در کانادا، سابرینا کالدهار را یک قاتل زنجیره ای می نامند، اما اگر مجرم شناخته شود، ممکن است او را یک قاتل ولگردی و ولگردی بخوانند. به نظر میرسد که قتلها زنجیرهای از حوادث را تشکیل میدهند که توسط یک عامل آغازگر ایجاد میشوند که در طول ولگردی و ولگردی بر مجرم تأثیر میگذارد. حداقل سه نفر در حداقل دو مکان کشته شدند. اگرچه FBI دیگر از “ولگردی و قانونی شکنی” به عنوان یک مقوله چندکشی استفاده نمی کند، اما همچنان برای مطالعه انگیزه در جرم شناسی مفید است، به ویژه برای چنین مورد نادری.
کاولدهار 30 ساله متهم به انجام سه قتل در سال جاری بین 1 تا 3 اکتبر در سه شهر مختلف در انتاریو کانادا است. او یکی از قربانیان را می شناخت و به طور تصادفی دو نفر دیگر را در مکان های جداگانه با چاقو زد. اولین قربانی هم اتاقی کالدهار در تورنتو بود. یک روز بعد، کولدار مردی را در پارکی در آبشار نیاگارا با چاقو زد. او سپس با حملونقل عمومی به همیلتون رفت و در یک پارکینگ به مردی ۷۷ ساله نزدیک شد و او را با چاقو زد. هیچ یک از این دو مرد او را تحریک نکرده بودند. هیچ کدام او را نمی شناختند. این حملات تصادفی بود. یک ارزیابی سلامت روان برای تعیین شایستگی کولدار برای رسیدگی قانونی دستور داده شده است.
همکارم، مارک سافاریک، نمایهگر سابق افبیآی، و من در مورد انگیزههای قاتل ولگردی و قانونی تحقیق کردیم، و از این کار، میتوانیم پیشبینی کنیم که احتمالاً چه چیزی باعث ایجاد کالدهار شده است. بر اساس گزارشهای خبری، سوابق دادگاه نشان میدهد که او در سال ۲۰۱۸ بهخاطر چندین جرم خشونتآمیز از جمله شکستن و ورود، حمله با سلاح و حمله به یک افسر محکوم شده است.
با این حال صاحبخانه دو ساله اش او را فردی آرام و مسئول توصیف کرد که همیشه اجاره بها را به موقع پرداخت می کرد. او یک زن مسنتر به نام Trinh Thi Vu را دعوت کرده بود تا برای کمک به مخارج با او زندگی کند. صاحبخانه از هر دوی آنها در مورد نظافت و سر و صدا شکایت شنیده بود، اما او شاهد هیچ تجاوز یا خصومتی نبود. وقتی در اول اکتبر برای کالدهار تحویل شد، صاحبخانه وارد آپارتمان شد و Vu را روی زمین پیدا کرد که خونریزی داشت. پلیس تشخیص داد که او کشته شده است.
کالدهار یک زن تنها و سفیدپوست است که طی سه روز از چاقو استفاده کرد. ما هنوز نمی دانیم چرا، اما می توانیم به طور منطقی یک انگیزه احتمالی را حدس بزنیم. در سال 2019، سافاریک و من یک پایگاه داده از 358 مورد کشتار ولگردی و ولگردی جمع آوری کردیم که شامل 418 فرد از 43 کشور بود. ما این مجرمان را در پنج دسته اصلی (خشم-انتقام، ماموریت، ناامیدی، بیماری روانی و سرقت-هیجان) و چهار دسته ثانویه دسته بندی کردیم که می توانند با دسته های اولیه (حرکت در مکان های تنگ، چندکشته های مختلط، ولگردی و قانونی شکنی مورد نظر و منحصر به فرد همپوشانی داشته باشند). شرایط). چندین دسته زیرمجموعه ها را به دست آوردند. در برخی از حوادث یک مجرم تنها بود، در حالی که برخی دیگر تیمها را درگیر کردند.
در میان حوادث ولگردی و قانونی، ما تعداد کمی از زنان را مییابیم که به تنهایی عمل میکنند. آنها به احتمال زیاد در تیم هایی مانند کاریل ان فوگیت با چارلز استارک ودر یافت می شوند، اما هرگز به عنوان مغز متفکر یا سرگروه نیستند. تیمی که فقط زن باشد وجود نداشت. برخی از شرکتکنندگان زن ممکن است به جز در ولگردیهای هیجانانگیز، همدستانی سازگار در نظر گرفته شوند. به طور کلی، حدود 5 درصد از قاتلان ولگردی و قانونی شکنی زن هستند که تنها پنج نفر (اکنون شش نفر) به تنهایی عمل می کنند. آنها در همه ظاهر می شوند به جز ناامیدی دسته بندی
سلاح منتخب 75 درصد قاتلان ولگردی و ولگردی اسلحه گرم است که معمولاً یک تفنگ دستی است. کسانی که از اسلحه و سلاح های دیگر مانند چاقو استفاده کردند، با ۱۲ درصد در رتبه بعدی قرار گرفتند. تیغه ها شامل چاقو، قمه و تبر (8.3 درصد) بود. تنها حدود 2 درصد قربانیان خود را (معمولاً با چکش) کوبیدند و 1 درصد آنها را خفه یا خفه کردند. 2 درصد نهایی شامل روش های متفرقه مانند بمب، گرز یا آفت کش ها بود.
بیشتر ولگردی ها در مطالعه ما (40 درصد) به مدت یک تا سه روز ادامه یافت و پس از آن 18 درصد که کمتر از دو ساعت طول کشید. پس کولدهار معمولی خواهد بود.
ولگردیهای انتقامجویانه خشم شایعترین و پس از آن دزدی-هیجان بود. به نظر می رسد ضررهای قابل توجه یک محرک اصلی (رابطه، پول، اشتغال) تقریباً 30 درصد است و پس از آن انگیزه های مربوط به یک مأموریت یا نفرت (15 درصد) و بیماری روانی (12 درصد) قرار دارند. در میان دزدیهای هیجانانگیز، جنایات قبلی تأثیرگذار بودند. حدود 1.4 درصد به دنبال شهرت بودند. با توجه به رفتاری که در پرونده کاولدار شرح داده شد، به نظر می رسد که برخی از مسائل با هم اتاقی او خشونت مرگبار را تسریع کرده است و سپس او فقط به راه خود ادامه می دهد، یا عصبانی یا دچار یک بحران سلامت روانی (یا هر دو).
30 درصد از قاتلان ولگردی و ولگردی در دسته خشم-انتقام در ابتدا فردی را که می شناختند کشتند و سپس به غریبه ها حمله کردند. ما این زیر مجموعه را نام بردیم هدف قرار گرفته است و تصادفی – فرصت طلب (در مقابل فقط هدف قرار گرفته است یا فقط تصادفی – فرصت طلب). به نظر می رسد رفتار کالدهار مناسب است. یک مثال مشابه جنیفر سن مارکو است که در سال 2006 در کالیفرنیا به یک ولگردی خشمگین رفت. ابتدا یک همسایه را کشت. سپس او به محل کار سابق رفت تا هفت نفر دیگر را به قتل برساند. اگرچه او بیمار روانی (اسکیزوفرنی پارانوئید) بود، اما کینه ای دیرینه نیز داشت.
ما منتظر خواهیم بود و ببینیم که روند کالدهار چه چیزی را کشف می کند، اما خشم یا بیماری احتمالاً نقش مهمی داشته است. او به عنوان یک قاتل نادر ولگردی و ولگردی زن (در صورت محکومیت به این عنوان)، باید مورد مطالعه قرار گیرد.