مقابله با استرس بخشی از زندگی عادی است. سبک های مقابله ای بر بسیاری از جنبه های زندگی تأثیر می گذارد – روابط، کار، سلامت جسمانی و سلامت روانی. ممکن است یاد بگیرید و خود را در مورد راه های مفید برای مقابله با آن یاد بگیرید. مقابله خوب در یک موقعیت ممکن است برای نوع دیگری از رویدادهای استرس زا مفید نباشد. مقابله شامل می شود اعمال یا رفتارهای آگاهانه برای مقابله با برخوردهای استرس زا
دو سبک مقابله ای
دو پیشگام در تحقیقات مقابله ای لازاروس و فولکمن هستند. آنها دو سبک مقابله را کشف کردند-مشکل محور و متمرکز بر احساسات. در مقابله متمرکز بر مشکل، افراد به مشکل ناراحت کننده نگاه می کنند تا علت آن را تشخیص دهند و قبل از اقدام تصمیم بگیرند که چگونه آن را مدیریت کنند. در مقابله متمرکز بر هیجان افراد از واکنش های هیجانی برای مقابله با مشکلات خود استفاده می کنند. فولکمن و لازاروس میدانند که هم عوامل شخصیتی و هم فرآیندهای مقابلهای مورد استفاده در نحوه مدیریت افراد نقش دارند.
پرلین و اسکولر ویژگی های شخصیتی را بررسی کردند. آنها دریافتند که شخصیت افراد در موقعیت هایی که کنترل کمی بر موقعیت دارند، مانند محیط کارشان، به آنها کمک می کند. در شرایط کنترل بیشتر، مانند ازدواجشان، این واکنشهای مقابلهای مردم بود، نه شخصیتشان، که بیشترین کمک را به آنها کرد.
در مشکل محور راه مقابله، افراد در تلاش های شناختی و رفتاری برای حل مشکل شرکت می کنند. عواطف آنها در سطح پایین است. ممکن است بپرسند آیا برای من ضرری وجود دارد؟ آیا سلامتی یا زندگی کسی در خطر است؟ برای بهبود وضعیت چه می توان کرد؟
در متمرکز بر احساسات راه مقابله، مردم ممکن است تصمیم بگیرند اجتناب از وضعیت با به تعویق انداختن، معتاد شدن یا پذیرش این ایده که هیچ کاری نمی توانند برای مدیریت موقعیتی که در آن هستند انجام دهند.
مقابله ناسازگار
لازاروس و فولکمن دریافتند که افراد هنگامی که در یک موقعیت استرس زا چیزهای بیشتری برای از دست دادن داشتند، علائم روانی شدیدتری را تجربه می کردند. سبکهای ناسازگار مقابلهای، پریشانی روانشناختی بیشتری ایجاد میکنند (کامپس و همکاران). چنین برخوردهای ناسازگارانه ای شامل سرکوب احساسات و اجتناب از موقعیت های استرس زا است.
منبع: رابین هیگینز/Pixabay
مقابله اجتنابی
به طور کلی، مقابله با یک موقعیت استرس زا با استفاده از اجتناب مفید نیست زیرا منجر به پریشانی روانی می شود. اجتناب شامل انکار نگرانی های آگاهانه، به تعویق انداختن اقدام، اعتیادهای رفتاری، سوء مصرف مواد و پرت کردن خود از احساسات و افکار است.
مقابله ضعیف به دلیل اجتناب در تشخیص افسردگی بالینی، PTSD و سایر اختلالات اضطرابی یافت می شود. سبک مقابله اجتنابی با علل اساسی فوریت دست و پنجه نرم نمی کند. موس و شافر میگویند که اجتناب از زمانهای پریشان به عزت نفس ضعیفتر منجر میشود.
با این حال، شرایطی وجود دارد که اجتناب از آنها می تواند مفید باشد. این زمانی است که خطر آسیب برای شما زیاد است یا تهدید می شوید. یکی دیگر از شرایط زمانی است که شما با موقعیت های خارج از کنترل خود مواجه می شوید. دوری از موقعیت ممکن است در این موارد به شما کمک کند.
مقابله تقابلی
یکی دیگر از شیوههای مقابلهای که عمدتاً مفید نیست، مقابله مقابلهای است، زمانی که فرد در موقعیتی پرتنش با فرد یا شرایط دیگری روبرو میشود. مقابله رویارویی علائم روانشناختی بیشتری ایجاد میکند، زیرا معمولاً چنین است نه مشکل را حل کند. زمانی که عزت نفس تهدید می شود بیشتر استفاده می شود. وینگر و همکاران دریافتند که استثنا در موارد بیماری های تهدید کننده زندگی مانند سرطان است. بیماران بیمار هنگام پرسیدن سؤالات مقابله ای، به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات و درخواست مستقیم حمایت عاطفی و عملی از پرسنل پزشکی که آنها را درمان می کردند، بهتر عمل کردند.
در نتیجه، مقابله بسیار متغیر است، بسته به شرایط و هم ارزیابی شناختی و هم پاسخهای عاطفی به مشکلات استرسزا. به طور کلی سبکهای مقابلهای متمرکز بر مشکل با نتایج روانشناختی بهتری نسبت به مقابله با اجتناب و رویارویی متمرکز بر هیجان همراه است، اما نه در همه شرایط.