در این زمانهای پر استرس، ممکن است از روشهای بیشتری برای کاهش استرس استفاده کنیم. با این حال، ممکن است به مکانیسمهای مقابلهای تکیه کنیم که برای ما و اطرافیانمان مفید نیستند.
انکار یک مکانیسم دفاعی انسان است که در اصل توسط زیگموند فروید پیشنهاد شده است. وقتی از انکار استفاده میکنیم، مهم نیست که چقدر شواهد برای حمایت از آن وجود داشته باشد، از رویارویی با یک موقعیت یا واقعیت امتناع میکنیم. این یکی از راههای محافظت از خود در برابر بخشهای ترسناک خود، دیگران و موجودات بزرگتری مانند جامعه یا کشورمان است. انکار تا زمانی که این کار را نکند خوب کار می کند.
برای برخی از افراد، مواجهه با انکار در افراد دیگر ممکن است یک آزار و اذیت حیوان خانگی باشد و حتی ممکن است یک محرک عاطفی باشد، به خصوص برای کسانی که در خانواده هایی با اعتیاد یا اختلال کار بزرگ شده اند. بسیاری از مردم تمام زندگی خود را حداقل تا حدی در حالت انکار زامبی مانند با نتایج تا حدودی قابل قبول زندگی می کنند. انکار ممکن است به عنوان نوعی محافظت از خود استفاده شود و می تواند کمک کند تا دنیای اطراف ما امن، امن و قابل پیش بینی به نظر برسد. اما در مورد زمانی که انکار دیگر در زندگی ما خدمتی به ما نمی کند چه می شود – وقتی به ما یا دیگران آسیب می رساند یا ما را از حرکت به جلو در زندگی باز می دارد؟
چگونه بفهمیم که در مقیاس فردی یا اجتماعی در انکار هستیم، همانطور که در انکار تغییرات آب و هوایی دیده می شود؟ در سطح فردی، اعتیاد به مواد (یا اعتیاد به هر طریقی) یک مثال است. در سطح گروهی یا اجتماعی، داستان «لباس جدید امپراتور» به ذهن خطور می کند. نکته کلیدی این است که خودمان را هماهنگ کنیم تا بتوانیم کشف کنیم که آیا ممکن است بخشی کوچک یا شاید بسیار بزرگ از خودمان در حال انکار باشد یا خیر.
مسیرهایی برای کشف اینکه آیا در انکار هستیم یا خیر
چگونه شروع به بررسی دنیای درونی خود کنیم تا مکانیسم دفاعی انکار خود را رمزگشایی کنیم؟ راه های مختلفی برای انجام این سفر خودیابی وجود دارد.
1. یک بررسی زندگی انجام دهید
یکی از راههای شروع، انجام کاری به نام مرور زندگی است. این یک بررسی عمیق و صادقانه از زندگی ما تا به امروز است. همچنین راهی برای تصمیم گیری در مورد تغییراتی است که می خواهیم برای خودمان ایجاد کنیم. مروری بر زندگی ممکن است در طول زمان به جای یک جلسه انجام شود تا عمیقاً زندگی ما را تا کنون بررسی کرده و مورد بررسی قرار دهد. ممکن است کمک کند که در مورد زندگی خود نه تنها از دیدگاه خود، بلکه از دیدگاه دیگرانی که دوستشان داریم یا عمیقاً آنها را تحسین می کنیم، فکر کنیم. عزیزان در مورد ما چه گفته اند که واقعا ما را آزار داده است؟ شاید در سخنان آنها بیش از ذره ای حقیقت وجود داشته باشد.
2. شروع به ژورنال نویسی کنید
روزنامه نگاری (نوشتن به شکل آزاد برای خودمان بدون سانسور) نیز ممکن است به این ارزیابی صادقانه از زندگی و زمینه های بالقوه انکار ما کمک کند. با نوشتن برای خودمان و صرف اجازه دادن به نوشتار بدون سانسور چیزی که می نویسیم، ممکن است بتوانیم قسمت هایی از خودمان را باز کنیم که ذهن خودآگاه سرسخت ما مانع از آن شده است. روزنامه نگاری ممکن است به روش های دیگری برای کاوش عمیق تر در حوزه های انکار ما منجر شود، مانند خواندن کتاب یا مقاله در این زمینه.
3. از عزیزان مورد اعتماد بپرسید: “من اظهارات”
شاید برخی از شما بخواهید از عزیزان مورد اعتماد و از نظر احساسی ایمن نظر آنها را بپرسید. نکته کلیدی این است که به فرد بگوییم که باید به آرامی و با محبت هر زمینه بالقوه انکار را که ممکن است در شما متوجه شده به اشتراک بگذارد. یکی از راههای انجام این کار ممکن است استفاده از جملات «من» باشد، مانند: «وقتی تو احساس ناراحتی میکنم…» یا «وقتی تو واقعاً نگران میشوم…»
4. با یک مشاور یا روان درمانگر صحبت کنید
یک شخص واضح برای بحث در مورد زمینه های بالقوه انکار ما، مشاور یا روان درمانگر است. در حالی که آنها ممکن است بیرون نیایند و زمینه های خاصی از انکار را بیان نکنند، احتمالاً به شما در یافتن این مناطق انکار خودتان کمک می کنند.
همه ما جنبه هایی از خودمان داریم که می دانیم تا حدی می توانیم از بهبود یا تغییر استفاده کنیم. بسیاری از ما همچنین یک انکار گروهی یا اجتماعی را به اشتراک می گذاریم که ترجیح می دهیم با آن مواجه نشویم. گام به گام (به ویژه با کمک یک درمانگر ماهر) و پوست کندن لایه های پیاز، به اصطلاح، می تواند به ما در یافتن حقیقت کمک کند.
این یک فرآیند است، اما همانطور که می گویند … حقیقت ممکن است شما را آزاد کند.
برای یافتن یک درمانگر، لطفاً از راهنمای درمان روانشناسی امروز دیدن کنید.