[ad_1]

“شما باید قبل از اینکه بتوانید هر کس دیگری را دوست داشته باشید ، خود را دوست داشته باشید” یکی از اصلی ترین روانشناسی های پاپ است. این یک مانترا احساس خوب است که در کتابهای خودیاری ، فرهنگ پاپ و الگوهای بی پایان اینترنت تکرار می شود. احساسات ساده ، جذاب و آسان است. اما آیا واقعاً درست است؟
این ایده از کجا آمده است؟
این عقیده که عشق به خود یک پیش نیاز برای دوست داشتن دیگران است از هیچ جا بیرون نیامده است. این هم از روانشناسی و هم از فرهنگ عامه ناشی می شود ، اگرچه منشأ دقیق آن دشوار است. برخی ریشه های آن را به فلسفه های شرقی مانند بودیسم و تائوئیسم ردیابی می کنند ، که خودآگاهی و آرامش درونی را به عنوان پله سنگ به دلسوزی برجسته می کند. در غرب ، این ایده از طریق روانشناسی اومانیستی صورت گرفت. کارل راجرز ، یک شخصیت اصلی در این زمینه ، استدلال می کند که خود پذیرش و آنچه او “توجه مثبت بی قید و شرط” نامیده می شود برای ایجاد روابط معنی دار و معتبر ضروری است. (راجرز ، 1957)
رونق خودیاری دهه 1970 تا دهه 1990 بر اهمیت عشق به خود در روابط تأکید کرد. پرفروش ها ، مانند M. Scott Peck's جاده کمتر سفر می کرد وت شما می توانید زندگی خود را بهبود بخشید توسط لوئیز هی ، این پیام را ارتقا داد که شفابخشی شخصی و عشق به خود برای عشق و صمیمیت ضروری است. در این زمان ، عباراتی مانند “شما باید قبل از اینکه بتوانید از هر کس دیگری مراقبت کنید” از خود مراقبت کنید “و ایده” قرار دادن ماسک اکسیژن خود را در ابتدا “برای تعیین مرزها و اولویت بندی سلامت روان پیدا کرد. در دهه های اخیر ، این عبارت در کمدی های عاشقانه ، نمایش های گفتگوی و رسانه های اجتماعی جریان اصلی را به خود اختصاص داد. RuPaul به ساخت این نماد با ورود به سیستم کمک کرد ، “اگر نمی توانید خود را دوست داشته باشید ، چگونه در جهنم شما شخص دیگری را دوست خواهید داشت؟”
ضرر چیست؟
این عبارت اغلب خوب است. در نگاه اول ، به نظر می رسد توصیه خوبی است. این طنین انداز است زیرا مردم می دانند که خودآگاهی می تواند روابط را پیچیده کند. با این حال ، بسته به نحوه تفسیر آن ، می تواند مشکل ساز یا حتی مضر باشد. برای افرادی که با عزت نفس ، افسردگی یا تروما کم تلاش می کنند ، این عبارت می تواند به عنوان مقصر قربانی مقصر یا بی اعتبار باشد. این بدان معناست که مشکل آنها در روابط تقصیر آنهاست که “خود را به اندازه کافی دوست نداشته باشند” ، که می تواند گناه را به درد موجود اضافه کند.
این گفته همچنین احساسات پیچیده را به یک باینری کاذب کاهش می دهد. عشق یا گزاره ای نیست. بسیاری از افراد می توانند (و غالباً انجام می دهند) دیگران را عمیقاً دوست داشته باشند در حالی که با شک و تردید کشتی می گیرند. مردم پیچیده و کثیف هستند و احساسات ما به ندرت در الگوهای مرتب و قابل پیش بینی قرار می گیرند. علاوه بر این ، این عبارت به یک روند بزرگتر در روانشناسی پاپ می پردازد ، این ایده که تحقق صرفاً ناشی از رفع خودتان است. البته رشد شخصی مهم است ، اما بهزیستی عاطفی نیز از ارتباط و پشتیبانی ناشی می شود ، نه فقط از عشق به خود.
این تحقیق چه می گوید؟
در پشت شعار حقیقت وجود دارد ، فقط به روشی که معمولاً ارائه می شود. مطالعات نشان داده اند که افراد با عزت نفس بالاتر تمایل دارند در روابط عاشقانه خود راضی تر باشند. اما جالب اینکه ، برعکس نیز صادق است. قرار گرفتن در یک رابطه خوب می تواند عزت نفس را بهبود بخشد. (لوسیانو و اورت ، 2017) این نشان می دهد که عشق به خود و عشق عاشقانه بر یکدیگر تأثیر می گذارد. قبل از ورود به یک رابطه نیازی به “کامل خود را دوست ندارید” ، اما کار کردن روی هر دو به طور همزمان می تواند قدرتمند باشد.
در حقیقت ، با اعتقاد به اینكه شما باید از نظر عاطفی بی عیب و نقص باشید قبل از اینکه شایسته عشق باشید ، می توانید آتش سوزی کنید. تحقیقات نشان می دهد که مجبور کردن گفتگوی مثبت به افراد دارای عزت نفس پایین می تواند در واقع باعث بدتر شدن آنها شود. (وود و همکاران ، 2009) این می تواند احساس شکست را افزایش داده و افراد را به سمت انزوا سوق دهد. این ایده ممکن است مردم را از جستجوی پشتیبانی یا صمیمیت در صورت نیاز به بیشترین نیاز خودداری کند.
بنابراین ، شما لازم نیست که برای عشق یا دوست داشتن خود کاملاً دوست داشتنی باشید. مشکل دوست داشتن دیگران قبل از دوست داشتن خود نیست ، این اعتقاد بر این است که شما تا زمانی که انجام دهید ، بی ارزش از عشق هستید.
[ad_2]