مورد تأثیر گوشیهای هوشمند بر کودکان در کلاس درس مرا به فکر بازنگری میاندازد. معلوم شد که دلایل زیادی برای این باور وجود دارد که تلفنها حواس بچهها را از یادگیری خودشان منحرف میکنند و برای سایر دانشآموزان و معلمان نیز مزاحم هستند.
برای خلاصه ای جالب از وضعیت علم، گزارشی از پیج مک فرسون را که اخیراً مقاله ای برای ستاره تورنتو این موضوع ممنوعیت تلفن های همراه را به عنوان پادزهری برای کاهش نمرات کودکان ما در آزمون های استاندارد بین المللی مطرح می کند. با کار کردن با هزاران مربی در طول دو سال گذشته، نیازی به یک کارآزمایی کنترل تصادفی یا کلان داده نیست تا به ما بگوید چیزی در مدارس ما اشتباه است. همه آن تلفنهایی که وزوز میکنند، بیپ میکنند، در زمانی که بچهها نیاز به تمرکز دارند، توجه را از یادگیری دور میکنند.
این مشکل حتی به موسسات فوق متوسطه نیز کشیده می شود. ملیسا هیوی از مؤسسه فناوری نیویورک طی یک مطالعه کوچک با 106 دانش آموز نشان داد که افرادی که تلفن هایشان را در طول کلاس به طور فیزیکی از آنها جدا کرده بودند، سطوح بسیار بالاتری از درک را گزارش کردند، در مقیاس های اضطراب نمره پایین تری کسب کردند و ذهن آگاهی بسیار بهتری را در کلاس نشان دادند. کلاس درس نسبت به دانشآموزانی که تلفنهای خود را همراه خود نگه داشتهاند، چه آن تلفنها روشن یا خاموش باشند.
مشکل پدر و مادر
خوشبختانه، هیئت مدیره مدارس هم به کارکنان آموزشی و هم به محققان گوش می دهند. در سال تحصیلی آینده، حوزههای قضایی در سراسر ایالات متحده و کانادا تلفنهای همراه را در کلاسهای درس ممنوع میکنند و از استراتژیهای مختلفی برای خاموش کردن آن استفاده میشود. استراتژیهایی که به نظر میرسد بهترین عملکرد را دارند، آنهایی هستند که ممنوعیت کامل را تضمین میکنند و تحمل صفر را برای کودکانی که از تلفنهایشان در زمان کلاس استفاده میکنند، ندارند. وقتی یک قانون برای همه اعمال می شود، اجرای آن آسان تر است.
اما مشکل دو جانبه بوده است. اولین مورد این است که کودکانی که از لحاظ اجتماعی به دلیل فقر و نژاد آسیب دیده اند، گزارش می دهند که توسط مربیان تحت نظارت دقیق تر قرار می گیرند و به دلیل نقض ممنوعیت تلفن همراه مجازات های سخت تری دریافت می کنند. این متأسفانه برای کودکان گروه هایی که در معرض نژادپرستی و عدم تحمل هستند، تجربه غیرمعمولی نیست. یکپارچگی در نحوه اعمال قوانین می تواند به تضمین برابری در مدارس ما کمک کند.
اما مشکل بزرگتر، والدینی است که اصرار دارند حق دارند همیشه با فرزندشان در تماس باشند و برداشتن تلفن کودک، فرزندشان را در معرض خطر قرار میدهد. اگر در مدرسه تیراندازی شود چه؟ قلدری؟ یا کودک احساس بیماری می کند؟ والدین نسبت به هر تهدیدی که امنیت فرزندشان را تهدید می کند بسیار هوشیار شده اند. متأسفانه، والدین بیش از حد محافظتکننده میتواند کودکان را مضطربتر کند و از نظر تحصیلی عملکرد بدتری داشته باشد (به عبارت دیگر، تمام انرژی که از کودکان محافظت میکند در واقع از نظر رشدی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد). برداشتن تلفنها و گفتن به والدین برای آرامش، کمک زیادی به رشد کودکان به عنوان یادگیرنده میکند و باعث میشود از والدینی که بیشتر به آنها آسیب میرسانند، استراحت کنند.
در حالی که من میتوانم با والدینی که همیشه برای فرزندانشان راه نجاتی میخواهند همدردی کنم، باید پرسید: “به چه قیمتی تلفنهای همراه را در کلاس نگه میداریم؟” و “آیا آنها واقعاً فرزند ما را در طول بحران ایمن تر نگه می دارند؟” پاسخ به هر دو سوال نگران کننده است. در حالی که احتمال خشونت در مدارس ما بسیار زیاد است، تلفن های همراه به یک تهدید تضمین شده برای سلامت روانی و عملکرد تحصیلی فرزندمان تبدیل شده اند. چرا در صورت وقوع یک حادثه خشونت آمیز در مدرسه به خطر می افتیم؟
والدین ممکن است از اینکه به آنها گفته شود چه کاری می توانند انجام دهند و چه کاری نمی توانند انجام دهند متنفر باشند، اما در این مورد، ما باید به مربیان خود اعتماد کنیم و زمانی که آنها برای اطمینان از رفاه و موفقیت تحصیلی فرزندانمان کاری را که باید انجام دهند، از آنها حمایت کنیم.
[ad_2]