[ad_1]

پاسخ کوتاه به اینکه آیا شما چندگانه وجود دارد، بله است. زیرا، مانند دیگران، شما به طور طبیعی در درون خود دارای حالت های ذهنی و احساسی متعددی هستید که به منحصر به فرد بودن انسان شما اضافه می شود.
بنابراین چالش واقعی این است که تشخیص دهید کدام احساس یا حالت روانی خاص در هر لحظه در درون شما غالب است. و این حالتی است که (هر چند موقت) شما را برای خود و دیگران تعریف می کند.
علاوه بر این، مهم نیست که کدام نوع ممکن است در آگاهی شما برتر باشد، آن نسخه به نظر می رسد که نمایانگر خود واقعی، تغییرناپذیر و تغییرناپذیر شماست. و برای ایجاد این ارتباط شخصی به سختی نیاز به جهان های موازی وجود دارد. صرف داشتن یک باور در روانشناسی انسان، وجود (احساس) آن را تأیید می کند.
جهانی که ما در آن زندگی می کنیم به بهترین وجه از نظر تعدد آن به تصویر کشیده شده است. این رفتار ما را بدون داشتن “اراده” آگاهانه اداره می کند. این چیزی است که ما در آن متولد شده ایم. این خود زندگی است.
انسان ها با تجسم ذرات و امواج، نه تنها می توانند خود را به عنوان مقادیر ثابتی از مواد آلی، بلکه به عنوان حامل های پر جنب و جوش انرژی ببینند. این انرژی از طریق افکار، احساسات و اعمال منتقل میشود – و به طور صمیمانه افرادی را که آن را دریافت میکنند، بدون توجه به اینکه از آن آگاه هستند یا نه، احاطه میکند.
بدون شک، هر چیزی که ما از آن آگاه نیستیم، نمی کند به نظر می رسد داشتن هر واقعیتی اما مستقل از آگاهی ما وجود دارد. جایی در درون ماست و بسته به اینکه چه چیزی ممکن است آن را تحریک کند، می تواند در هر زمان ظاهر شود. ما میتوانیم آگاهانه سعی کنیم آن را در زمان حال به ما نشان دهیم، اما هرگز “دستور العمل” برای انجام این کار به ما داده نشده است، بنابراین واقعیت (ذهنی) آن همچنان از ما دور خواهد ماند.
از این گذشته، آنچه در تئوری ممکن است ممکن است در واقعیت از ما دوری کند. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که به جستجوی خود برای یافتن آن ادامه دهیم، به این امید که بتوانیم هدف جستجوی خود را وادار به حضور کنیم، حتی اگر میترسیم انجام آن فراتر از ظرفیت ما باقی بماند. یعنی ممکن است از دسترس ما فراتر رود و جستجوی ما را برآورده نکند – و احتمالاً ناکامل.
ماهیت زندگی چنین است: جستوجوی همیشگی در جستجوی آنچه در درون ماست، اما فراتر از توانایی لحظه به لحظه ما برای دسترسی.
شما همیشه بیشتر از هر نسخه ای از شما حضور دارید. اما شما نمی توانید همزمان با شما احساس کنید – یا هستید – شما که تجربه می کنید. بنابراین شما با این پارادوکس باقی میمانید که «شما کامل» هرگز نمیتواند واقعیت شما باشد. آن حالت از وجود برای همیشه زاییده تخیل شما باقی خواهد ماند، علیرغم واقعیت همیشه حاضر.
© 2025 Leon F. Seltzer, Ph.D. تمامی حقوق محفوظ است.
[ad_2]