14:57 - 2025/06/06

آیا من کمک می کردم ، یا فقط در فیلمنامه او نقش ایفا می کردم؟

[ad_1] قسمت اول از یک سری دو قسمتی. این پست براساس کامپوزیتی از موارد دنیای واقعی است. این داستان برای نشان دادن ویژگی های کلیدی و پویایی شکل گرفته است ، با مشخص کردن جزئیات تغییر یافته برای محافظت از حریم خصوصی. وقتی برای اولین بار با او...

آیا من کمک می کردم ، یا فقط در فیلمنامه او نقش ایفا می کردم؟

[ad_1]

قسمت اول از یک سری دو قسمتی.

این پست براساس کامپوزیتی از موارد دنیای واقعی است. این داستان برای نشان دادن ویژگی های کلیدی و پویایی شکل گرفته است ، با مشخص کردن جزئیات تغییر یافته برای محافظت از حریم خصوصی.

وقتی برای اولین بار با او آشنا شدم ، به عنوان مربی حرفه ای در یک برنامه آمادگی در محل کار برای بزرگسالان داوطلب شدم. او یک دهه جوان تر ، نرم و نرم و با آسیب پذیری ظاهری بود.

او با داستانی از درد عمیق به من آمد: یک شکست ویرانگر ، خانواده و دوستان بی فایده ، و اکنون ، تعلیق دانشگاهی پس از مهلت های درسی از دست رفته. او به من گفت که هیچ کس دیگری ندارد که به آن مراجعه کند. من منتقل شدم

من اعتقاد داشتم که می توانم کمک کنم.

اما با گذشت زمان ، تصویری متفاوت پدیدار شد. یکی که باعث شد من نه تنها او ، بلکه نقش خودم را در داستان او سؤال کنم.

من متوجه شدم که من مربی او نیستم – من در فیلمنامه کسی که با اختلال شخصیت هیستونی زندگی می کند ، شخصیت شده ام.

اختلال شخصیتی تاریخچه چیست؟

اختلال شخصیت هیستونی (HPD) یک وضعیت سلامت روانی است که با الگویی از عاطفی بیش از حد و رفتارهای جلب توجه مشخص می شود.

با توجه به DSM-5-TRافراد مبتلا به HPD اغلب احساسات شدید و به سرعت در حال تغییر را نشان می دهند ، از ظاهر فیزیکی خود برای جلب توجه استفاده می کنند و بیان اغراق آمیز احساسات را نشان می دهند. آنها ممکن است روابط را صمیمی تر از آنچه که هستند ببینند و با عمق عاطفی واقعی مبارزه کنند.

با این حال ، HPD همیشه به روشهای آشکار چشمگیر نیست. این می تواند مخفیانه ، زیر لایه های کاریزما ، قربانی یا جذابیت را نشان دهد. این شکل پنهان اغلب همان چیزی است که HPD را برای افراد اطراف فردی که با این بیماری زندگی می کنند ، گیج کننده می کند. ممکن است فرد برای توجه در ملاء عام فریاد نکند بلکه در عوض دیگران را به روایتی سوق دهد که در آن دائماً مورد ستم و سوء تفاهم قرار می گیرند.

پریشانی آنها واقعی است. درد آنها معتبر به نظر می رسد. اما فیلمنامه عاطفی دوباره تمرین می شود.

زن جوان با فیلمنامه

او غالباً خود را به عنوان شخصی که دائماً به دیگران می داد – به تصویر می کشد – دوست وفادار ، عاشق خیانت شده ، دختر سوء تفاهم. او قصه های شرکای دستکاری کننده ای را که از نظر مالی و عاطفی از او سوءاستفاده می کردند ، بازگو کرد.

وقتی از او پرسیدم که آیا او خانواده یا دوستانی دارد که می تواند به آن مراجعه کند ، اعتراف کرد که انجام داد ، اما به سرعت آنها را با نگاه زنگ به چهره خود برکنار کرد و گفت که او ترسیده است: “آنها واقعاً من را درک نمی کنند.”

در گفتن او ، او کاملاً بی گناه و منزوی بود. اما در واقعیت ، خانواده و دوستان وی بسیار سخاوتمندانه و از نظر عاطفی حضور داشتند. به عنوان مثال ، مادرش از چهره سرسخت یا غیرقابل دسترسی که او دلالت داشت ، دور بود. در مقابل ، مادرش از نظر مالی حمایت مالی و از نظر عاطفی سرمایه گذاری می کرد و هر فرصتی را فراهم کرده بود – از آموزش نخبه گرفته تا زندگی راحت در خارج از کشور.

هیچ یک از اینها آن را وارد داستان او نکرد.

در زندگی دانشگاهی خود ، عملکرد اجرایی ضعیفی را به نمایش گذاشت. تکالیف ناتمام ، ایمیل های بی پاسخ ، سخنرانی های بدون مراقبت انجام شد. تعلیق او یک فاجعه ناگهانی نبود. این یک نتیجه قابل پیش بینی بود. اما وقتی این اتفاق افتاد ، این یک طرح دیگر در مونولوگ عاطفی او شد: “من برای مطالعه خیلی صدمه دیدم.”

وقتی او پس از تعلیق به من نزدیک شد ، من دستکاری را ندیدم. درد دیدم او خیلی گم و شکننده به نظر می رسید. تنها چیزی که او می خواست این بود که کسی به او ایمان داشته باشد. چگونه می توانم کمکی نکنم؟

من زمان ، راهنمایی حرفه ای و پشتیبانی عاطفی را ارائه دادم ، حتی به او کمک کردم تا در یک برنامه کارشناسی ارشد به مکانی برسد.

فقط بعداً فهمیدم که چه اتفاقی افتاده است: او مرحله جدیدی پیدا کرده بود ، جایی که او قربانی ناتوان و زخمی شده بود – و من به عنوان ناجی او بازیگر شدم.

از قربانی تا روشنفکرانه تا اغواگر

افراد مبتلا به HPD اغلب فاقد احساس پایدار از خود هستند. برای پر کردن خلاء ، آنها هویت ها-قربانی ، روشنفکر ، اغوا کننده-را ساختند و دیگران را به همبازی در عملکرد خود دعوت می کنند.

وی پس از پیوستن به برنامه کارشناسی ارشد ، شخصیت “بیش از حد آسیب دیده برای مطالعه” را دور ریخت و یک مورد جدید را پذیرفت: محقق با استعداد فکری. او با اطمینان در سمینارها صحبت کرد و بر بحث و گفتگو با استعداد تئاتر مسلط شد. خنده او در تنظیمات اجتماعی با صدای بلند بود ، زبان بدن او مورد توجه قرار می گرفت و سخنرانی وی گلدار و خودآزمایی بود. او دیگر به دنبال ترحم نبود. او اکنون به نظر می رسد “فعال” است و خواستار تحسین است.

در خصوصی ، او هنوز هم کودک زخمی را بازی می کرد. در زمینه های دانشگاهی ، او روشنفکری را بازی کرد. و در رسانه های اجتماعی ، او خود را به عنوان قهرمان اغوا کننده معرفی کرد و تصویری آنلاین را که تحریک آمیز جنسی بود ، غالباً عکس هایی با نشانه های جنسی آشکار – شانه های لخت ، عبارات شرجی و نکات معاشقه می خواند. در بعضی مواقع ، این عملکرد تئاتری به نظر می رسید – مانند عکس صحنه ای از “افتاده” او در پیاده رو ، مبهم و به طرز هنری مطرح شده و تمایل را بیش از نگرانی دعوت می کند. به صورت حضوری ، او مرزها را با رفتار معاشقه-حتی با زنان ، علی رغم شناسایی به عنوان دگرجنسگرا-و در زمینه های کاملاً غیر رومی ، تار کرد.

صفات HPD غالباً شامل رفتارهای جنسی نامناسب در تعامل بین فردی است ، و او این موضوع را مثال زد – تقریباً هر تعامل را از طریق یک لنز جنسی یا عاطفی تحریک آمیز ، صرف نظر از جنسیت یا متن ، می دهد.

تمام این حرکات تقویت می کند که شیوه های جنسی او کمتر در مورد تمایل و بیشتر در مورد کنترل و عملکرد است – یک استراتژی برای حفظ توجه و تسلط در هر تعامل.

این سیالیت هویت – که بین شهید سوء تفاهم ، اقتدار فکری و قهرمان عاشقانه – مشخصه مشخصه HPD مخفی است.

روابط ساخته شده بر روی فانتزی و درام

او مردان از نظر عاطفی را در دسترس قرار داد و روابط پرشور و کوتاه مدت را ایجاد کرد که به ناچار با طرد دراماتیک به پایان رسید. کسانی که از طریق عملکرد دیدند ، شرور شدند. شرکای معتبر و مهربان به عنوان کسل کننده رد شدند: آنها متناسب با فیلمنامه نبودند. او تمایل به صمیمیت ، هرج و مرج را برای آرامش ترجیح داد.

او غالباً از طریق برنامه های دوست یابی به دنبال اهداف عاشقانه بود و موقعیت مکانی خود را در شهرهای دور و پر زرق و برق قرار می داد. یک غریبه به زودی به مرکز دنیای خود تبدیل می شود و پس از تماس های ویدیویی روزانه و به سرعت در حال تشدید شدت عاطفی ، او ممکن است در طی چند هفته پرواز کند. روابط فیزیکی بلافاصله شروع شد – نه به اندازه تکانشی ، بلکه به عنوان مقصد. “من فکر می کنم او یکی است ،” او یک بار گفت. “ما از دو قاره مختلف با چنین روشی چشمگیر ملاقات کردیم. این باید به معنای چیزی باشد.”

این الگوهای نشان دهنده مشخصه HPD است: روابط ناشی از شدت و فانتزی ، نه عمق یا ثبات. روایت دراماتیک – نشست غیرممکن ، سفر فراملی ، شور و شوق فوری ، فداکاری – به عنوان تئاتر عاطفی خدمت می کرد.

فقط بعداً شروع به پرسیدن کردم: آیا تا به حال شخص زیر نقش را دیده ام؟

برای ادامه ، به قسمت 2 مراجعه کنید: پشت عملکرد.

[ad_2]

مطالب مرتبط

برنجستان